کد خبر: 484788
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۹
محمد ديندار
جوان: در حوزه داخلي اين سينما مي‌تواند با تاباندن نور بر نقاط تاريك و مبهم جامعه و ايجاد حساسيت بين مسئولان و مردم، در جهت رفع معضلات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي نقش قابل‌توجهي ايفا نموده و به روشنگري و شفافيت پرداخته و در جهت افزايش اعتماد عمومي و تقويت امنيت ملي نيز مثمر ثمر باشد. اين فراز از پيام امام خميني (ره) خطاب به هنرمندان و خانواده شهدا در شهريور ماه ۱۳۶۷ ناظر بر همين مطلب است: «هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، نظامي است. هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسيم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.» 

در حوزه جهاني، سينماي سياسي مي‌تواند دستاوردهاي زيادي را در جهت تأمين منافع ملي و روشنگري افكار عمومي جهان حاصل آورد. با نگاهي به سينماي هاليوود مي‌بينيم اين سينما سال‌هاي درازي است كه به عنوان بازوي دستگاه ديپلماسي غرب عمل كرده و به شكلي ظريف در جهت تأمين منافع دول غربي و اروپايي و به‌خصوص امريكا ايفاي نقش كرده است.
هماهنگي نزديك و منسجم بين هاليوود، پنتاگون، بخش هنري سازمان سيا و معاونت ديپلماسي عمومي وزارت خارجه امريكا، مهم‌ترين عامل موفقيت سياستمداران و سينماگران غرب براي توفيق در اهداف مشترك است. 

در چنين فضاي تفاهم‌آميزي بين چهار ضلع سياسي، نظامي، امنيتي و رسانه‌اي (سينمايي) غرب، سينماي سياسي آن نيز در حوزه بين‌الملل، غالباً در نقش توجيه‌گر و جاده صاف‌كن سياستمداران خود عمل كرده و اگر قرار بوده در برهه‌اي از زمان كشوري در نقطه‌اي از جهان آماج حملات سياسي و نظامي امريكا و ناتو قرار گيرد، پيش از آن سينماگران سياسي غرب وارد ميدان شده و با ساخت آثاري سينمايي نسبت به آداب و رسوم، مذهب، فرهنگ و سياست آن كشور به سياه‌نمايي پرداخته و افكار عمومي جهان را براي دخالت قدرت‌هاي غربي آماده ساخته‌اند. فراموش نكنيم افغانستان قبل از اينكه توسط ارتش امريكا اشغال شود، حدود يك دهه قبل از آن توسط هاليوود و در فيلم «رامبو در افغانستان» فتح شده بود. همچنين همين سينما گاه با ساخت فيلم‌هايي سياه در زمينه حقوق بشر در كشورهاي اسلامي يا جهان سوم، زمينه صدور قطعنامه‌هاي مختلف را از سوي سازمان‌هاي مختلف عليه آن كشور فراهم ساخته است. جالب است بدانيم غالب القائات منفي كه در اين آثار عليه اسلام، ايران انقلاب اسلامي و ساير ملل و دول غير همسو با غرب مطرح شده، عاري از حقيقت و فاقد مستندات منطقي بوده‌اند. اما سينماي غرب با بهره‌گيري از تمام امكانات نرم افزاري و سخت‌افزاري و با ايجاد جذابيت‌هاي بالاي سينمايي، تمام تلاش خود را براي واقعي نشان دادن اين اتهامات بي‌اساس به كار برده تا «دروغ هايي حقيقي نما» به خورد مخاطبان جهاني خود بدهد. با اين وجود سينماي ايران با تمام نقاط ضعفي كه در جهان غرب وجود دارد، اما هنوز نتوانسته به ساخت آثاري روشنگر در اين باب بپردازد و پرده از تناقضات جهان غرب كنار بزند. 

با اينكه در طول سال‌هاي پس از انقلاب و قبل از آن، توطئه‌هاي متعددي از سوي شرق و غرب عليه ايران انجام گرفته، اما اثري سينمايي كه بتواند اين توطئه‌ها را به شكلي تأثيرگذار به جهانيان عرضه نمايد، توليد نشده است؛ اين در شرايطي است كه بخش مهمي از وظيفه سينماي سياسي «روشنگري، افشاگري و آگاه‌سازي» نسبت به هجمه‌هاي فرهنگي و سياسي، از منظر هنر مي‌باشد.
 ه‌طور مثال سال‌هاي مديدي است كه شاهد سقوط مكرر هواپيماهاي مسافربري در كشورمان و كشته شدن هزاران زن و مرد و كودك بي‌گناه هستيم، در كنار عوامل مختلفي كه به اين سقوط‌هاي مرگبار مي‌انجامد، يكي از آنها نيز به تحريم‌هاي امريكا عليه كشورمان بر مي‌گردد، آيا اگر ما يك سينماي سياسي قوي داشتيم و ابعاد اين فاجعه را به شكلي دراماتيك تبيين نموده و عواطف ملت‌ها را نسبت به اين موضوع به درستي بر مي‌انگيختيم، خود عاملي براي پرده برداشتن از ادعاهاي دروغين حقوق بشري كاخ سفيد و در نتيجه فشار افكار عمومي جهان به سردمداران غرب و در نهايت حتي زمينه‌سازي براي لغو بخشي از اين تحريم‌ها نبود؟ 

به هر حال در شرايط امروز جهان كه هجمه شبكه‌هاي تلويزيوني و كمپاني‌هاي فيلمسازي هاليوود از دوران جنگ تحميلي به مراتب گسترده‌تر و متنوع‌تر گرديده و هر ماه شاهد توليد چندين فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني عليه اسلام و ايران توسط غرب هستيم كه به طور شبانه روز در جهان بر پرده سينما يا بر آنتن‌هاي تلويزيوني مي‌روند و از نمونه‌هاي اخير مي‌توان به آثاري مانند «آرگو»، «زماني براي خيانت»، «نبرد آرتميشيا»، «حيوانات سياسي»، «اورشليم شمارش معكوس»، «شهروند خان» و. . . ياد نمود، بي‌‌شك سينماگران ايراني در صورت حمايت متوليان فرهنگي و سينمايي كشور و روشن بودن سياست‌ها، نه تنها مي‌توانند در برابر اين موج حملات سينمايي و تلويزيوني غرب به مقابله و دفاع برخيزند، بلكه خواهند توانست حتي فراتر از آن، در حالتي هجومي به نقد عملكرد سياست‌هاي داخلي و آداب و رسوم غلط كشورهاي غربي پرداخته و آنها را در موضع انفعال قرار دهند. 

از سويي با توجه به اينكه دستگاه ديپلماسي در مواردي به لحاظ ملاحظات ديپلماتيك نمي‌تواند بعضي مسائل را پيرامون بعضي دولت‌ها و كشورها به طور صريح و علني مطرح نمايد، لذا سينماي سياسي مي‌تواند در چنين مواقعي پا به ميدان گذاشته و با ساخت آثار سينمايي به نقد سياست‌هاي دوگانه بلكه چندگانه دولت‌هاي غربي و حتي همسايگان ايران بپردازد و همان‌طور كه وقتي فيلمي عليه كشورمان توسط فيلمسازان خارجي ساخته شده و دولتمردان آن كشور در برابر اعتراض ملت و دولت ايران، از زير بار مسئوليت شانه خالي كرده و فعاليت فيلمسازان خود را عملي مستقل عنوان نموده كه دولت‌ها نمي‌توانند در آن دخالت كنند، دستگاه ديپلماسي ما نيز مي‌تواند با همين حربه، افشاگري فيلمسازان ايراني را نسبت به ديگر كشورها و دولت‌ها عملي مستقل عنوان نموده و در همان حال از منافع سياسي آن به نفع ملت بهره ببرد. به اين ترتيب سينماي سياسي مي‌تواند فراتر از ملاحظات، تعارفات و محدوديت‌هاي ديپلماتيك و درجهت حفظ منافع ملي به كمك دستگاه سياسي كشور آمده و در تأثيرگذاري بر افكار عمومي جهانيان و ايجاد فشار به بعضي از دولت‌هاي متخاصم و مغرض نقشي درخور ايفا نمايد. البته نيل به چنين مرحله‌اي نيازمند فراهم آوردن مقدماتي است كه مهم‌ترين آن ايجاد اعتماد متقابل بين فيلمسازان، مديران سياسي و سينمايي كشور مي‌باشد. 
باري! با وجود انفعال سيما و سينماي ايران در زمينه آثار سياسي، بعضي قدم‌هاي بنياد فرهنگي روايت در اين وادي، به روزنه اميدي مي‌ماند كه اميد است تقويت و مستمر گردد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار