کد خبر: 475100
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
اين روزها وقتي پاي احوالجويي از سينماي كشور به ميان مي‌آيد، با رجوعي سطحي به حوادثي كه طي ماه‌هاي اخير اتفاق افتاده است، تمامي ضعف‌ها و رنجوري‌هاي سينماي ناخوش‌احوال كشور به پايين كشيده شدن چند فيلم سينمايي از روي پرده و حواشي مختلفي معطوف مي‌شود كه صورت مسئله ماجرا را از اصليات به فرعيات منحرف مي‌كند، اما صرف نظر از تمامي حواشي و موضوعات كم‌و‌بيش پيش پا افتاده يا حتي مهمي كه اين روزها ذهن مخاطبان سينما را درگير خود كرده است، نگاهي به اوضاع و احوال سينماي ايران در دهه‌هاي پيش و شرايط كيفي آن در آغاز دهه كنوني، مهر تأييدي بر سخن اخير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است؛ مسئول و متولي اصلي سينما كه در جلسه مجلس شوراي اسلامي و در پاسخ به نقادي‌گري نماينده مجلس هيچ توضيح قابل دفاعي براي حمايت از سينما در برابر سخنان عضو كميسيون مجلس شوراي اسلامي نداشت. 

طفل سينماي انقلاب اسلامي كه بعد از سي و اندي سال، انتظار شكوفايي‌اش با حرف و حديث‌هاي فراوان پيرامون فساد و سطحي بودن به يك آرزوي دست‌نيافتني تبديل شده است از ابتداي سال جاري از سوي مخاطبان سينمايي هم طرد شده بود. 

در واقع سينماي امروز كشور كه روز گذشته از سوي متولي اصلي‌اش هم بي‌دفاع ماند، بيش از هر زمان ديگري خود را در حصار انتقاد منتقدان، مخاطبان و حتي سينماگران كشورمان تنها مي‌بيند. 

سينمايي كه امروز هيچ كس آن را نمي‌پسندند در گذر زمان به جاي عميق‌تر شدن به سطح حاشيه‌ها و موضوعات تلخ و تاسف‌برانگيز حركت كرده است تا مقايسه تطبيقي دهه ۹۰ و ۶۰ گوياي يك دنيا فاصله كيفي ميان سينماهاي اين دو دوره باشد. 

دهه ۶۰ اگرچه دوران تولد سينماي پس از انقلاب اسلامي بود، اما كيفيت آثاري كه به دست تواناي سينماگران پر آوازه آن دوران ساخته مي‌شد، طعم فيلم به معناي واقعي را بر جان مخاطبان مي‌نشاند. حالا سينماي عمق‌گراي دهه ۶۰ بعد از ۳۰ سال به وضعيت كنوني دچار شده است. 

يقيناً اين سخن كه به خاطر گذر زمان و اشباع شدن برخي سوژه‌ها، موضوعات عميق و متعاقب آن فيلمنامه‌هاي مستحكم و قوي براي ساخت فيلم‌ها نادر و ناياب شده است، سخني بيهوده است. چه بسا سوژه‌هاي متناسب هر عصري با بدعت‌ها و دغدغه‌هاي جديد آن عصر زايش مي‌شود اما اينكه اشكال كار تفاوت عمق سينماي دهه‌هاي گذشته و دهه كنوني چيست و چه كسي بايد پاسخگوي اين همه تضاد، ركود و پسرفت باشد، بايد اذعان داشت كه امروز سينماي كشور بي‌كس تر از آن است كه بتواند زخم‌هاي خود را با صحبت‌هاي تسكين‌دهنده مقام يا مسئولي ترميم كند. 

بدون شك شرح حال سينماي اوايل دهه ۹۰ در برگ تاريخ سياه سينماي كشور ثبت مي‌شود؛ دوراني كه آيندگان درمي يابند كه چگونه آجر به آجر سينماي آن را از اساس بد چيدند تا وقتي ديوارهايش كوتاه‌تر از ديوارهاي ساير بخش‌ها كج بالا رفت هيچ كس مسئوليت اين كجروي‌هاي را بر عهده نگيرد. 

سينماي امروز مريض و ناخوش احوال است. ناخوش احوالي ناشي از سرايت حواشي مسموم و فيلمنامه‌هاي سطحي و سمي كه حالا در اوج بيماري اين سينماي ۳۰ ساله نه طبيب ياراي رفتن بر سر بالينش را دارد و نه حتي عواملي كه ويروس را به جانش انداختند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار