
در عوالم كودكي، سقاخانهها در نظر ما عبادتگاههاي كوچكي بود كه با روشن كردن شمع در آنها، حاجت دلمان را آرزو ميكرديم، اما هر چه ساخت و سازهاي شهري بيشتر شدند و آپارتمان و سازههاي مدرن جاي خانهها و ساختمانهاي قديمي را گرفتند، از تعداد سقاخانهها هم كاسته شد تا جايي كه اين روزها ديدن سقاخانهها نصيب هر كسي نميشود و تنها در برخي محلات قديم تهران هنوز هم ردپاي اين عبادتگاههاي كوچك پيدا ميشود.
شايد جالب باشد بدانيم كه سقاخانه در معماري سنتي ايراني، به فضاهاي كوچكي كه اهالي و كسبه براي آب دادن به عابران ميساختند، اطلاق ميشد. در سقاخانهها ظروف سنگي بزرگي پر از آب موجود بود كه پيالههاي برنجي رنگي براي نوشين آب به آن متصل بود.
در آن روزگار سقاخانهها براي ثواب نوشيدن آب توسط مردم ساخته ميشدند و در اين ميان برخي از سقاخانهها دائمي و برخي موقتي بودند كه تنها در دهه محرم برپا ميشد. فلسفه شمعها هم از آنجايي آمد كه متوليان سقاخانهها براي روشنايي شبها از شمع استفاده ميكردند اما در طول ادوار، شمع روشن كردن به عنوان نمادي از اعتقادي در ميان مردم رواج پيدا كرد و اين شد كه مردم براي حاجات و آرزوهايشان در سقاخانهها شمع روشن ميكردند.
از جمله سقاخانههاي معروف هم ميتوان به سقاخانه ائمه اطهار و سقاخانه حضرت ابوالفضل اشاره كرد كه در حرم آن معصومين واقع شده است. معروفترين سقاخانه در كشور خودمان هم سقاخانه حرم امام رضا(ع) است كه در دوره نادرشاه و به وسيله شخصي به نام اسماعيل طلايي ساخته شده بود. در ميان شهرهاي كشور ما هم شهر تهران از جمله شهرهايي است كه سقاخانههاي بسياري داشت و معمولا در سقاخانهها تمثالها و شمايل ائمه اطهار و بزرگان مذهبي ساخته ميشد.
سقاخانه نوروزخان واقع در بازار آهنگران بازار بزرگ تهران از معروفترين سقاخانههاي تهران بود كه شمايل بزرگان ديني و مذهبي در ديوارهايش آويخته شده بود. اما اين روزها ديگر خبري از شكوه گذشتهاش نيست. سقاخانه عزيز محمد واقع درخيابان وحدت اسلامي هم از ديگر سقاخانههاي تهران قديم است كه روزگاري براي خود برو بيايي داشت.
از سقاخانه آينه خيابان ظهير الاسلام كه بگذريم چند سقاخانه قديمي ديگر هم در خيابان شيخ هادي و بازار مولوي و خيابان ناصر خسرو هست اما هيچ كدامشان رونق گذشته را ندارند. در ساير نقاط تهران هم از آن تعداد سقاخانه، فقط تعداد كمي در گوشه و كنار معابر و در برخي پسكوچهها ديده ميشوند اما ديگر مردم مانند گذشته براي اداي حاجاتشان به دنبال روشنكردن شمع در سقاخانه نميروند.
در اين ميان چقدر خوب ميشود اگر مسئولان فرهنگي به سمت بازسازي اين اماكن نوستالژيك بروند تا از اين طريق سقاخانهها را كه يكي از نمادهاي مذهبي كشور ما است، از خطر زوالي كه در كمينش نشسته نجات دهند.