
اسدالله نيك نژاد معروف به «اسي» ميخواهد پروژهاي ۵ميـليارد توماني را به سفارش سازمان سينمايي بسازد.
۵ميليارد تومان رقم بسيار بالايي براي يك پروژه سينمايي است. پروژهاي به نام «لاله» كه گويا قرار است درمقابل سينماي امريكا قد علم كند و احتمالا به زعم مديران سازمان سينما پشت سينماي امريكا با لاله ايراني به زمين خواهد خورد. اما اين اسي نيكنژاد كيست كه جواد شمقدري حاضر شده است ۵ ميليارد تومان را براي ساخت لاله در اختيار وي قرار دهد؟
اسي يا اسدالله نيكنژاد همان كسي است كه بر سر آمدنش در جشنواره فيلم فجر و برنامه راز نادر طالبزاده سر و صداي زيادي به راه افتاد. كساني كه از آمدن اسي ناراحت بودند سياههاي از عملكرد اين تهيهكننده و كارگردان ايراني ساكن امريكا را رو كردند كه به هيچ وجه قابليت دفاع نداشت.
در سايتهاي فارسي تا پيش از مطرح شدن قضيه آمدن نيك نژاد به ايران رزومه قابل ذكري از وي ديده نميشد. بعد از آن هم بيشتر اطلاعاتي كه از اين كارگردان و تهيه كننده در دست است از سايت مرجع IMDB استخراج شده است.
اسدالله نيك نژاد در سينماي بعد از انقلاب ايران سابقه كوتاهي دارد. در «برنج خوني» مرحوم امير قويدل همكاري داشت و پس از آن در چند فيلم و سريال محدود مشغول به كار بود اما اصل فعاليت وي مربوط به سينماي هاليوود است. اسي در امريكا چند فيلم و سريال را ساخته، چه در مقام كارگردان و چه تهيه كننده، اما هيچ وقت در ميان كارگردانان صاحب نام امريكايي جايي نداشته است. فيلمهاي نيك نژاد داراي صحنههاي غير اخلاقي بسياري است به نحوي كه نميشود براي نمونه يكي از آنها را بدون رتبه بندي سني در خود امريكا پخش كرد يا اينكه در ايران حتي پوستر آنها را نميتوان به نمايش گذاشت.
نيك نژاد يكي از چندين كارگردان، بازيگر، نويسنده يا تهيه كنندهاي است كه به خارج از كشور مهاجرت كردهاند و نخواستهاند در چارچوبهاي فرهنگي جمهوري اسلامي كار كنند. اينكه اسي ترجيح داده فيلمهايي چون «خاطرات كفش قرمز»، «شرم، شرم، شرم» «ChromiumBlue. com» و«اركيده وحشي» با مضامين و صحنههاي غير اخلاقي بسازد يا تهيهكنندگيشان را برعهده بگيرد در مرحله اول به علايق شخصياش بر ميگردد و ربط مستقيمي به سينماي ايران ندارد، اما اينكه مديران سينماي ما بروند و اين شخص را مانند ستارهاي نو يافته از ميان فعالين نه چندان شاخص هاليوودي پيدا كنند و با هزار منت از وي بخواهند به عنوان داور فيلم فجر به ايران بيايد يا اينكه در برنامهاي پر مخاطب مانند راز كه خيليها آن را به چشم برنامهاي تاثيرگذار نگاه ميكردند او را به عنوان كارشناس هاليوود به خورد مردم دهند و در آخر پروژه «اسي گنده كني» خود را تكميل كرده و ميلياردها تومان پول را در اختيارش قرار داده كه فيلمي بسازد مسئلهاي است كه جاي سؤال و حيرت زيادي دارد.
جواد شمقدري هم در كمال حيرت در مقابل مخالفان ايستاده است. گويي دل آسمان باز شده و اسي را به دامن سازمان سينمايي انداخته. نكته اينجاست كه مگر در سينماي ايران كارگردانان صاحب نام كم داريم ؟ كساني كه شهرت، تكنيك و صاحب سبك بودنشان بسيار بالاتر از كساني مانند نيك نژاد است و نامشان بر پاي هر فيلمي باشد مانند برند عمل كرده و عامل اعتبار آن ميشود.
اگر نيك نژاد را كنار بگذاريم بحث ديگري هنوز باقي است؛ بودجههاي عظيمي كه صرف ساختن فيلمهاي سينمايي سفارشي ميشود. ما پيش از اين نيز نمونههاي بسياري از اين فيلمها را داشته ايم مانند فيلم «راه آبي ابريشم» كه با بودجههاي ميلياردي ساخته شد و به دليل عدم استقبال تماشاگران با شكست سنگين تجاري به كار خود پايان داد.
«لاله» پروژهاي است كه فعلاً روي كاغذ مطرح شده، كاري با سرمايه مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، نويسندگي و كارگرداني اسدالله نيكنژاد و با حضور بازيگراني ايراني و خارجي فعلا كه روي همان كاغذ پروژه ساخته خواهد شد، بايد منتظر بود و ديد پايان كار اسي و لاله به جدايي خواهد رسيد يا وصال؟