ميگفت جلسهاي با حضور رئيس جمهوري براي تقدير از ما برگزار شد. لوحي دادند، با يك جعبه كوچك مخملي، لشكري از خبرنگارها و عكاسها هم آنجا بودند. كلي فيلم و عكس هم گرفتند كه منتشر هم شد. بعد از مراسم همه كنجكاو بودند كه اين نوجوان شهرستاني قهرمان جهان، چقدر سكه تشويقي از مقامات گرفته است، اما جعبهها را كه باز كرديم خالي بود. با اعتراض بچهها، نفري يك ربع سكه دادند و گفتند مابقي را به حسابتان ميريزيم. شماره حساب گرفتند و مدتي بعد ۱۴۰ هزار تومان هم به حسابمان ريختند!
باري اين قصه پرغصه، سرگذشت اغلب قهرمانان ديگر رشتههاي ورزشي مملكت، سواي فوتبال است. به تازگي هم رفتاري مشابه با قهرمانان كشتي شد. آنها ديگر چه بايد بكنند بالاتر از قهرماني جهان، اما خيليهايشان در مراسم تقدير شركت نكردند.
«سعيد عبدولي» كه يكي از آنهاست به فارس گفته: براي تولد يك فوتباليست ۱۵۰ سكه به در خانهاش ميفرستند، اما از قهرمانان كشتي جهان با سه سكه قدرداني ميكنند. او پرسيده: كدام رشته ورزشي كشور تا حال به اين جايگاه در جهان رسيده؟ بنده خدا راست ميگويد. يكي از قهرمانان كشتي از شيراز هزار و اندي كيلومتر راه را آمده و برگشته تا در اين مراسم به خاطر مدال جهانياش سه سكه بگيرد!
باري وضعيت فوتبال در ورزش، نظير سينما در بخش هنري كشور است. گويي اين همسر عقدي مديران و دستگاههاي مربوطند و ديگران همسر صيغهاي! عجيب است كه مديران مربوطه كه بايد نقش پدري و مجري عدالت در اين بين ايفا كنند، مرعوب حواشي، شهرت و تب همهگير فوتبال ميشوند؛ ورزشي كه در قياس با هزينههايش، هيچ گلي به سر اين مملكت نزده و هميشه حواشي ريز و درشت آن، دردسرساز هم بوده است.
بديهي است با اين روند، ديگر جوانان با وجود استعدادهاي درخشان، عطاي رشتههاي ورزشي و هنري ديگر را به لقايش بخشيده و دلسرد شوند، اما باز از همينها انتظار داريم در ميادين اصلي ورزش جهان نظير المپيك، براي مملكت آبروداري كنند... هزينههاي يك فصل يكي از باشگاههاي شبهدولتي نظير سپاهان اگر خرج چند سال اين ورزشهاي مدالآور شود، از سرشان هم زياد است و به اذعان تمام كارشناسان نتايج بسيار درخشاني هم در پي خواهد داشت، با اين حال چرا مسئولان از درك اين مسئله ساده عاجزند يا نميخواهند آن را بفهمند؟!
جالب است كه در همين فوتبال هم باز تبعيض داريم. چندي پيش «محمدرضا شيخزاده» رئيس هيئت ناشنوايان استان خراسان رضوي، در كمال حيرت خبرنگاران به آنها گفت: با وجود قهرمانيهاي متعدد، تعدادي از ورزشكاران ما به خاطر حضور در اردوي تيمملي از مشاغلشان اخراج شدهاند، حال آنكه بارها به مسئولان نامه داديم تا از مرخصي ورزشي براي آنها استفاده شود، اما گوش كسي بدهكار نبود، از جمله دروازهبان تيمملي فوتبال ناشنوايان كه در نوع خودش پديدهاي است؛ به خاطر حضور در اردوي تيمملي از كارش اخراج شده و حالا به ناچار براي تأمين زندگياش مقني (چاهكن) شده است!
شما را به خدا اين را مقايسه كنيد با پاداشهاي حيرتآور و دستمزدهاي نجومي فوتباليستهاي ملي و باشگاهي ما، با فرستادن ۱۵۰ سكه به مناسبت جشن تولد به در خانه فلان فوتباليست. آخر اين چه عدالت و برنامهريزي و مديريت ورزشي است. آقاي رحيمي معاون آقاي احمدينژاد گفته: از زمان مادها تا حال دولتي برنامهمحورتر از اين دولت نداشتهايم! جداً كه راست گفتهاند ايشان! لااقل در بحث مديريت ورزش كشور، آن هم با اين اخبار و رفتارها! حكايت پارالمپيكيها را كه اصلاً ننوشتم. آن طفلكها كه... بگذريم!