هفته گذشته بار ديگر غرب،رويارويي ديگري را با مسلمانان آزمود. انتشار فيلم موهن و سخيفي با نام «بيگناهي مسلمانان» در فضاي مجازي،دنياي اسلام را به خشم آورد. بررسي دقيقتر اين اتفاق و ورود به لايههاي پنهان آن ميتواند دو سناريو را پيش رو قرار دهد. اول آنكه در توليد اين فيلم بيارزش، ابتدا نام يك اسرائيلي مقيم امريكا با عنوام «سام باسيل» به ميان ميآيد اما دولت امريكا خيلي زود مليت و مذهب او را تكذيب كرده و مدعي ميشود، سرمايهگذار اصلي فردي مصري است كه مذهب مسيحي داشته و از قبطيان اين كشور به شمار ميرود.
در اين سناريو نخست به نظر ميرسد دستگاههاي جاسوسي غرب با همكاري موساد، پس از به نتيجه نرسيدن اغتشاشات در صحراي سينا و با توجه به سابقه درگيريهاي خونين ميان سلفيهاي متعصب و اقليت قبطي در مصر، درصدد دامن زدن به اين خشونتها بوده، اما به جاي به آشوب كشيدن مصر و ايجاد دردسر براي رژيم انقلابي و نوظهور آن، كار بالا گرفته و ماجرا به فاجعهاي جهاني بدل شده و گريبان دستاندركاران آن به ويژه امريكاييها را در تمام جهان اسلام ميگيرد.
در سناريوي ديگري كه ميتوان براي اين دسيسه تصور كرد قبول عدم اطلاع و دخالت مستقيم واشنگتن - چنانكه دولتمردان كاخ سفيد مدعي آنند- در اين جنايت است. پس از آنكه اختلافات ميان نتانياهو و اوباما بر سر برخورد با ايران اسلامي بالا گرفت، به نظر ميرسيد بار ديگر تلآويو درصدد آن است تا به حاكمان كاخ سفيد بفهماند توانايي شگفتي در ضربه زدن به منافع امريكا در سرتاسر جهان دارد؛ آن هم به گونهاي كه هيچ ردپايي از خود بر جاي نگذارد و بدبينترين ناظران نيز قادر به كشف حقيقت نباشند. با آنكه اين فيلم در سال ۲۰۱۱ ساخته شده و چند اكران محدود هم داشته است اما حمله به كنسولگري امريكا در بنغازي و به هلاكت رسيدن سفير امريكا و سه ديپلمات آن در يازدهم سپتامبر امسال و چند روز پس از عدم قبول ملاقات نتانياهو از سوي دفتر اوباما در حاشيه اجلاس چند روز آينده سازمان ملل صورت ميگيرد!
از ياد نبريد كه در يازدهم سپتامبر نيز ردپاي صهيونيستها به شدت مشهود بود. عدم حضور صدها يهودي بر سر كار در برجهاي تجارت جهاني در آن روز از نمونههاي بارز اين مسئله است. بسياري بر آنند كه تلآويو قصد داشت با دسيسه يازدهم سپتامبر به كاخ سفيد تفهيم كند كه در صورت عدم حمايت قادر است ضربات مهلكي در قلب امريكا به آنها وارد سازد. اين ماجرا نيز درست در سالگرد همان فاجعه رخ ميدهد. غرب اما به جاي درك و بررسي اين دو سناريو مرتب از لزوم احترام به آزادي بيان سخن گفته و كاخ سفيد از اينكه مسلمانان متوجه اهميت اصول دموكراسي و آزادي بيان در اين امور نيستند، اظهار تأسف كرده است.
آنها هيچ توضيحي نميدهند؛ اين چه آزادي بياني است كه در آن توهين به مسيح و پيامبر اسلام (ص) مجاز است، اما پرسيدن پرسشي درباره هولوكاست، مجازات زندانهاي بلندمدت دارد. اگر غرب وقتي سربازان امريكايي در بگرام، قرآن را سوزاندند، متهمان را محاكمه ميكرد و جزا ميداد و تنها به احضار اداري در موردشان بسنده نميكرد و اگر بيش از اين به دسيسههاي لابي صهيونيستي واكنش نشان ميداد، امروز اينچنين در جهان اسلام و نزد آزادگان دنيا بيآبرو نميشد و تاوان نميداد؛ تاواني سنگين كه هنوز شمهاي از آن آشكار شده و روزهاي سخت آن در راه است!