
هر نويسندهاي شيوه نگارشي و لحن بيان ويژهاي دارد كه نوشتههاي او را از ديگر نويسندگان متمايز ميكند. اين شيوه نوشتاري چون امضايي در پاي داستانها و مطالب ادبي او جاي ميگيرد تا در نبود مؤلف، نگارنده را براي مخاطب معرفي كند. «ايزابل آلنده» زني نويسنده از كشور شيلي نيز لحن و ساختار نوشتاري ويژهاي را در رمانهاي خود دنبال ميكند كه نمايندهاي براي شناساندن نام نويسنده خود باشند.
يكي از بارزترين نكاتي كه در آثار مختلف «ايزابل آلنده» به چشم ميخورد، حضور پررنگ و در عين حال نامحسوس تجربههاي زندگي شخصي خود اوست. نويسنده در گوشه و كنار داستانهاي متعددش به شكلي هنرمندانه، مخاطبان را با تجربههاي خويش شريك ميكند، بي آنكه خواننده متوجه اين موضوع شود يا اين احساس در او شكل بگيرد كه داستان پيشروي او زندگينامه يا صرفاً بيان تجربههاي يك انسان عادي است. در واقع هفت دهه زندگي «ايزابل آلنده» با نگرانيها و مشكلات فراواني همراه بوده و همين فراز و فرودهاي پيدرپي براي ذهن خلاق وي الهامگر نوشتن داستانهاي متعددي شده است كه به شكلي كاملاً هوشمندانه در بخشهايي از زندگي خيالي شخصيتهاي داستاني او گنجانده شده است. در كنار كاربرد غيرمستقيم تجربههاي شخصي به شكل پراكنده در داستانهاي گوناگون «ايزابل آلنده» در رمان «پائولا» به روايت زندگي خود ميپردازد. در اين اثر حكايت بيماري طولاني مدت دختر نويسنده و سرانجام مرگ او يكي از تاثيرگذارترين بخشهاي كتاب را تشكيل ميدهد كه با درد و رنج مادري در سختترين روزهاي زندگي همراه شده است. مادري كه بر بالين دختر جوان ۲۰ ساله خود نشسته تا شاهد مرگ او باشد.
شور و نشاط زندگي رفتهرفته از وجود دختر جوان رخت برميبندد تا مادر با يكي از سختترين تجربههاي انساني روبهرو شود. كتاب «پائولا» كه نامش را از دختر بيمار «ايزابل آلنده» گرفته، بر بالين همين دختر جوان نوشته ميشود و داستان لحظات ممتد و پايانناپذير زندگي مادري است كه در راهروهاي بيمارستان و در كنار تخت دختر بيمارش به انتظار دهشتناكترين اتفاقي نشسته است كه ممكن است براي مادري روي بدهد. البته كتاب مذكور دورههاي ديگري از زندگي اين زن نويسنده را نيز براي خواننده بيان ميكند. داستان عشقها، آرزوها و اميدهاي او و تلاش وي براي به دست آوردن زندگي بهتر موارد مختلفي است كه «آلنده» در زندگينامه خود از آن سخن به ميان ميآورد. «پائولا» با ورود دختر «ايزابل» به بيمارستان آغاز ميشود و با جدا شدن روح از پيكر جوان او به پايان ميرسد. داستاني در ۳۷۴ صفحه كه معجوني است از عشق و درد و روايت موازي زندگي و مرگ.
«نقشه نهايي» نيز رمان ديگري از اين نويسنده است و راوي داستان زندگي خانواده مكزيكي است به نام «گريگوري ريوز» كه به شكل غيرقانوني به امريكا مهاجرت ميكنند. اين داستان شش دهه زندگي خانواده مذكور را دنبال ميكند و از شاديهاي كوچك و مشكلات عميقشان سخن ميگويد. با مرور آثار نويسنده ميتوان متوجه شد كه نكته حائز اهميت در داستانهاي وي، تنوع شخصيتهاي داستاني است كه نويسنده به خلق آنان ميپردازد. در حقيقت شخصيتهاي زن پراكنده در داستانهاي اين نويسنده شيليايي در نوع خود بسيار متنوع هستند و كمتر شخصيت تكراري در آنها به چشم ميخورد.
زنان باوقار و متيني كه هيچ چيز حتي ازدواج و مشكلات زندگي نيز در عزم راسخ رفتارشان خللي وارد نميكند يا زناني سست و بيارده. برخي از اين زنان در جستوجوي زندگي بهتر هر روزه تلاش ميكنند و برخي ديگر خود را بيچون و چرا در اختيار حوادث روزگار ميگذارند. اين شخصيتها همگي برگرفته از ميان زندگي عادي بشري هستند و در هيچ كدام از اين موارد شخصيتي اسطورهاي يا غيرقابل دسترس به چشم نميخورد. اما شخصيتهاي مردانه داستانهاي «آلنده» از تنوع بسيار كمتري برخوردارند. او خود در اين زمينه ميگويد: «به طور كل بايد بگويم كه اغلب قهرمانان و شخصيتهاي اصلي داستانهاي من زن هستند. اين موضوع شايد به اين دليل باشد كه من خود را در اين شخصيتها به گونهاي پيدا ميكنم و در آنها حضور مييابم.»
حوادث پيدرپي، داستانهاي عاشقانه كه يكي پس از ديگري در كتابهاي «آلنده» چهره مينمايانند، راز و رمزهاي كوچك و بزرگي كه در جاي جاي اين آثار قرار داده شده است و مسير پر پيچ و خم حكايت داستانهايش به همراه شيوه روايتي دقيق و جزئينگر، اسلوب نوشتاري او را تشكيل داده و به خواننده اين توان را ميدهد كه از ميان انبوه داستانهاي مختلف، آثار «ايزابل آلنده» را به راحتي شناسايي كند. «ايزابل آلنده» دوم آگوست سال ۱۹۴۲ در شهر ليماي پرو ديده به جهان گشود. پدرش «توماس آلنده» پسر عموي «سالوادور آلنده» رئيسجمهور فقيد شيلي بود. او پس از جدايي والدينش به همراه مادر به سانتياگو كوچ و تا سال ۱۹۵۳ در آنجا زندگي كرد. زندگي ادبي «ايزابل» با ترجمه مقالاتي براي يك مجله طرفدار حقوق زنان آغاز شد. او تاكنون موفق به دريافت دكتراي افتخاري از كالج بيتز، كالج دومينيكن، دانشگاه دولتي نيويورك و كالج كلمبيا شده است.
«خانه ارواح»، «سرزمين ساختگي من»، «زورو»، «منهاي عشق» و «دختر بخت» از ديگر آثار اين نويسنده هستند كه تاكنون به بيش از ۳۰ زبان ترجمه شدهاند. وي از سال ۱۹۸۶ به همراه همسر دوم خود در كاليفرنيا زندگي ميكند. «آلنده» همچنين بنيادي را با نام «سائوساليتو» تأسيس كرده است كه از سال ۱۹۹۶ از زنان مهاجر با ارائه خدمات رايگان پزشكي، ادامه تحصيل و مشاوره در زمينه مواد مخدر حمايت ميكند.