
سرقت ادبي يا شيطنت ادبي؟ اين سؤالي است كه در هفته اخير در مورد انتشار غيرقانوني بخشي از يكي از آثار منتشر شده و در عين حال توزيع نشده سيدمهدي شجاعي، نويسنده سرشناس حوزه ادبيات داستاني پيش روي مخاطبان وي قرار گرفته است؛ كتابي به نام «دموكراسي يا دموقراضه» كه زباني طنز و روايتي داستاني و بلند دارد و بنا بر اعلام نويسنده بلافاصله پس از انتشار در سال ۱۳۸۸ از سوي نويسنده و ناشر آن جمعآوري و از توزيع آن جلوگيري به عمل آمد، هر چند شجاعي در سالهاي اخير از توضيح در مورد اين كتاب و آنچه منجر به عدمتوزيع آن شد طفره رفته است اما فراهم نبودن بسترهاي اجتماعي و سياسي مورد نياز براي توزيع اين كتاب كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داراي مجوز انتشار بوده، مهمترين دليلي است كه شجاعي در گفتوگوهاي جستهگريخته خود درباره وضعيت اين كتاب ابراز داشته است.
شجاعي نگارش اين كتاب را در سال ۱۳۸۰ آغاز كرد و در سال ۱۳۸۶ به پايان برد و در سال ۱۳۸۷ نيز به چاپ سپرد و بلافاصله پس از چاپ نيز به خواست خود وي جمعآوري شد.
او اين داستان بلند ۱۴ فصلي را با اين عبارات آغاز ميكند: «در زمانهاي بسيار قديم، در سرزميني بسيار دور به نام غربستان (كنايه از قبرستان) كه امروز بعيد است روي كره زمين نام و نشاني از آن باقي مانده باشد، پادشاهي كاملاً معمولي به نام «ممول» بر مردمي معمولي حكومت ميكرد.
حتماً تعجب ميكنيد كه از ميان دهها صفت و خصوصيتي كه يك پادشاه ممكن است داشته باشد چرا من فقط به صفت معمولي بسنده ميكنم؟!. . »
نويسنده در ادامه داستاني را روايت ميكند كه احتمالاً شباهتهايي با وضعيت آن زمان كشور داشته كه منجر به جمعآوري سريع اين كتاب بلافاصله پس از انتشار آن شد.
اما آنچه اين روزها نام شجاعي را كه در چند سال اخير با عنوان منتقد سرسخت سياستهاي فرهنگي كشور و نيز پرخوانندهترين و پرطرفدارترين و در عين حال صاحبسبكترين نويسنده مذهبي شناخته ميشد بار ديگر بر سر زبانها انداخته است؛ انتشار نسخه pdf اين كتاب در فضاي وب است؛ نسخهاي كه يك نگاه اجمالي به آن حاكي از اسكن شدن نسخهاي از كتاب است و احتمال انتشار نسخه pdf اصلي كتاب را كه معمولاً ناشران براي چاپ اثر از آن استفاده ميكنند كمرنگ ميكند.
گشتي كوچك در فضاي وب اين روزها كاربران و علاقهمندان شجاعي را با درگاههايي در فضاي اينترنت روبهرو ميكند كه متن اين كتاب را با عناويني با مضمون اثر انتقادي شجاعي درباره حكومت و تعابيري از اين دست به مخاطبان خود ارائه ميدهند اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است، چگونگي درج نسخهاي از اين كتاب در فضاي وب در شرايط فعلي است، در حالي كه به اذعان ناشر نسخهاي از كتاب در حال حاضر حتي در دسترس مخاطبان خاص نيز نيست.
روابط عمومي انتشارات نيستان، ناشر اين اثر كه شجاعي مديريت آن را نيز بر عهده دارد در اين زمينه با انتشار نامهاي اذعان داشته است: خبر انتشار و توزيع سه چاپ از اين كتاب و سپس توقيف و جمعآوري آن – و به تبع باقي گزارشها و تحليلهاي مربوطه – مطلقاً خلاف واقع است و پايه و اساس ندارد.
انتشارات نيستان با وجود نقدهاي صريح و شفافش نسبت به عملكرد وزارت ارشاد، شرط انصاف را در اين ميبيند كه وزارت ارشاد را از اتهام توقيف و جمعآوري اين كتاب، مبري سازد و با صراحت اعلام كند كه هيچ منعي از هيچ مرجع رسمي و غيررسمي براي توزيع كتاب وجود نداشته و نيستان اين كتاب را اساساً تحويل سيستم پخش و توزيع نداده است و جز چند نسخهاي كه پس از هر چاپ، طبق روال تحويل وزارت ارشاد و كتابخانه ملي ميشود، هيچ نسخهاي از كتاب وارد بازار نشر نشده است.
آنچه در نهايت توجه به آن ضروري به نظر ميرسد، اين است كه تكثير و توزيع غيرمجاز يك محصول فرهنگي بدون شك، كاري خلاف اخلاق محسوب ميشود و هيچ محمل و بهانهاي اين اقدام ناپسند را توجيه نميكند. از محتواي اين متن برميآيد كه نويسنده و ناشر تنها راه دسترسي به كتاب را جز به واسطه خود از طريق معدود نسخههاي ارسال شده به وزارت ارشاد و كتابخانه ملي معرفي ميكند.
آنچه در اين ميان محل ابهام باقي مانده اين موضوع است كه از انتشار اين اثر به اين شيوه غيراخلاقي و جوسازي پيرامون آن چه سودي عايد چه كسي ميشود؟ آيا متن نوشته انتقادي شجاعي كه خود وي حتي پس از اخذ مجوز انتشارش آن را براي ارائه عمومي در جامعه مناسب ندانسته است، اين روزها دستمايه برخي شيطنتهاي سياسي شده است يا برخي كينهورزان به شجاعي و مسلك نوشتاري وي درصدد ايجاد شبهه در مورد فعاليتهاي اخير وي در حوزه ادبيات هستند؟
اين روزها حتي شنيده ميشود كه اين شيوه از انتشار اين اثر واكنشي است به آخرين اثر منتشر شده شجاعي با عنوان «كمي ديرتر» كه در آن شجاعي به شيوهاي تند و در قالب داستاني به مدعيان دروغين ظهور و مرام و مسلك آنها تاخته است.
اين سؤالات و ابهامات در روزهاي اخير جز با سكوت و بيانيه كوتاه ناشر اين اثر با پاسخي همراه نبوده است؛ شيوهاي كه به نظر ميرسد شجاعي به رسم تمامي سالهاي گذشته با اتخاذ آن به مسير فعاليتهاي ادبي خود ادامه ميدهد و به نظر ميرسد از نتايج حاصل از به كارگيري اين شيوه كاري نيز رضايت كافي دارد.