کد خبر: 476378
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
ویلیام بوید، نامزد جایزه بوکر از علاقه نویسندگان انگلیسی به دنیای جاسوسی می‌گوید
لیلا فتحی
ویليام بوید متولد اکرا، پایتخت غنا، در حال حاضر جایگاه رفیعی در ادبیات کشور خود تصاحب کرده است. تمامی رمان‌هایی که وی تاکنون به رشته تحریر درآورده، به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است. وي در رمان جدیدش با عنوان «چشم انتظار سپیده دم» خوانندگان خود را با دنیای جاسوسی آشنا می‌سازد. 

جاسوس جنگ جهانی اول قدم به غنا می‌گذارد، شهری که در آن زمان پایتخت امپراتوری پهناوری بود. وی به آنجا می‌رود تا خود را به یک پزشک روان‌شناس پیرو نظریه‌های فروید نشان دهد. در آنجا با دختری زیبا به نام هاتی پل رو به رو می‌شود تا در سرنوشت و زندگی خود شاهد اتفاق‌های تازه‌ای باشد؛ اتفاق‌هایی که پیش از این سابقه نداشته است.
ویلیام بوید معتقد است: «سه متفکر هستند که از تغییرهای پایه‌ای و جوهری سخن گفته‌اند، آن سه نفر عبارتند از کرونک، داروین و فروید. من به شخصه شیفته انقلاب فروید هستم چرا که کشف کرد نیمی از آنچه ما انجام می‌دهیم ناخودآگاه صورت می‌گیرد. 

فروید این نظریه را پایه‌گذاری کرده و به تصور ما از خودمان، جایگاه ویژه‌ای بخشید، بنابراین می‌توان گفت همه ما به نوعی فروید هستیم. صرف نظر از درست یا غلط بودن نظریه او، وی کشف کرد همه نیازها، تمایل‌ها و ترس‌ها از بخش ناخودآگاه ذهنمان سرچشمه می‌گیرد.
این همان چیزی است که لیزندر جاسوس آن را کشف می‌کند. قهرمان رمان من، می‌داند چگونه از مرزهای شخصی فریبکارانه بگذرد و حتی در مورد عشق خود نیز با احتیاط رفتار کند. او می‌داند که «بلانش» زن مصلحتی او بوده هرچند همسر رؤیاهایش «هاتی پل» است. در خلال این علاقه لیزندر پی می‌برد که عشق ویرانگر، تلخ و نگران کننده است، بنابراین می‌توانم بگویم که این رمان من، رمان تغییر و تحول است. 

در گفت‌وگویی که هفته‌نامه فرانسوی «لوبوان» با وی انجام داد، ویلیام بوید از دنیای ادبیات و از مسائلی که در حال حاضر ذهن او را به خود مشغول ساخته است، سخن می‌گوید؛ دنیایی که فروید می‌سازد قابل مقایسه با دیگران نیست. این نویسنده انگلیسی در ادامه می‌گوید: «من دیگران را در دانشی سهیم می‌کنم که با کمک افراد به دست آورده‌ام اما آنها را در دنیای اختصاصی خود سهیم نمی‌نمایم. در هیچ‌یک از کتاب‌هایم هیچ بعدی از زندگی شخصی‌ام گنجانده نشده است حتی اگر آن کتاب‌ها واقعی و تحت تأثير شخص و هنرمندی باشد که خود من هستم.» 

هنگامی که زندگی برایم روتین و خسته‌کننده می‌شود، درمی‌یابم زندگی در رؤیا و خیال لذتبخش‌تر بوده و کمک می‌کند تا از واقعیت فرار کنم. هنگامی که این دنیا را با شخصیت‌هایی پر می‌کنم که غالباً تفاوت چندانی با من ندارند، احساس شعف حاصل از آن بی‌شباهت به شیزوفرنی نیست. اگر روزی روزگاری مجبور شوم از نوشتن دست بکشم، این عذاب دردناکی برای من خواهد بود. نوشتن برای من یک کار روزانه است، خواه در قالب رمان باشد یا خاطره یا هر چیز دیگر. 

وی در خصوص جایگاه جنگ جهانی اول در رمان «چشم انتظار سپیده دم» می‌گوید: «این جنگ، آغاز جنبش‌های جدید و سقوط همه باورهای سیاسی و اجتماعی بود. هرچند جامعه برای پیشرفت و بهبود روابط بین دولت و مردم آمادگی نداشت، همانطور که این آمادگی برای بهبود روابط زن و مرد نیز فراهم نشده بود.
با این وجود، هنگامی که نامه‌های جیمز جویز را خطاب به همسرش در سال ۱۹۰۹ می‌خوانیم، درمی‌یابیم که امروزه این نامه‌ها در شمار ادب اباحی‌گری و هرزگی جای می‌گیرد. رمان من روایتگر تحول‌های اساسی است که در آغاز قرن بیستم شاهد آن بودیم، جنگ جهانی دستاوردهای گذشته را محو کرد. 

۱۰۰ سال از زمان آن جنایت وحشتناک می‌گذرد بی‌آنکه از مشکلاتی که در پایان جنگ گریبانگیر اروپا شد، ‌قدمی فراتر گذاشته باشیم، همان مشکلاتی که چهره غرب را تغییر داد. من در حال حاضر سریال تلویزیونی ویژه لورانس عرب را در دست تهیه دارم. او تصمیم داشت کشوری جدای از سوریه و لبنان تأسیس کند اما فرانسه و انگلیس مانع وی شدند. چطور ممکن است اکنون بازتاب آن را نبینیم؟ جنگ جهانی اول لحظه‌هایی و سوسه‌کننده و نفسگیر خلق کرد که امروزه بر حساسیت جهان تأثير گذاشته است. 

ویلیام بوید درباره «اهمیت هویت» در بیشتر آثار خود، از جمله در آخرین رمانش خاطر نشان می‌کند: «مایل هستم در رمان جدیدم نشان دهم که فرد در ۱۸ سالگی همان کسی نیست که در ۵۸ سالگی نشان می‌دهد! ما دائم در حال تغییر و تحول هستیم. خوشبختی که به دست می‌آوریم ممکن است لحظه به لحظه تغییر کند، پس لازم است نسبت به این موضوع آگاه باشیم. 

این حکمت را که هیچ چیز ماندگار و ابدی نیست، از مرگ زودهنگام پدرم دریافتم، از دوران کودکی که در غنا گذراندم، جنگ داخلی به من آموخت که حوادث به سرعت تغییر می‌کند و هر چیز در یک لحظه ممکن است زیر و رو شود و در یک چشم بر هم زدن ببینی که شخصی اسلحه‌اش را به سمت تو نشانه رفته است، اگر چنین حوادثی اتفاق‌ بیفتد، چه بسا تغییر مهمی در زندگی تو رخ دهد! ما پیوسته در حال تغییر و تحول هستیم اما آیا تغییرها پایه‌ای و اساسی است؟ من معتقدم مسئله هویت برای همه ما مهم است. 

در همه رمان‌هایم این پرسش را مطرح می‌کنم: چه چیز در زندگی ما مهم است؟ آیا می‌توانیم زندگی جدیدی برای خود رقم بزنیم؟ در غنا متولد می‌شویم و در نیجریه از دنیا می‌رویم. با تکیه بر این تجربه‌ها بود که اولین رمانم را به رشته تحریر درآوردم. هنگامی که به کشورم بازگشتم، خود را غریب یافتم و این احساس غربت در کشور خودم، یکی از عواملی بود که از من یک نویسنده ساخت. ما در هر حال ثمره و محصول دوران کودکی‌مان هستیم.
ویلیام بوید می‌گوید: خانواده یان فلمینگ مبتکر شخصیت جیمز باند، به وی امتیاز نوشتن سناریوهای جدیدی در خصوص این شخصیت مشهور را داده است.
به اعتقاد وی بیشتر نویسندگان بزرگ انگلیسی به دنیای جاسوسی علاقه‌مند هستند چرا که پر از توطئه‌ و ماجراجویی و دسیسه و امور عجیب و غریب است. وی به کیم ویلبی توجه ویژه‌ای دارد؛ جاسوس بریتانیایی دورگه‌ای که بزرگ‌ترین خائن به کشور محسوب می‌شود، این جاسوس ۲۰ سال برای منافع روسیه جاسوسی می‌کرد، بی‌آنکه کسی از آن بویی ببرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار