
پخش برنامههای ورزشی سالهاست در دستور کار شبکههای مختلف سیما به خصوص شبکه سه به عنوان شبکه جوانان قرار گرفته است و در این میان با رصد دو دهه اخیر برنامههای ورزشی شبکههای مختلف با فراز و فرودهای متعددی رو به رو بوده ایم که اغلب نشان از شیوه «آزمون و خطا» در شکل برنامهسازی و نبود برنامهریزی منسجم جهت تهیه برنامههاي جذاب و گیرا در شبکههای مختلف سیما میدهد.
هر چند باید اذعان داشت طی چند سال اخیر به دلیل خرید حق پخش مسابقات ورزشی به شکل زنده و استفاده از کارشناسان کار آشنا در برنامههای ورزشی و اختصاص چند استودیوی تخصصی تولید برنامههای ورزشی، کیفیت این برنامهها در قیاس با سالهای قبل با رشد محسوسي رو به رو بوده است. بهانه این نوشتار نیز پخش برنامه «جام چهاردهم» به بهانه برگزاری مسابقات «یورو ۲۰۱۲» (مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا) است که از آغاز این جام به صورت زنده و مستقیم، هر شب بازیهای این دوره از مسابقات را همراه با بحث کارشناسی و آیتمها (بخشهای) متنوع دیگر ورزشی مورد پوشش تصوری قرار میدهد.
اهمیت کارگردانی در ساخت برنامههای استودیویی
یکی از اصلیترین ویژگیهای ممتاز ساختن یک برنامه تلویزیونی زنده که شکل ارائه آن حالت ایستا دارد، (حضور یک یا چند مجری جهت گفتوگو با یکدیگر) توجه به امر خطیر کارگردانی تلويزيوني همزمان با کارگردانی هنری آن برنامه است. خوشبختانه طی یک دهه اخیر به دلیل تمرکز دانشکدههای هنری بر تربیت نیروهای حرفه ای، تحصیلکرده و مستعد، شاهد خلاقیتها و بروز و ظهور استعدادهای مطلوبی در میان کارگردانان تلویزیونی بودهایم و شاهد این ادعا تولید برنامههای زنده استودیویی ایستا در شکل مطلوب خود است.
«مانیتورینگ» و سیستم هدایت و اتصال دوربینهای متعدد یک استودیو در شکل روایت زنده برنامه) از مهمترین اتفاقاتی است که طی چند سال اخیر زنده بودن برنامههای تلویزیونی را بیش از گذشته به رخ مخاطب میکشد. کاتهای متعدد دوربین در خلال گفتوگوها روی گوینده و شنونده یک بحث تلویزیونی، توجه به کادربندی (قاب بندی) درست و حرفهای با رعایت تمام نکات ترکیببندی صحنه و انتقال حس زیبایی شناسی بصری به مخاطب از مهمترین و بارزترین رویدادهایی است که طي چند سال اخیر شکل برنامه سازیهای استودیویی تلویزیون را تحت تأثير خود قرار داده است.
اما متأسفانه کارگردانی هنری، یعنی آنچه حلقه مفقوده یک اثر ناب تلویزيونی است، هنوز در شکل برنامهسازیهای استودیویی تلویزیون ملی ایران به خصوص در ساخت و تولید برنامههای زنده ورزشی چندان مورد توجه تهیه کنندگان قرار نمیگیرد. در حالی که حضور یک کارگردان هنری و آشنا به حس گویندگان، میهمانان و کارشناسان یک برنامه زنده تلویزیونی میتواند علاوه بر ارتقای سطح کیفی تصاویر با شکار لحظاتی چون حرکات بدنی گوینده، هیجانات رفتاری يا حتی نوع تمرکزش در گفتوگو با طرف مقابل جذابیت بصری یک برنامه را برای مخاطبان تا حد بالایی افزایش دهد که «جام چهاردهم» نیز در کنار کارگردانی مطلوب تلویزیونی خود از حیث نبود یک کارگردان هنری خبره تا حدودی ضربه خورده است و این برنامه در طول زمان سه تا شش ساعت پخش خود نمیتواند در تمامی لحظات برای بیننده جذاب و تازه باشد و در همین روال فرسایشی زمان تعدادی از مخاطبان خود را به راحتی از دست میدهد.
اهمیت توجه به دکور و طراحی صحنه در ساخت برنامههای استودیویی در کنار نبود کارگردان هنری، یکی دیگر از آسیبهای متداول و جاری در امر برنامهسازیهای تلویزیونی در رسانه ملی بیتوجهی به عناصر بصری ارائه داده شده به مخاطبان شبکههای سیماست. در حالی که رسانهای مانند تلویزیون برخلاف رادیو، رسانهای دیداری است تا شنیداری، اما متأسفانه بیتوجهی به عناصر بصری در ساخت دکورهای مرتبط با یک برنامه تخصصی مانند برنامهای جهت پوشش بازیهای فوتبال ملی آن هم در رده بینالمللی تا حدود زیادی شکل برنامهسازی تلویزیونی را به سمت برنامههای رادیویی سوق داده است.
استفاده کردن از رنگ آبی به عنوان رنگی آرامش بخش و ملایم به عنوان رنگ قالب استودیوی «جام چهاردهم» که قرار است مسابقات پرهیجان و نفسگیر فوتبال به عنوان مهیجترین ورزش شناخته شده در جهان را به مخاطبان عمومی ارائه دهد، بزرگترین ضعف در ساحت بصری این برنامه تلویزیونی به شمار میرود.
همچنین نبود المان و نشانهای مبنی بر تمرکز این برنامه بر مسئله پخش و بحث و گفتوگو پیرامون ورزشی چون فوتبال، شکل ارائه این برنامه پر هزینه (چه در ساحت خرید حق پخش مسابقات فوتبال به صورت زنده و چه در ساحت هزینه سرسامآور تولید برنامههای زنده تلویزیونی) را برای مخاطبانی که شاید برای نخستین بار است با آن برخورد میکنند در حد یک شوی تلویزيونی پایین آورده است، در حالی که استفاده از سه مجری ثابت و کار بلد در کنار حضور کارشناسان داخلی و بینالمللی خبره و آشنا به رسانه میتوانست کیفیت این برنامه را تا حد بالا و حتی نزدیک به استانداردهای بین المللی ساخت برنامههای استودیویی و زنده مسابقات ورزشی بالا ببرد.
ظرفیتهای بالقوهای که اجرایی نمیشوند سرآخر آنکه حضور جوانان تحصیلکرده و برنامهساز در کنار تهیهکنندگان و کارگردانان خبره و باتجربه در رسانه ملی نشان از ظرفیت بالقوه و پتانسیلهای بالایی در امر برنامه سازیهای تلویزيونی دارد کهمتأسفانه به دلیل کم توجهی در برخی از ساحتهای خطیر برنامهسازی کمتر شکل اجرایی به خود میگیرد.
در این نکته شکی وجود ندارد که رسالت رسانه در اولی ترین شکل خود سرگرم کردن مخاطبان است و لازم است احترام به حس، درک و شناخت مخاطب از زیبایی شناسی یک برنامه تلویزيونی شایسته از گذشته مد نظر برنامه سازان قرار بگیرد. تمرکز بر رفع تکلیف در امر برنامه سازی در مرور زمان به جای حمایت و جذب حداکثری مخاطبان به ایجاد فاصله میان رسانه و مخاطب به عنوان دو نشانه اصلی در امر تولید برنامه بدل میشود که پرواضح است نمیتواند موفقیتی برای سازمانی بزرگ چون صدا و سیما به شمار آید.