کد خبر: 476159
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
محمدصادق دهنادي
در مدت كوتاهي كه افتخار طلبگي در مدرسه علميه را داشتم، يكي از تفريحات آقايان طلاب در زمان فراغت از درس و بحث، معماهاي طلبگي بود؛ معماهايي كه شرح يك قاعده فقهي در يك داستان پيچيده قرار داده مي‌شد و طلبه‌ها قرار مي‌گذاشتند با ساده كردن معما، آن قاعده فقهي را به يكديگر ياد بدهند.

يادم هست، يك معماي ساده اما زيبا، از مرحوم آقاي مجتهدي رضوان‌الله‌عليه هميشه به طلبه‌هاي پايه اولي و پايه دومي گفته مي‌شد و چند روز وقت ما به اين سؤال مشغول بود كه: كدام نماز است كه با صداي شيهه اسب باطل مي‌شود؟
يكي ديگر از سؤال‌ها هم اين بود كه كدام درياست كه با يك قطره نجاست، نجس مي‌گردد.
مسلم بود كه طلاب تازه هم مي‌دانستند كه آب مضاف (مانند سركه و گلاب و آبميوه)، اگر به اندازه يك اقيانوس هم باشد با يك قطره نجاست، كلا نجس و بلااستفاده مي‌گردد.
بعضي وقت‌ها، هم بعضي جواب‌ها گرچه ذوقي بود، اما در دل خودش بهره‌هايي از حكمت داشت. 

مثلاً طلبه‌اي مي‌گفت عبادت مثل يك اقيانوسي است كه با يك سر سوزن ريا يا نيت ناخالص هم نجس و بدون استفاده مي‌شود و براي اين موضوع عمدتاً بحث‌ها متوجه پسر حضرت آدم مي‌شد كه گرچه گوسفند بزرگي پيشكش خداوند كرد، ولي خداوند دسته گندم خالصانه برادرش را پذيرفت و آن دو فهميدند كه خدا فقط از متقين مي‌پذيرد، نه اينكه من و ما جريت كنيم و بگوييم كه خداوند در قبضه ماست و مثلاً خدايي ناكرده ما جزو متقين هستيم و ديگران جزو بي‌تقواها، اما همين مثال كافي بود تا كمي به خودمان بياييم و مواظب باشيم كه درياي عبادت‌مان به پوزسگ سوء‌نيت و شرك در نيت نجس مي‌شود.
يك كوه طلا انفاق، با يك ذره اذيت و منت نهادن باطل مي‌گردد و چهار ركعت نماز با يك صورت برگرداندن دو ثانيه‌اي كلاً باطل و ضايع مي‌گردد. 

از فقه و عبادت گذشته، اين قصه زبان حال بسياري از مؤسسات و بخش‌هاي فرهنگي ماست كه در كشاكش اندك فضله‌اي و اندك بي‌توجهي، تانكرهاي عسل‌هاشان به رجس و پليدي بي‌توجهي آلوده مي‌شود و باعث مي‌شود كه نه تنها كارهايشان جزو عملكردهاي مثبت و مفيد ثبت نشود، بلكه آن بشود وزر و وبالي براي قبر و قيامت، مثل فلان سازمان و نهادي كه به نام شادي ميلاد امام زمان(عج) بساط فسق و فجور و لهو و لعب راه انداخته است يا فلان بنيادي كه تصميم مي‌گيرد در اقدامي ماجراجويانه، بودجه و داستان و تصوير نجيبانه دفاع مقدس را به كارگرداني نامناسب و كژ انديش بسپارد. آن يكي يادش مي‌افتد كه با فلان كارگردان هاليوودي و نه چندان خوشنام، چند ميليارد تومان بيت‌المال را صرف مبارزه با هاليوود كند و يادش رفته هر چه باشد «چاقو دسته خودش را نمي‌برد.»
ديگري بعد از كلي پژوهش و نظرخواهي كاري مي‌كند كه جوان رسانه‌زده ما در ماه رمضان به قدر خواندن چند ركعت نماز و يك دعاي افتتاح هم وقت نداشته باشد. . . 

اين يكي مي‌رود براي به تصوير درآوردن قدرت فلان پيامبر، فيگور رمبو و راكي و لين چانگ و اين يكي براي ساختن نمازآموز، دست به دامن فلان كارخانه جمهوري خلق چين مي‌شود و متأسفانه در انتهاي كار هم آن نهاد سرمايه‌گذار براي نمازآموز، انتظار دارد كه نمازخوان تحويل بدهد – كه نمي‌دهد – و هم آن كارگردان كه مي‌خواسته با ميلياردها تومان قصه‌هاي قرآني را مطرح كند و شوق ديگران را براي جست‌وجو در قرآن برانگيزاند – كه نتوانسته. 

تكليف فلان فيلم روشنفكري از دفاع مقدس و فلان برداشت ملي در مبارزه با هاليوود، توسط فلان كارگردان و نويسنده هاليوودي هم كه نگفته پيداست و مجازات آن كسي كه به عنوان مقدسات اشاعه دهنده ملاهي و مناهي بوده نيز به همچنين. 

اين روزها، نه از سر اتهام به بندگان خدا، بلكه از سر بي‌اعتباري بسياري از راه و روش‌هايي كه از همين جا قبله‌شان به سوي تركستان تنظيم شده و به همان سو مي‌رود، مي‌توان اين آيات را دوباره زمزمه كرد كه خداوند تنها از متقيان مي‌پذيرد و روح تقوا، آن چيزي است كه مدت‌هاست در بازار شرق و غرب‌زده فرهنگ و هنر ما جاي خودش را به حدس و گمان و شهرت‌طلبي و چيزهاي ديگر داده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار