
در كشور ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مهمترين رخدادي كه هيچگاه از ذهان مردم ايران پاك نخواهد شد، پيروزي و سربلندي در پشت سر گذاشتن يك هجوم وحشيانه هشت ساله و دفاع قهرمانانه مردم كشورمان به همراه توجه و احترام به ارزشهاي والاي الهي و انساني بود. جشنواره بينالمللي فيلم مقاومت(دفاع مقدس)كه از دوره قبل به سطح بينالملل ارتقا پيدا كرده است؛هر دو سال يكبار با بررسي توليد آثاري در حوزه روايت آن ايام، توليدات و افراد برتر را معرفي و تشويق ميكند. دوازدهمين دوره اين جشنواره كه به ميزباني استان كرمان(در بخش داخل كشور) و ۶۰ شهر مرزي و محروم وهمچنين چند كشور ديگر (در بخش خارج كشور)برگزار ميشود، علتي شد تا نزد محمد خزاعي دبير اين جشنواره برويم. آنچه در ذيل ميآيد مشروح گپ و گفت ما با وي است.
به نظر شما علت ركود چند ساله در مسير توليد فيلم و آثار سينماي دفاع مقدس چه بوده است؟ و احيا دوباره اين ژانر پرمخاطب سينماي كشورمان چگونه و توسط چه بخش يا سازماني صورت گرفت؟ بعد از طي شدن يك زماني ديگر آن تمنا و خواهشها براي فيلم دفاع مقدس كمرنگ شد چراكه وقتي به قول يك مسئول سابق فرهنگي كه در آن زمان گفته بود: «مقوله دفاع مقدس تمام شد»؛خب وقتي منظرگاه يك مدير و مسئول ارشد فرهنگي كشور اين باشد، چه انتظاري ميتوان براي سياستگذاري درست در زمينه حفظ و پيشبرد اهداف و اصول اين حقيقت و تاريخ كشور داشت؟همين اظهار نظر سكاندار بخش فرهنگ كشورمان در آن زمان باعث شد كه سياست حمايت و پشتيباني از سينماي دفاع مقدس برداشته شود، به طوري كه ما در طول سال پنج تا فيلم دفاع مقدسي نداشتيم! به اين ترتيب توليد فيلمهاي دفاع مقدسي اندك شد و ما به جايي رسيديم كه آيا اصلاً جشنواه دفاع مقدس برگزار بشود يا خير»!
من يك مطالعاتي در مورد پنج سالي كه اين جشنواره تعطيل بود داشتم و متوجه شدم كه در آن سالها در كل ۲۰ فيلم دفاع مقدسي توليد شده بود. جالب اينجاست كه در بازه زماني جشنواره امسال با جشنواره قبلي ۲۲ فيلم سينمايي با اين ژانر ساخته شده است. جشنواره دفاع مقدس در اين دو دوره با همت بزرگواراني مانند آقاي جباري كه دغدغه اين كار را دارند و شخص سردار نقدي كه مقوله فرهنگ و توليدات فرهنگي در كشور برايشان بسيار پراهميت است، توسط انجمن سينمايي دفاع مقدس بنياد روايت دوباره احيا و پويا شد. دوره قبلي اين جشنواره هم جزو بهترين و باشكوهترين دورههاي برگزار شده اين جشنواره بود كه دليل آن هم حضور و كمك همه عزيزان بود. ما بيشترين سعيمان احيا دوباره اين جشنواره بود كه شكر خدا انجام شد. بحث دفاع مقدس، ما يك زماني ميتوانستيم در يك عرصهاي حضور پيدا بكنيم و يكسري رشادتها را در صحنه نبرد با دشمن نشان دهيم. امروز ما يكسري وظايف و هر كدام در حيطه كار خودمان داريم مثلاً من با برگزاري اين جشنواره ميتوانم كارهايي انجام بدهم شما در عرصه روزنامهنگاري و رسانه و ديگري در حوزه سياستگذاري و يكي هم در عرصه علمي ميتواند كارهايي را انجام بدهد. اما لازم است كه سينماگر ما هم اين را بداند كه مقوله دفاع مقدس يك موضوع و مسئله شخصي يا پيش پا افتادهاي نيست كه هركس با يك نوع نگاه شخصي و واقعي به آن نگاه بكند و اثر و فيلم توليد بكند. اين كار امروز ما هم خودش يك نوع مقاومت كردن و جنگيدن است؛ بنابراين كار فرهنگي كردن خودش يك نوع جنگيدن و سينماگران دفاع مقدس ما سرداران فرهنگي كشورند و ما در حال اين نبرد براي رسيدن به شرايط و جاهاي جديدتر و بهتر هستيم. حال اگر اين مقوله همگام با ارزشها و همراه با باورها باشد مثل همان اتفاقي كه قبلاً و تحت عنوان جنگ افتاد، ميشود جشنواره مقدس يا جشنواره دفاع مقدس، اين يك تعريف كلي است كه ميتوانيم براي اين جشنواره داشته باشيم.
علت تغيير نام اين جشنواره از«دفاع مقدس» به«مقاومت» چه بود؟
مقاومت يك تفكر جهاني را پيگيري ميكند. مقاومت در سراسر دنيا مفهوم خاصي دارد. در واقع مقاومت دوتا مفهوم دارد؛ يكي مفهوم عام مقاومت است كه مشتمل بر ايستادگي در برابر هر چيزي ميباشد. يكي ديگر مفهوم خاص و به معنايي است كه ما در حال دنبال كردن آن هستيم و آن معناي مقاومت اسلامي است كه در برخي از كشورها در حال جريان و اتفاق است، مقاومت در برابر استكبار جهاني و صهيونيزم، به منظور ظلم ستيزي و براي كسب عدالت در حال وقوع است. ما در حال پيگيري اين مقوله هستيم و اساساً جنس مقاومت ما، مقاومتي متفاوتتر است. حالا وقتي گفته ميشود سينماي جنگ(سينماي دفاع مقدس)، ما نميخواهيم كه موضوع هر نوع جنگي در آن جشنواره وجود داشته باشد، علتش هم اين است كه ما به دنبال يك مفهوم خاص هستيم، وقتي در حال تلاش براي بينالمللي كردن سينماي مقاومت هستيم و سعي ميكنيم كه يك چشم انداز جديدي در عرصه بينالمللي داشته باشيم مجموعه فيلمسازهايي با اين جشنواره ارتباط داشته باشند كه جريان مقاومت و بيداري اسلامي، بحث ظلم و استكبار ستيزي و مقابله با صهيونيزم برايشان دغدغه باشد. بايد فيلمسازها بيايند و با شركت در اين جشنوارهها با كيفيت موضوعات و اهداف آن بيشتر آشنا بشوند و آن را بشناسند. بسياري از دوستان از ما خواستهاند، كه البته كار يك سال و دوسال نيست، جشنواره دفاع مقدس كه به حالا به اسم جشنواره مقاومت مسمي شده است بتواند به پايگاه مهمي براي فيلمسازهاي مقاومت اسلامي در سراسر كشورها باشد و چشم انداز آينده اين جشنواره اين است. بنابراين قطعاً جشنواره امسال به يك جشنواره ديگري تبديل خواهد شد چراكه با تابلو و استراتژي نظام در حال كار كردن است.
تفاوت اصلي سينماي جنگ يا دفاع مقدس در ايران با ساير ملل ديگر در چيست؟ و بفرماييد علت عمده گسست و ترديدهاي امروزه در نزد برخي از فيلمسازان گذشته و نامي عرصه سينماي دفاع مقدس را در چه چيزي ميدانيد؟ اساساً يك عدهاي با نام سينماي دفاع مقدس مشكل دارند و ميگويند چرا اين نام را بر آن ميگذاريد؟ خب بگوييد سينماي جنگ. حالا شايد ما در بيرون از كشور به آن سينماي جنگ بگوييم اما اين را هم عنوان ميكنيم كه جنس آرمانهاي ما با آرمانهاي ديگر كشورها متفاوت است، در واقع هر نوع حركتي كه پيوند ميخورد با ارزشهاي ديني و معنوي و باورهاي مردم قطعاً جنس ديگري پيدا ميكند، جنس دفاع مقدس ما از اين نوع بود. وقتي يك رزمندهاي در جبهه حضور پيدا ميكرد احساس افتخار ميكرد كه اين جنگيدنش در راه خدا هست و شهادت را بالاترين آرزوي خودش ميديد، يعني آرمان نهايي يكم رزمنده شهدات در راه خدا بود. اين مربوط به گذشته و الان نيست بلكه خيلي از سردارها و مردم و جوانهاي معتقد ما دوست دارند كه شهيد بشوند!وقتي اين موضوع با ديگر مقولههاي ديني ما مخلوط ميشود يك مفهوم ديگري به وجود ميآيد كه ايثار، از خود گذشتگي و باور در آن جاي ميگيرد. همه در فضاي گمنامي به دنبال انجام كارهايي بودند زيرا به يك باور رسيده بودند، آن باور اين بود كه ما داريم در راه خدا تلاش ميكنيم و آن يك تلاش فيسبيل ا. . . است. اين باورها فقط براي يك عده خاص يا دست نيافتي نبوده است بلكه همين الان هم در جامعه ما يك عدهاي هستند كه فقط براي رضاي خدا و خشنودي او كارهايي انجام ميدهند. امروزه جاي اين نگاهها در سينماي دفاع مقدس ما خالي است چراكه سينماي دفاع مقدس ما در حال حاضر به سمتي ميرود كه ممكن است شما بپرسيد اين فيلمي كه يك فيلمساز ما دارد انجام ميدهد چه تفاوتي دارد با فيلمسازي كه قضاياي جنگ جهاني دوم را ساخته است؟تقويت باورها باعث ميشود جواني كه در زمان و فضايي دارد زندگي ميكند كه تمام تهاجمات در يك طرف است و دچار يك شبيخون فرهنگي است نياز به يك اسطوره و قهرمان و الگو دارد.
احتمالاً عمدهترين مشكل اين جشنواره جذب مخاطب خواهد بود. براي ترغيب و اقبال مخاطبين و مرتفع كردن اين مشكلات چه تمهيدات و برنامهريزيهايي كردهايد؟
واقعيت اين است كه من جشنوارههاي زياد و متنوعي را برگزار كردهام، به غير از جشنواره فيلم فجر كه در آن فيلمها به خاطر جديد و بكر بودنشان جذاباند، مابقي جشنوارهها كمتر مورد توجه قرار ميگيرند. چون اكثر فيلمهايشان را يا مخاطبان ديدهاند و از زمان توليد آنها خيلي گذشته است يا برخي از آن فيلمها از طريق تلويزيون نمايش داده شدهاند يا وارد رسانههاي ديگري شدهاند. در جشنواره امسال به جز دو سه تا فيلم جديد مابقي كارها اكران شدهاند و فيلم جديدي نداريم، پس بايد به مخاطب حق داد كه براي ديدن فيلمهاي تكراري خيلي اشتياقي نداشته باشد. البته ما در اين دوره از جشنواره يك راهكارهايي را پيدا كردهايم غير از اينكه ما پيش فروش بليتها را اعلام كردهايم. برخي دوست دارند كه به اين شكل بليت تهيه كنند و اين تجربهاي بود كه ما در جشنواره فيلم كيش به آن پي برديم، وقتي در آن جشنواره ما پيش فروش را اعلام كرديم ديديم افرادي از مشهد، شيراز و بسياري ديگر از شهرهاي دور و نزديك بليت خريداري كردند و دوست داشتند كه بيايند و در جشنواره حضور داشته باشند كه اتفاق خيلي خوبي بود. اين تجربه باعث شد كه در اين جشنواره مقاومت هم آن را داشته باشيم و به غير از جشنواره فجر بياييم و بحث پيشفروش را اعلام كنيم. يكي ديگر از راهكارها سهميههايي است كه به برخي از ارگانها و سازمانهاي دولتي كه با مقوله دفاع مقدس سروكار نزديكي دارند در نظر گرفتهايم تا اينكه آنها هم بتوانند حضور داشته باشند. راهكار ديگر فضاي تبليغاتي است كه با كمك رسانههايي مانند شما، رسانه ملي و بسياري از سايتها و خبرگزاريها بتوانيم ايجاد كنيم تا مردم بتوانند در جريان قرار بگيرند. يكي از فضاهايي كه معمولاً در جشنوارههاي ديگر مغموم و مغفول ميشوند، بخش بينالملل است. ما فيلمهاي بسيار خوبي را داريم دعوت ميكنيم در حوزه بينالملل كه حتماً براي مردم جذاب خواهد بود، اما مردم معمولاً اشتياقي براي ديدن فيلمهاي بخش بينالملل ندارند. يعني به رغم جذابيت بسيار زياد چه از لحاظ محتوا و چه از نظر ساختار آنها متأسفانه كسي براي ديدن اين فيلمها نميآيد.
كيفيت و حضور جشنواره در ۶۰ شهر مرزي و محروم كشور در چه سطحي است؟ خيلي وقت بود كه به اين فكر افتاديم جشنوارهها معمولاً در پايتخت يا كلانشهرها برگزار ميشوند و مردم سراسر كشور به خصوص مناطقي كه درگير مقوله دفاع مقدس بودهاند حظ و نصيبي ندارند. امسال مطرح و برنامهريزي شد كه ما ۶۰ منطقه محروم، مرزي و جاهايي كه درگير جريان دفاع مقدس بودهاند، اين فضاي شادابي و نشاط اجتماعي و در حقيقت اتفاقي كه دارد در هفته دفاع مقدس ميافتد مختص كلانشهرها نباشد و بتوانيم ما جشنواره را در دل آنها ببريم، آنها كه نميتوانند بروند و از برنامه ما استفادهاي ببرند. امروزه يكي از بهترين خدماتي كه ميتواند به مناطق محروم كشور بشود خدمات فرهنگي به اين مناطق محروم و مرزي كشور است. ما چون در تهران زندگي ميكنيم اغلب چه در توليد فيلم هايمان و چه در سياستگذاريهاي فرهنگيمان (كه با مراجعه به اين شهرها متوجه نبود و فقدان كمترين امكانات براي نمايش فيلم و ديگر چيزها ميشويم) اين مناطق كمتر مورد توجه و پيشرفت نسبت به كلانشهرها قرار ميگيرند. بالاخره مباحث فرهنگي به همه افراد تعلق دارد و بايد امكانات فرهنگي را در تمام سطح كشور توزيع كنيم چراكه استفاده از امكانات و توليدات فرهنگي بايد در سراسر كشور توزيع بشود. الان يك تيم ۵۰ نفره در حال تلاش هستند تا بتوانند اين ۶۰ منطقه مرزي را در جشنواره درگير و دخيل بكنند كه در هر منطقه بين سه تا پنج روز نمايش فيلمها را خواهيم داشت. اگر خود آن مناطق بتوانند بخشي از امكانات را خودشان فراهم بكنند مثل سالن و بخش ديگري از تهيه و تدارك كارها هم برعهده ماست مانند اعزام هنرمندان فيلمها تا مردم در كنار آنها آثار جشنواره را تماشا بكنند. بهرغم گستردگي و زياد بودن ۶۰ منطقه، دوستان در حال تلاشاند تا بتوانند برنامهريزي و كارهاي اوليه اين گام بزرگ را تهيه و تدارك ببينند تا انشاا. . . . از سي و يكم شهريور تا هفتم مهرماه در مناطق مرزي و از پانزدهم مهرماه تا هفتم آبان ماه بتوانيم جشنواره را در خارج از كشور برگزار كنيم. در خارج از كشور طبق طراحي و برنامهريزي اوليه تقريباً در ۹ كشور جشنواره برپا خواهد شد كه در هر كشوري هم سه يا چهار روز نمايش، جلسات افتتاحيه و ديدار با هنرمندان خواهيم داشت.
آيا لازم بود كه جشنواره (سينماي دفاع مقدس)مقاومت در سطح بينالملل برگزار شود و چگونه ميشود اهداف و ارزشهاي شهدا و انقلاب را منتشر كرد. در مقوله فيلمهاي دفاع مقدس من هميشه يادم هست كه عنوان ميشد از سينماي جنگ كشور ما استقبال نميكنند و موضوع دفاع مقدس ما را دوست ندارند. هميشه دغدغه خود من اين بود كه آيا در خارج از كشور اينگونه است؟ يا اينكه مگر ميشود در بيرون از مرزهايمان و در بين مردمي كه داراي ذائقه متنوع و مختلفي هستند همانند خودمان، هيچ درگيري حسي با جريان دفاع (مقدس) نداشته نباشند؟آيا كساني كه در هيئت جامعهشناس و روانشناس و. . . در حال كاوش هستند مقوله جنگ ما برايشان مهم نيست؟ ديدم كه قطعاً اينجوري نيست، اولين تجربه ما دو سال پيش بود و ديديم كه چقدر ميتواند ارتباطي عميق با مخاطبين خودش برقرار بكند. اگر ما اصرار داريم كه اين فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي بايد در خارج از مرزها ترويج شده و ديده بشود، يكي از مهمترين مقولاتي كه براي اين هدف وجود دارد سينما است. اولين گامها را ما برداشتيم و جواب بسيار خوبي هم گرفتيم، امسال گستردگياش بيشتر است، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي دارد به ما كمك ميكند و در كنار ما قرار گرفتهاند تا بتوانيم ادامه اين روند را با كمك رايزنهاي فرهنگي داشته باشيم. جشنواره مقاومت(دفاع مقدس) دارد يك دريچه تازه و نو و بديعي ميشود در زمينه ارتباط فيلمسازهاي دفاع مقدس با فعالان ساير كشورها تا اين مفاهيم و پيامها منتقل بشوند و قطعاً بازتابهاي بسيار متفاوتي خواهيم داشت.
جايگاه پرداخت به شهداي ترور در چه بخش يا بخشهايي از جشنواره در نظر گرفته شده است؟ هر دو سال در جشنواره يك سياستگذاري انجام ميشود و يك بخش جديدي را اضافه ميكند كه ميشود بخش ويژهاش. دو سال پيش ما در جشنواره بخش فيلمهاي ۳۱۳ ثانيهاي را اضافه كرديم كه شامل توليدات و آثار خاصي كه با هزينه جشنواره يا شخصي توليد ميشد و به جشنواره ارسال ميشد. امسال دفتر جشنواره و شوراي برگزاري به نتيجه رسيد كه با وجود بيش از ۱۷ هزار نفر شهيد ترور در كشورمان داريم و با توجه به مانور رسانههاي بيگانه عليه كشورمان در زمينه حمايت از تروريسم، تا به حال هيچكس نيامده است كه در مورد تعداد و افراد اين شهداي ترور كه توسط مزدوران همين به اصطلاح طرفداران حقوق بشر امروز به شهادت رسيدهاند كه از رئيسجمهور و نخست وزير تا كاسب و كارگر در بين اين هزاران شهيد حضور دارند. بحث امسال ما اين بود كه بر اساس سياستگذاريهاي جشنواره به اين نتيجه رسيديم كه مبحث شهداي ترور بحث مهمي براي ما خواهد بود و با برنامهريزي كه انجام شد اين بخش را پررنگ تر كرديم. از بركات همين كار اين است كه بسياري از بخشهاي فرهنگي كشور در حال پرداختن به اين موضوع هستند و در اين زمينه خيلي فعال هستند. در حد بضاعت و توانمان آمديم و سرمايهگذاري كرديم و حدود ۲۰ فيلم با موضوعات مختلف و توسط كارگردانان و فيلمسازان كوتاه و مستند كه مختص تهران هم نيستند از شهرهاي مختلف دور هم جمع شدند و فيلمهايي را در اين زمينه توليد كردند. در مجموع بخش ويژه جشنواره امسال ما با نگاهي جديتر به بحث شهداي ترور و در بخش «جلوهگاه نور» خواهد بود.
چرا برخي از رسانهها به شكل دفعي با مقوله جشنواره مقاومت (دفاع مقدس) برخورد ميكنند؟ ما دو جنس آدم داريم حتي فيلمسازهايي داريم كه مقاومت ميكنند، و در مقابل فيلمسازاني هم داريم زماني كه بحث دفاع مقدس پيش ميآيد ميگويند «ول كن بابا اين مال ما نيست»! يك مقوله رسانهها را داريم و يك مقوله فيلمسازها. برخي از افراد به گونهاي با جشنواره فيلم دفاع مقدس برخورد ميكنند كه انگار اين جشنواره مختص به افراد خاصي است. ما خيلي نبايد از اين افراد انتظار داشته باشيم كه با ما همراه باشند، چون اينها با انقلاب همراه نيستند و از اساس مشكلاتي دارند، اما معني اين حرف هم اين نيست كه هركس با سينماي دفاع مقدس مشكل دارد با انقلاب هم مشكل دارد. در واقع اينها شناختي راجع به سينماي دفاع مقدس ندارند و نميدانند كه دفاع مقدس يعني چه؟دفاع مقدس يعني دفاع و باور ملي ما كه همه مردم به آن اعتقاد دارند. از طرف ديگر برخي متناقض نظر اين افراد را داند، مثلاً برخي از اشخاص را كه من براي جشنواره فجر دعوت ميكردم نميآمدند اما براي اين جشنواره ميآيند! اين خيلي نكته ظريف و قابل اعتنايي است. در واقع دفاع مقدس را جزو باور و اعتقادشان ميدانند و اين به رغم هر گرايش و اختلاف سياسي است كه با وزارت ارشاد و هر جاي ديگري كه دارند. ببينيد بحث گرايشات در دفاع مقدس فرق ميكند، يا اينكه ما بد تبليغ كردهايم و باعث شده است بعضيها پس بزنند و اينچنين تفكري ايجاد بشود يا آنها هيچگاه با ما همرا نبودهاند، يا اينكه ما بايد تلاش بكنيم تا آنها را به يك معرفت جديد برسانيم. اما برخي از فيلمسازها و رسانهها يك نقش ديگري دارند و شما نميتواني كه با گفتوگو و صحبت كردن اينها را به يك معرفت و شناخت برساني. وقتي نگاه ميكني كه يك رسانه يا روزنامه در حال فراهم كردن و زمينه چيني براي انجام كودتا عليه كشورش است، وقتي نگاه ميكني تفكري كه در آن رسانه حاكم است يك تفكر بسيار روشن و وابسته به يك گرايش خاص سياسي است، ديگر نميتواني توقع داشته باشي كه چند صفحه از رسانهاش را اختصاص بدهد به مقوله دفاع مقدس و حمايت بكند از يك چنين جرياني. اصلاً اشتراكات گفتگويي ما نداريم و هيچگاه اين اشتراكات ايجاد نميشود چراكه آنها يك چيزي را انتخاب كردهاند. به طور مثال ممكن است كه شرايط گفتگو با رانندهاي كه بر اثر تصادف موجب مرگ فرد ديگري شده است قابل فرض است اما نميتواني براي يك جاني و قاتل اينچنين موقعيتي را متصور باشي. برخي اندك و بسيار بسيار كم ازرسانههاي ما هستند كه به هيچ عنوان به مسئله دفاع مقدس ورود نميكنند كه اين هم تابع جهتگيري و اهدافشان است. در زمينه فيلمسازاني كه به آنها پيشنهاد ساخت آثار دفاع مقدسي ميشود فكر ميكنند كه اين مقوله يك ژانر و موقعيت شعاري است و مختص افراد خاصي است و ما نبايد ورود كنيم. براي بعضيها شرايط ورود حاصل نميشود كه ميتوان آن شرايط را ايجاد كرد اما كساني كه فكر ميكنند نبايد فيلم دفاع مقدسي بسازند اتفاقاً ما هم فكر ميكنيم كه جشنواره فيلم دفاع مقدس اصلاً جاي آنها نيست! و اين يك باور دوطرفه است. اينكه چه گروهها و تفكرات و افرادي در سينماي ايران هستند كه در حال نظريه پردازياند يا در سينماي ايران چه اتفاقاتي افتاده است، مجال و شرايط ديگري را ميطلبد كه قابل بحث است. نكته مهم اينكه به رغم همه كاستيها و نقايص سينماي ايران انقلابيترين و پاكترين سينماي جهان است.
با توجه به اشاراتي كه در صحبتهايتان هم وجود داشت يكسري جريانات مشكوك و خزنده در حال ورود به سينما به خصوص سينماي ارزشي - الگو ساز ماست. نحوه اين هجوم بيسرو صدا و علت اهميت سينماي دفاع مقدس و ارزشي- الگو ساز ما در چيست؟
جديداً يك اتفاقي در كشور ما در حال وقوع است كه مسئولان هم اصلاً به آن توجه ندارند و براي علاج آن فكري نكردهاند. متأسفانه برخي از امهات ارزشهاي جامعه در حال تبديل شدن به ژانر كمدي براي سينماي كشور هستند. اينها دو مسئلهاند يكي شامل روحانيت و ديگري دفاع مقدس است. در برخي از فيلمها يك روحاني را نشان ميدهند و به بهانه روحاني بودنش هر حرفي را ميزنند و بعد آن فيلم كمدي بشود و فيلم بفروشد! كار ديگري كه در حال ترويج و عاديسازي است مقوله هجو ارزشهاي دفاع مقدس در قالب توليد و ساخت يكسري از آثار كه تحت عنوان شوخي و كمدي دفاع مقدسي انجام ميگيرد. همه بايد بدانند كه نبايد به خاطر فروش و درآمد بيشتر هر مسئله و موضوعي را تبديل به كمدي كرده و شرايط استهزا آن را ايجاد كرد. حتي در بسياري از موارد كه فيلمساز فكر ميكند واقعيت را گفته است ممكن است به نوعي سياه نمايي كرده يا موجب ايجاد فضاي يأس و نا اميدي توسط فيلمش شده باشد و با اين كارش زمينه آزردگي و دلشكستگي مادران، پدران و خانوادههاي شهدا را ايجاد بكند كه در هر صورت بايد جوابگوي شهدا و خانوادههاي آنها باشد. نه من، بلكه هيچكس ديگري اين ادعا را ندارد همه افراد حاضر در جبهه آدمهاي آسماني بودند اما مطمئناً آنها افرادي بودند كه لحظات آسماني داشتهاند كه بايد آن مسائل را هم ديد. در واقع مطلب اين است كه اگر شما به يك ليوان سرخالي آب نگاه ميكنيد تمام ليوان را به صورت كامل ببينيد نه اينكه فقط يك قسمتش را ببينيم و بخش ديگرش ديده نشود.
مسئله سومي هم كه در راه است و به زودي جرقههاي آن بيشتر ديده خواهد شد به سخره و استهزا گرفتن بحث باورهاي ديني ماست. فيلمساز بسياري از مسائل مختلف را با هجو و هزل مورد هجوم قرار ميدهد و با يك پايان بندي كه با تحول فرد همراه است سر و ته كار را هم ميآورد!و ادعا ميكند كه هدفش نشان دادن تحول وتأثيرات مقولات ديني مذهبي در فرد بوده است.
سينماي دفاع مقدس براي آينده و نسلسازي مقوله بسيار مهمي است. براي الگو و قهرمانسازي براي نسلي كه در حال خالي شدن از هر گونه هويت است كمك ميكند در واقع سينماي دفاع مقدس كمك ميكند به حفظ هويت ما. در واقع اين هنرمندان و فرهنگ است كه در حال تربيت نسلهاي آينده كشور است. طي سي يا چهل سال ديگر خيلي از ما انسانها ديگر وجود ندارند و از گذشتگان فقط يك آثاري براي آيندگان با عنوان ميراث به جا ميماند كه ما ميتوانيم راجع به آنها مورد قضاوت قرار بگيريم و به وسيله آنها بگوييم كه بر نسل و مردم ما چه گذشته است. بگوييم كه مورد هجوم چه جنگهاي نابرابر سخت ونرم و چه شبيخونهايي قرار گرفتهايم. نگذاريم جزو تحريمكنندگان تاريخ سينماي ايران در زمينه دفاع مقدس اسم ما را بنويسند، يك روزي سينماي دفاع مقدس در اين زمينه قضاوت خواهد كرد.