
اين مستند علاوه بر گشودن دريچهاي بر مشكلات و محروميتهاي مردم اين منطقه، مصداق بارزي از فرمايش امام(ره) درخصوص صدور انقلاب از طريق جنگ تحميلي را پيشروي مينهد چراكه اگر شما نيز پاي سطور مصاحبه زير بنشينيد، با جواناني از پاراچنار آشنا ميشويد كه روزهايشان را با خواندن زندگينامه و منش سرداران شهيد دفاع مقدس آغاز ميكنند و خود را آماده روزهايي ميسازند كه سلفيهاي افغاني يا پاكستاني با حمايت امريكا و طالبان، به دهكدههايشان يورش ميبرند! متن زير حاصل گفتوگوي «جوان» است با سهيل كريمي درخصوص پاراچنار و ريشهيابي شكلگيري مقاومت مردم اين سامان از انقلاب اسلامي و دفاع مقدس.
چطور شد كه به فكر رفتن به پاراچنار و ساخت مستندي از مردم آنجا افتاديد؟
تقريباً در سال ۸۶ بود كه از گوشه و كنار مطالبي درخصوص پاراچنار ميشنيدم. بيشتر اين آشنايي نيز مربوط به وجود شهيد سيدعارف حسين حسيني نماينده امام در پاكستان ميشد كه در سال ۶۷ توسط گروههاي سلفي ترور شده است. مزار اين شهيد بزرگوار چون زيارتگاهي در روستاي زادگاهش پيوار از توابع منطقه پاراچنار قرار دارد و به اين ترتيب وقتي كه از وضعيت سخت مردم شيعه مذهب آنجا در مواجه با طالبان و گروههاي سلفي آشنا شدم، تصميم گرفتم به پاراچنار بروم. حدود سه سالي نيز دوندگي كردم تا آنكه طرحم در مركز گسترش سينماي مستند تصويب شد و سال ۱۳۸۹ پس از گذراندن مشكلات بسياري خودم را به اين منطقه در محاصره سلفيها رساندم.
اصلاً پاراچنار در كجاست؟ كمي درخصوص وضعيت مردم آنجا بگوييد. گويي تأثيرپذيري خوبي نيز از انقلاب و به خصوص دفاع مقدس داشتهاند. پاراچنار منطقهاي است در ضلع شمال غربي كشور پاكستان كه در مجاورت مرزهاي جنوب شرقي افغانستان قرار دارد، حدود يك ميليون نفر جمعيت دارد كه ۶۰۰ هزارنفرشان شيعه هستند. شهر پاراچنار مركز اين منطقه نيز ۲۰۰ هزار نفر جمعيت دارد. اگر بخواهيم مناطق اطراف پاراچنار را يك به يك بررسي كنيم، خواهيم ديد آنجا با استانهايي احاطه شده كه در تسلط طالبان يا سلفيها قرار دارند. به اين ترتيب مردم اين منطقه تنها به جرم مذهبشان و اينكه مدافع آرمانهاي نظام اسلامي ايران هستند، بارها و بارها از سوي سلفيها كشتار شدهاند. همانطور كه شما نيز گفتيد اين مردم تأثيرپذيري بسياري زيادي از انقلاب اسلامي ايران و دفاع مقدس داشتهاند كه از اين حيث ميتوان گفت پاراچنار مصداق بارزي از كلام امام(ره) درخصوص صدور انقلاب در جنگ به شمار ميرود.
ريشه اين تأثيرپذيري از كجا نشأت گرفته است؟ پيشتر از شهيد سيدعارف حسيني نام بردم. او از مريدان امام خميني(ره) بود كه در زمان تبعيد ايشان در نجف خدمت امام(ره) رسيده بودند. سپس به ايران آمده و به خاطر فعاليتهاي انقلابي توسط ساواك نيز دستگير ميشود. شهيد حسيني پس از پيروزي انقلاب اسلامي به خواست امام خميني(ره) نماينده ايشان در پاكستان ميشود و خدمات بسياري نيز انجام ميدهد. آشنايي مردم پاراچنار با انقلاب اسلامي و مقوله دفاع مقدس نيز از طريق افرادي چون او صورت گرفته است. البته داشتن مذهب تشيع آن مردم و احساس نزديكيشان با نظام اسلامي نيز مزيد برعلت شده چنانچه جوانان آنجا حضور پرشوري در جبهههاي جنگ داشتهاند و شهداي بسياري را نيز در دفاع مقدس تقديم نظام اسلامي كردهاند.
برايمان جالب است از مصاديق عيني تأثيرپذيري مردم پاراچنار از دفاع مقدس بدانيم، غير از شهدايي كه گفتيد، چه موارد ديگري را از آن مردم سراغ داريد؟ موارد بسيارند. به عنوان نمونه در سال ۱۳۶۱ وقتي كه عمليات الي بيتالمقدس انجام ميگيرد، شهيد سيدعارف حسيني به طلاب مدرسه علميه جعفري پاراچنار ميگويد عمليات با مشكلاتي مواجه شده و يك روز را تعيين كنيم تا براي پيروزي رزمندگان ايراني روزه بگيريم. خيلي زود اين خبر از چارچوب اين مدرسه فراتر رفته و در سطح منطقه ميپيچد، به اين ترتيب مردم كل منطقه روزه ميگيرند و بعدازظهر همان روز خبر آزادسازي خرمشهر به آنها ميرسد. به پيشنهاد شهيد حسيني قرار ميشود تا روز بعد يعني چهارم خردادماه جشن گرفته شود، اما سلفيها به تحريك ضياعالحق، نخستوزير وقت پاكستان كه مدافع صدام بود، به روستاي صده از توابع پاراچنار يورش ميبرند و چنان كشتاري ميكنند كه آن روز عزاي عمومي اعلام ميشود. ميبينيد! مردم اين منطقه حتي كيلومترها دورتر از خطوط جبههها آن چنان با مسائل جنگ تحميلي خود را درگير كرده بودند كه برايش شهيد ميدهند. در حالي كه شايد همان موقع بودند افرادي كه در تهران يا ساير شهرهاي ما، فارغ از جنگ و رزمندگان به زندگي عادي خود ميپرداختند.
رابطه جوانان و مردم پاراچناري با شهداي دفاع مقدس را چطور ديديد؟ پاراچنار تقريباً سه بازار دارد كه شايد جز چند مغازه اندك انگشت شمار تمامي مغازههاي اين بازارها تصاوير امام(ره) و مقام معظم رهبري را به ديوارها نصب كردهاند. در داخل خانههاياهالي كه حتي ميتوان تصاوير شهداي دفاع مقدس، همانند شهيد همت، باكري، زينالدين و... را ديد كه آذينبند محيط داخلي اين خانهها شدهاند. جالب است كه آنها شهداي گرانقدر جنگ تحميلي را به نام و صفات و روحيات ميشناسند و شايد خيلي از مردانشان همرزم اين شهدا در جبهههاي جنگ بودهاند. من در آنجا با دانشجويي به نام نصرت حسين آشنا شدم كه در رشته برق در كالج پاراچنار مشغول تحصيل بود. نصرت دفتري درست كرده بود كه هرچند ورق آن را به يكي از شهداي دفاع مقدس اختصاص داده و با چسباندن تصاوير آن شهيد، روي برگهها از زندگي نامه گرفته تا صفات اخلاقي و نحوه شهادت آن عزيز نوشته بود. خودش به من ميگفت هر صبح كه از خواب بيدار ميشود صفات يكي از سرداران شهيد را مورد مطالعه قرار داده و سعي ميكند روزش را با صفات شهيد مورد نظر بگذراند. اين يعني پيروي عملي از سيره شهدا كه در نزد جوانان پاراچناري به وفور به چشم ميخورد.
از محروميتها و مظلوميتهاي مردم پاراچنار بسيار شنيدهايم، شما كه خودتان مدتي را در آنجا حضور داشتيد، چه تعريفي از اين مشكلات داريد؟ براي بررسي مظلوميت آن مردم بايد نگاهي به گذشتهشان بيندازيم. شيعيان پاراچنار تقريباً مقارن با حاكميت صفويه در ايران به مذهب تشيع گرويدند. اين منطقه در مقاطعي جزو ايران نيز بودهاند اما به دليل قرار در اقليت بودن شيعيانش، از همان زمان مورد ظلم واقع شدهاند. در عصر حاضر اولين كشتار اين مردم مظلوم در عاشوراي سال ۱۳۴۰ صورت گرفت. در اين روز سلفيها با هجوم به پاراچنار تعداد زيادي از مردمآنجا را به شهادت رساندند. بعدها در زماني كه افغانستان دچار درگيريهاي داخلي و مبارزه مجاهدان با ارتش شوروي بود، پناهندگان بسياري به پاراچنار ميآيند كه با توصيه علماي اين منطقه توسط مردم پذيرايي و پذيرفته ميشوند. پناهندگان بعدها با شروع فصل زمستان شروع به ساختن كلبههايي براي خود ميكنند و رفته رفته با ازدياد جمعيتشان يك كلوني براي خود ترتيب ميدهند. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه با تحريك دولت وقت پاكستان و نيز گروههاي سلفي، يك جمعيت يازده هزار نفري از پناهندگان كه به سلفيها گرويده بودند، تشكيل يك گروه ضد شيعه را در اين منطقه ميدهند و اهالي پاراچنار چه از داخل و چه از خارج لطمات زيادي را متحمل ميشوند. اما از آنجا كه اين گروه سلفي در سال ۸۷ نسبت به مظاهر مقدس تشيع علناً توهين ميكنند با پايمردي و رشادت مردم پاراچنار از منطقه رانده ميشوند. ليكن به دليل قرار داشتن پاراچنار در محاصره سلفيها هرازگاهي حملاتي عليهشان انجام ميگيرد و شهداي بسياري ميدهند. مثلاً وقتي ما در آنجا بوديم يك كودك ربوده شد كه چند روز بعد جسد بيسرش پيدا شد يا تازه دامادي نيز ربوده شد و چندي بعد دو دستش در يك منطقه و باقي اجزايش در مناطق ديگر يافت شدند. روستاي سادات يكي از روستاهاي معروف منطقه است كه همه اهالياش سيد حسيني بودند اما متأسفانه تماميشان توسط تكفيريها قتل عام شدهاند. از اين موارد در آنجا بسيار است و حتي گفتنش زمان زياد ميبرد.
اگر بپذيريم كه آن مردم دفاع از نظام اسلامي را نه تنها در شعار كه با دادن شهداي بسياري در عمل به اثبات رساندهاند، به نظر ميرسد حمايتهاي مسئولان ما از آنها چندان جالب توجه نبودهاست، دليل اين امر را در چه ميدانيد؟ متأسفانه با وجود آنكه خود من براي موضوع پاراچنار دو جلسه با اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس داشتم، اما اين جلسات چندان مفيد فايده نبوده است. حتي قرار شد تك باند موجود در پاراچنار براي فرود كمكهاي بشر دوستانه كشورمان عريض شود ليكن اين موضوع با گذشت يكسال و چند ماهي كه مطرح شد مسكوت مانده است. به نظر ميرسد پاراچنار از جمله خطوط قرمز شوراي عالي امنيت ملي كشورمان باشد. متعاقب آن خط قرمز رسانههايي چون صدا و سيما نيز هست. دليلش هم به نظر من اطلاعات غلطي است كه از ماهيت شيعيان اين منطقه به داخل كشور و به برخي از مسئولان منتقل شدهاست. با وجودي كه بنده در مستند زخم پيوار سعي كردم حقايق را عيناً منتقل كنم اما متأسفانه هنوز اقدام جدي در اين خصوص صورت نگرفته است.
گذشته از منطقه پاراچنار، در جاي جاي كشور پاكستان نيز ميتوان مردمي مسلمان و معتقد را مشاهده كرد كه صرفنظر از مذهب، از تكفيريها بيزاري ميجويند و نسبت به انقلاب اسلامي ايران علاقه نشان ميدهند. با وجود مشكلات متعددي كه پاكستان دارد، آيا ميتوان در آينده شاهد نوعي از بيداري اسلامي در اين كشور باشيم؟ اگر تحولات بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه را بررسي كنيم، ميبينيم كه نظام آنها يك نظام ديكتاتوري بود و مردم عليه استبداد چندين ساله قيام كردند. اما در پاكستان يك حكومت دموكراتيك حاكم است. هرچند همانطور كه گفتيد مردم اين كشور از محروميتهاي بسياري رنج ميبرند ليكن بيشتر فقر آن مردم به خاطر فقر كشورشان است و به اين ترتيب شايد نتوان نظير بيداري اسلامي كشورهاي منطقه را در پاكستان نيز شاهد باشيم. البته مسائلي سياسي همانند رقابت با هند يك وفاق ملي در اين كشور ايجاد كرده كه باعث اتحادشان شده است. دركل بايد پذيرفت كه مشكلات پاكستان زياد است و اين امر مورد اعتراض مردم اين كشور نيز واقع شده است.
به نظر شما چه عاملي باعث ميشود كه مردم پاراچنار با وجود مشكلات فراواني كه دارند همچنان با جديت بر سر آرمانهايشان ايستادگي كنند؟ دلايل اين امر را ميتوان در همان ايستادگي مردم ايران در انقلاب و دفاع مقدس جستوجو كرد، در پيام شهيداني يافت كه امثال نصرت حسينها، زندگينامه و منششان را بيشتر از امثال ما ميدانند و به آن عمل ميكنند يا در مقاومتي يافت كه هماكنون در مناطقي چون غزه و لبنان و برخي ديگر از كشورهاي اسلامي شاهد هستيم. همانطور كه امروز بيداري اسلامي را برگرفته از آرمانهاي امام(ره) و تأكيدات مقام معظم رهبري مبني بر ايستادگي در برابر استبداد و استكبار ريشه يابي ميكنيم، مردم پاراچنار نيز بيشتر راه و رسم زندگي جهادگونه خود را از همين انقلاب و دفاع مقدس اخذ كردهاند و به همين ترتيب مقاومتي را نشان ميدهند كه براي خيلي از افراد باور نكردني است. در پاراچنار بارها شاهد بوديم كه تكفيريها به روستاها نفوذ كرده و سرراه مردم مين كار ميگذاشتند، طوري كه پدران و برادران بسياري هنگام عزيمت به سرزمينهاي خود درست مقابل خانهشان روي مين رفته و جلوي چشم خانواده تكهتكه ميشدند اما اين مردم رسم مقاومت را از امامي آموختند كه اكنون انديشههايش جهان اسلام را به تكاپو واداشته است. امروز تأثير كلام امام(ره) كه از طريق آموزههاي افرادي چون شهيد سيدعارف حسين حسيني به عمق روح مردم پاراچنار رسوخ يافته در جاي جاي اين منطقه مشهود است و مصاديق متعددي ميتوان براي آن يافت. آن مردم چنان با انقلاب اسلامي ايران عجين شدهاند كه وقتي آيتالله جنتي در سال ۱۳۶۷ از سوي امام(ره) به پاراچنار سفر كردند، همان سال افراد زيادي نام فاميل خود را به جنتي تغيير دادند. يا وقتي شهيد آويني در سال ۱۳۶۸ به آنجا سفر كرد، اكنون تصاوير اين شهيد عزيز را ميتوان در خانههاي بسياري مشاهده كرد. مردم پاراچنار هميشه مدافع نظام اسلامي بودهاند و به نظر من، ما نيز وظيفه داريم كه در حد توانمان از اين مردم نجيب و وفادار حمايت كنيم.