چندي پيش باخبر شدم پروفسور «حميدقدس» روانشناس برجسته ايراني، به تازگي بالاترين جايزه علمي و پژوهشي كالج سلطنتي روانپزشكان انگليس- رويال كالج- را از آن خود كرد.
او پيش از اين نيز بيش از يك دهه، رئيس بخش كنترل مواد مخدر در سازمان ملل بود. پروفسور «فيروز نادري» يكي ديگر از نوابغ مهاجر ايراني است. او مدير اصلي پروژه مريخپيماي ناسا بود؛ اولين ماهوارهاي كه انسان به كره مريخ فرستاد و بر آن فرود آمد.
باري اگر بنا باشد به همين منوال اسامي و چهرههاي موفق هموطنم را در سرتاسر جهان رديف كنم، مثنوي صد من كاغذ خواهد شد. اما هدف از يادآوري آن، پرداختن به پديده منفي فرار مغزهاست؛ ماجرايي كه در سكوت مسئولان مربوطه، هر روز ابعاد تازهتري ميگيرد و به گمان اين قلم، چنانچه، با برنامهريزي دقيق و به موقع مانع آن نشويم، آسيبي جدي براي آتيه ايران اسلامي خواهد بود.
سال گذشته خدا نصيب كرد و به حج مشرف شدم.
يكي از چهرههاي سرشناس و خطباي معروف، در ميان حجاج ايراني مقيم ديگر كشورها سخنراني ميكرد. او تعبير فرار مغزها را به شدت تقبيح و تأكيد كرد تعبير درست، «صدور مغزها»ست. بدبختانه تا امروز هميشه با مقوله مهاجرت نخبگان، به عنوان يك پديده مذموم سياسي برخورد شده است و لذا به پژوهشگران و دلسوزان اين آب و خاك، كمتر اجازه ورود به اين مقوله و ارائه صورت درستي از آن داده شده است. هميشه اينطور برخورد شده كه مهاجران از سر عناد و مخالفت با نظام سياسي كشور، از ديگر ممالك سر در ميآورند. حال آنكه اين پديده مقولهاي صد در صد اجتماعي است و راهحلهاي ويژه خود را نيز دارد.
سالهاي سال هند نيز به نحو خطرناكي با اين پديده دست به گريبان بود، اما عاقبت آنها با اتخاذ روشهاي مناسب، نه تنها از مهاجرت نخبگانشان تا حد بسياري كاستند، بلكه حتي به مرحله مهاجرت معكوس رسيدند و بسياري از آنها كه رفته بودند نيز ترجيح دادند به وطنشان برگردند. باري نيروي كار متخصص نيز چون سرمايه كه آن را نيز به آب تشبيه ميكنند، جاري شده و به جايي هدايت ميشود كه زمينه جذب و انباشت آن فراهم باشد. بديهي است چنانچه اين مقدمات موجود نباشد، گذشته از آنكه چه نظامي كشور را اداره كند، نيروي متخصص مهاجرت خواهد كرد.
يك ايراني ديگر كه اكنون پروژه مريخ نوردي ديگر را در ناسا سرپرستي ميكند، در مصاحبهاي گفته بود، بورسيه صدا و سيماي ايران بوده و اما در سالهاي اول انقلاب پس از اتمام تحصيل به تلويزيون كه مراجعه ميكند، آنها اعلام عدم نياز ميكنند و او هم براي تدريس بر ميگردد به دانشگاهي كه در آن درس خوانده بود و مابقي ماجرا.
باري اگر مسئولان مربوطه مثلاً خوابنما شوند و معلم خصوصي زبانشان را كه ليسانس ميكروبيولوژي دارد ناگهان به عنوان رئيس موزه ايران باستان معرفي كنند- خانم آزاده اردكاني معلم خصوص آقايان مشايي و بقايي- بديهي است دكتر باستانشناس اين مملكت اگر خودكشي نكند، حداقلش ول ميكند و ميگريزد. حالا تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل. باري اين آب و خاك بيش از آن به فرزندان نخبه خود نيازمند است كه صادرشان كند. لطفاً كارهايي نكنيد كه آنها بگريزند!