قرار است در راستاي افزايش شبكههاي تلويزيوني، اينبارشبكه ديگري به ليست رسانهملي اضافه شود تحت عنوان« شبكه گردشگري» تا شايد به اين وسيله تحولي بزرگ واساسي درصنعت توريسم ايران اتفاق بيفتد زيرا آن طوركه آمارها ميگويند ايران جزو ۱۰ كشورتاريخي وتوريستي دنياست، آنهم زماني كه مطابق با سند چشمانداز ۲۰ ساله، در سال۱۴۰۴ ميزان گردشگر خارجي درايران بايد به ۲۰ميليون نفر برسد، شايد با اين اوصاف راهاندازي چنين شبكهاي دركشورلازم وضروري هم باشد اما اين ساخت وساز شبكه گردشگري درصورتي كارگشا خواهد بود كه از يك سو تنها به صرف تأسيس يك شبكه بسنده نشود تا چه بسا حتي درميانه راه از اهداف اصلي خود بازبماند وازسوي ديگر شبكه گردشگري بايد با پوشش وبرد فراملي وماهوارهاي فعاليت داشته باشد تا بتواند به غير از گردشگر داخلي، بهخصوص زمينه جذب گردشگر خارجي را كه شناختي از ايران ندارد هم براي كشور فراهم بياورد چراكه بدون شك درعصرحاضر صنعت توريسم، صنعتي بسيارمهم و سودآور است ودركشورما هم پتانسيلهاي زيادي وجود دارد كه به كمك رسانهاي پويا و كارآمد ميتوان در ارائه جهاني آن توفيق يافت، البته سازمان ميرات فرهنگي وگردشگري طي اين سالها كارنامه چندان درخشاني درعملكرد خود ثبت نكرده است وبا كمال تأسف هر روز درشهرهاي مختلف كشورمان شاهد تخريب ونابودي يكي از آثار با ارزش تاريخي هستيم، در حاليكه غربيها هرچند گذشته فرهنگي وهنري زيادي ندارند اما از همان پسماندههاي تاريخي با تبليغات زياد و ظاهرسازي، درآمدزايي ميكنند و توريستهاي زيادي را از اقصا نقاط دنيا به سمت خود ميكشانند، آنها قلعههاي ويرانهشان را طوري بازسازي ميكنند واز روي آن فيلمهاي سينمايي ميسازند كه هربينندهاي دوست دارد حداقل يكبار سفري به آنجا داشته باشد، اين درحالي است كه متأسفانه ما درحفاظت ومعرفي آثار تاريخي و باستاني كشورمان كه گاه قدمتي چند صدساله يا هزارساله دارد و ازنشانههاي هويتيمان محسوب ميشوند بسيار كاهل و كمكارهستيم، حتي بعضاً با برخي اهمالكاريها سرعت تخريب ونابودي آنها را بيشتر ميكنيم، مثلاً ديوارحصاري تاريخي اطراف شهر گرگان كه از زمان اردشير ساساني بنا شده و به مراتب از ديوار چين قديميتر است بدون توجه مسئولان ميراث فرهنگي و بر اثرعدم شناخت اهالي درحال حذف تدريجي است، وضعيت بيشترموزهها به دليل عدم توجه به استانداردها خوب نيست، هنوز يك سرويس بهداشتي درست و حسابي درمسير راهها براي گردشگران داخلي و خارجي تعبيه نشده يا اگرهم باشد نامطلوب و كم است.
رئيس شوراي شهر اصفهان در مصاحبهاي راديويي رسماً اعلام ميكند، نابودي آثار تاريخي ازجمله ميدان امام براي پيشبرد و توسعه شهري الزامي است! ازاين دست امورغيراصولي درپرونده سازمان ميراث تاريخي كشورمان كم نيست كه انگشت اتهام را به سمت اين سازمان عريض و طويل نشانه برده است، بنابراين بايد براي توسعه صنعت توريسم نگاهي فراملي و عميق دراين حوزه داشت وبه قول معروف با حلوا حلوا كردن دهان شيرين نميشود.
لازم است راهاندازي شبكه گردشگري برمبناي توجه اصولي ومنطقي به آثارتاريخي و فرهنگي و با تجميع ديدگاهها و نظرات كارشناسان حوزه ميراث فرهنگي و صنايع دستي براي توسعه بينالمللي و جذب گردشگران خارجي باشد تا بتواند گنجينههاي تاريخي و باستاني ايران را به جهانيان معرفي كند و زمينهساز سفرهاي سيل مشتاقان به كشور گردد، زيرا در فضاي ايرانهراسي كه غرب به شدت برآتش آن ميدمد نيازبه استراتژي هدفمند وكارسازي است تا اينگونه تهديدات را به فرصت تبديل كنيم و باعث كنجكاوي و جذب بيشتر گردشگران به كشور شويم.
يكي از استادان ايتاليايي كه براي اولين بار به ايران آمده بود و در ميدان نقش جهان اصفهان قدم ميزد، ميگفت: من كشور شما را نميشناختم فقط از روي اخبار و فيلمها ديده بودم كه ايرانيها شترسواري ميكنند واكثريت در بيابانها هستند و روحيه تندي دارند، راستش با احتياط همراه دوستم آمدم و فضا را كاملاً برعكس ديدم، چرا شما ايرانيها كشورتان را خوب معرفي نميكنيد، خيليها مثل من از آمدن به ايران ميترسند.
اين تنها يك نمونه از گردشگران خارجي است كه بهخاطر فضاي ايرانهراسي رسانههاي غربي از ايران تصوير و ذهنيت بدي داشته است، بنابراين يكي از رسالتهاي شبكه گردشگري بايد اين باشد تا با رويكردي جهاني چنين تصويرسازيهاي منفي عليه كشور را برطرف نمايد و در معرفي زيباييهاي ايران برنامهريزي و فعاليت كند كه درغير اينصورت اگر قراراست به منظور گسترش كمي شبكههاي تلويزيوني در داخل كشور و ارائه بيلانكاري سازمان صداوسيما بودجه سنگين و ميلياردي ازبيتالمال صرف راهاندازي شبكه گردشگري شود نه تنها براي صنعت بيمارگردشگري كشور راه علاجي ايجاد نشده كه حتي مشكلات مضاعفي هم بر آن اضافه خواهد نمود.