کد خبر: 472597
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۱:۱۲
۱۳۷ ميليون فروش در ۳ روز اول اكران
چند سال پيش و در زماني كه هنوز سينما به اوضاع و احوال نزار امروزش دچار نشده بود، يكي از كارشناسان سينما در حضور رئيس جمهور وقت و به نمايندگي از سينماگران در صحبت هايي به زبان طنز و جدّ از سينما به عنوان چرخ پنجم درشكه‌اي ياد كرد كه سالن هايش قديمي، ابزارش كهنه و وجودش منحوس است. 

او سپس به همان زبان طنز گفته بود: بياييم كار جديدي بكنيم، سالن هاي سينما را به مرغداري تبديل كنيم يا به بنگاه هاي شادماني و مجالس عروسي و عزا اجاره بدهيم،  دوربين ها و ابزار آنتيكش را به سازمان ميراث فرهنگي يا موزه سينما اهدا كنيم، فيلمسازان مهمش را صادر كنيم يا به كشورهاي خليج فارس كرايه بدهيم، بازيگران و افراد فني اش را به تلويزيون بفرستيم و كارمندشان كنيم تا راه به راه سريال و فيلم ويدئويي بسازند و خودمان هم بنشينيم و حال كنيم از اين هنرمان! حالا نزديك ۱۰ سال از صحبت‌هاي طنز اين كارشناس گذشته و امروز پيش بيني‌هاي او و بسياري ديگر از كارشناسان سينمايي درست از آب درآمده است. بي‌رغبتي تماشاگر براي رفتن به سينما عرصه را بر سينماگران چنان تنگ كرده است كه بعيد هم نيست اين كارشناسان راه چاره را در واگذاري سالن‌هاي سينما به مرغداران و برگزاركنندگان مجالس بزم و غم ببينند. 

از آغاز سال تا كنون براي علاج درد بيماري بي‌مخاطبي سينما و حل مشكل خالي ماندن صندلي‌هاي قرمز رنگ آن ترفندهاي مختلفي به كار گرفته شده است. از نمايش «روزهاي زندگي» برگزيده سي امين جشنواره فيلم فجر گرفته تا روي پرده فرستادن اثري كه كارگردانش تنها چند روز قبل از آغاز اكران آن به ديار باقي شتافت و نيز اكران ويژه فيلم‌ها با حضور دست اندركاران توليد و بازيگران آن هيچ كدام نتوانست معماي تنها ماندن سينماها را رمزگشايي كند. 

در اين مدت معضل سينما حتي برخي مديران سينمايي را نيز به واكنش وا داشته است كه در تازه‌ترين اين واكنش‌ها مدير امور فرهنگي و توليد سازمان توسعه سينمايي سوره ضمن انتقاد شديد از بحث‌هاي حاشيه‌اي و فرار برخي مديران سينما از مسئوليت‌ها، فروپاشي سينماها در آينده‌اي نزديك را پيش بيني كرده و گفته است: اگر همين روال ادامه پيدا كند مطمئن هستم تا پنج سال آينده سينمايي نخواهيم داشت. اگرچه سوء مديريت مي‌تواند يكي از دلايل ركود سينما باشد اما در روزهايي كه هر كارشناسي به زعم خود گزينه‌هاي مختلفي را درباره علل ناكامي سينماهاي فصل جديد عنوان مي‌كند حقيقتاً نمي‌توان در مواجهه با كم فروغ‌ترين بهار سينماي ايران از دلايل مختلف گذشت و تنها يك عامل را علت اصلي بي‌رغبتي مردم دانست. معضل سينماي امروز ايران معلول دلايل مختلفي است.
 
مي‌توان مقدمه اين دلايل را افزايش بهاي بليت سينما در واپسين روزهاي سال گذشته دانست؛ بهايي كه به يك باره بالا رفت و در همان زمان بود كه يكي از سينماداران در واكنش به سؤال خبرنگار «جوان» پيرامون اثرات منفي اين افزايش قيمت با مقايسه سينما و نان شب گفته بود: هر كس وسعش نمي‌رسد به سينما نيايد . شايد امروز همين اتفاق افتاده است و شايد دليل كاهش شمار تماشاگران در سال جديد نرسيدن وسع شماري از اقشار متوسط جامعه به پرداخت هزينه ۱۰ هزار توماني بليت سينما باشد. 

كيفيت پايين برخي فيلم‌ها در كنار سوژه‌هاي تكراري، بروز حوادث عجيب در جامعه هنر و سينما، فصل امتحانات ، تورم و حاشيه‌هاي اقتصادي از ديگر دلايلي است كه مي‌توان به بن بست خوردن بهاره سينماها در جذب مخاطب را معلول آنها دانست، اما گذشته از تراشيدن دلايل مختلف و شيرجه زدن از يك عامل به عامل ديگر و كشف عوامل جديدي كه به بازار گرم اظهار نظرهاي جديد مسئولان و كارشناسان سينمايي تبديل شده است، اين روزها بسياري از سالن‌هاي سينمايي كشور با فيلم جديد «خوابم مياد» رضا عطاران از خواب سه ماهه خود بيدار شده اند؛ فيلمي كه با تعداد اكران محدود و تنها در سه روز اول نمايش خود در پايتخت توانست به فروش درخشان ۱۳۷ ميليون توماني دست پيدا كند. عطاران با ارائه سبك جديدي از طنز در فيلم خود و ارائه كيفيت بالايي كه يك پاي ثابت آثار تلويزيوني‌اش بوده است، خلاقيت را چاشني كار خود كرد و با استفاده از اكبر عبدي در نقش يك زن كه براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران اتفاق مي‌افتد به برگ برنده اولين تجربه سينمايي خود دست پيدا كرد تا با قدوم او به عالم سينما، مخاطب نيز به سالن‌هاي سينمايي باز گردد. 

اگر حتي «خوابم مياد» عطاران شاخص‌هاي جذب مخاطب را هم نداشته باشد اما نام اين كارگردان تازه كار سينما كه برندي در عرصه كارهاي طنز است به خودي خود محركي براي جذب مخاطبان است، چه بسا در ايام برگزاري جشنواره فيلم فجر نيزسالن نمايش فيلم او تا بناگوش مملو از جمعيت خبرنگاران و فعالان عرصه سينما شد؛ كساني كه بدون هيچ پيش زمينه‌اي از اولين فيلم سينمايي عطاران تا نقش بستن تيتراژ پاياني فيلم ايستاده آن را تماشا كردند، سوت كشيدند و دست زدند. حالا در اين شرايط كه مخاطبان نيز اولين سلام سينمايي عطاران را پاسخ گفتند و باز هم به سينما روي آوردند، تكليف آينده مديران سينمايي چيست؟ 

از گراني بليت، كيفيت پايين و موضوعات تكراري گرفته تا وضعيت اقتصادي، عدم مديريت يكپارچه و. . . علت به خواب رفتن سينماها هر آنچه باشد، مهم اين است كه امروز به لطف يك كار طنز قوي و پر آوازه و نيز به واسطه نام عطاران مخاطب باز هم به سينما بازگشته است. اين بار نگه داشتن اين مخاطبان و محكم كردن گره پيوند آنها با سينما در دستان مديران است تا به جاي كنكاش كردن دلايل يكي پس از ديگري ، با انتخاب گزينه مناسب ديگر بعد از «خوابم مياد» حلقه اتصال با مخاطب را از دست ندهند و اين ارتباط را با مجاب كردن مخاطب به خريد بليت و تماشاي فيلم‌هاي پر جاذبه ديگر حفظ كنند. «خوابم مياد» عطاران مردم ايران را كه نشان دادند مخاطب پر و پا قرص طنز قوي هستند به سينما بازگرداند و سينماها را از چرت بهاره بيدار كرد اما بايد ديد كه آيا اين فيلم هوشياري مديران و هوشياري سينماي خواب زده را به طور كامل باز برمي‌گرداند ؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار