دعواي حوزه هنري و ارشاد بالا گرفته است. همه حرفوحديثها از آنجا شروع شد كه حوزه هنري نخواست بعضي فيلمها را در سينماهايش نمايش دهد. اما از آن سوي، مخالفان ميگويند فيلمهايي را كه با مجوز ارشاد به اكران ميآيند، هر سينمايي بايد نمايش دهد و خودداري حوزه از نمايش برخي، ممكن نيست. اين بزرگواران اغلب از علت وجودي حوزه هنري غفلت ميكنند.
حوزه هنري يك نهاد است، نه يك وزارتخانه. حوزه هنري بناست به طور مشخص پرچمدار هنر و ادبيات آرماني انقلاب باشد. بديهي است چنين نهادي از ابزار در اختيار خود، براي ترويج هنجارهايي كه در حال مبارزه با آنهاست، بهره نبرد. اصولاً دوستان معترض با خود انديشيدهاند كه چرا اداره اين سينماها، به حوزه هنري داده شده است؟
بيترديد وقتي اين تصميم اتخاذ شده، هدف غايي و نهايي، دادن ابزاري به اين نهاد ارزشي براي ترويج هنر و ادبيات انقلاب بوده است،نه دكانداري! اگر غير اين بود، اداره سينماها را در اختيار يكي از بانكها ميگذاشتند يا اصلاً در اختيار يك وزارتخانه، نه در اختيار يك نهاد.
به خاطر دارم در سالهاي رياست «حسن بنيانيان» بر حوزه هنري، برخي بروبچهها كه دستي در هنر و قلم داشتند و خود نيز كارمند حوزه بودند، در برخي مراسم حوزه، آثاري مي خواندند يا اجرا ميكردند كه توهيني آشكار به حوزه هنري بود. ناگفته نماند آنها اغلب با مديريت وقت حوزه مشكل داشتند و از اين راه اعتراض ميكردند. روزي آقاي بنيانيان با آن لهجه معروف اصفهانياش به تندي اعتراض كرده بود كه: «ما قرار نيس پول بديم به يك عده كه بيان به خودمون فحش بدن!» نگارنده دخلي در آن كشمكشهاي سابق ندارد. اما اين حرف را ميپسندد. يعني قرار نيست حوزه هنري خودش بهترين امكان را براي نمايش و موفقيت فيلمهايي فراهم كند كه سر تا پا فحاشي و توهين به همان آرمانها و آمالي است كه اين نهاد براي ترويج آنها به وجود آمده است.
البته ميتوان در سازوكار انتخاب فيلمها تشكيك كرد، اما در اصل موضوع خير. مهمتر از همه اينها، معترضان امروز، اغلب سينه چاكان مردمسالاري و دمكراسياند. اينجا هم حوزه هنري مالك تعدادي سينماست. نمايش برخي فيلمها شايد اصولاً ضرر اقتصادي داشته باشد. شايد حوزه هنري ميخواهد با تنظيم اجراي فيلمهاي ارزشي در سينماهاي خود، به طور غيرمستقيم توليدكنندگان سينماي كشور را به اين سمت سوق دهد. چرا شما اين اختيارات را از حوزه ميگيريد؟
حتي يك راننده تاكسي شايد از ريخت و رفتار مسافري خوشش نيايد و با آنكه شايد ضرر كند و خالي هم بماند اما او را به ماشين خود راه ندهد. با خواست و تصوري كه دوستان دارند، مقام و مسئوليت حوزه هنري در حد يك دكاندار پايين ميآيد. اجناسي را اتحاديه ميدهد، او هم ميگيرد، كم يا زياد ميفروشد و سودش را برميدارد و دم هم برنميآورد. اين شأن يك نهاد انقلابي نيست برادران. حتماً تجديدنظر كنيد!