کد خبر: 471140
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
اميرحسن معصوم: شايد به همين دليل باشد كه سال هاست تا محصول فرهنگي فاخري در زمينه دفاع مقدس توليد مي‌شود، بيش از آن كه مورد نقد قرار گيرد، درباره آن تجليل زباني و احترام عملي مي‌كنيم.
 
چه اينكه مي‌دانيم اگر همين چند نفر باقي مانده هم نباشند كه چراغ هنر دفاع مقدس را با آبروي شان، با پول نداشته شان، با حمايت هايي كه انجام نمي‌شود يا حداقل سمت‌و‌سو دارد، روشن نگه ندارند، معلوم نيست به زودي از اين تنها ژانر عارفانه زنده هنر جهان چيزي باقي بماند يا خير؟ 

شايد به همين دليل، هم درست يا غلط، وقتي كار فاخري براي دفاع مقدس توليد مي‌شود، از فيلم و كتاب و موسيقي، فقط كار علاقه‌مندان به اين موضوع تبليغ است و تبليغ. . . آخر سر هم اين قدر تبليغ مي‌شود كه خودمان هم يادمان مي‌رود كه ممكن است اين كار مشكلاتي هم داشته باشد و ادامه روند ممكن است در سال‌هاي بعد به چيزي مخالف راه دفاع مقدس برود. 

در سال‌هاي متأخر شايد همين تغافل اجباري باعث شده كه ايراد كلي هنر دفاع مقدسي ما، كمتر ديده شود يا اينكه از فرط عموميت اساساً ديده نشود. فيلم روزهاي زندگي، همان فيلم خوش ساختي كه اين روزها تحسين خيلي‌ها را برانگيخته نمونه‌اي از همين مكتب و پارادايم هنري است كه به رغم روايت، ساختار و محتواي شگفت انگيز، ماهرانه و قابل تمجيدي كه آقاي شيخ طادي را مستحق همه دست مريزادها مي‌كند، نيز نمونه ديگري از راه رفتن روي ريل ناكجا آباد روايت روشنفكرانه از مسئله جنگ است كه در آن آدم‌ها بايد مسيح وار يك به يك كشته شوند تا حتي‌الامكان و حتي الحيات و الممات دست به كارد و دست به اسلحه نشوند.
 
گرچه ممكن است تصور شود، روايت شيخ طادي در روزهاي زندگي، روايت پيمان و قسم نامه بقراط در دل جبهه‌هاي نبرد باشد و بخواهد بگويد يك پزشك در هر شرايطي حق نبرد ندارد، اما به هر صورت قرار دادن روزهاي زندگي كنار بسياري از رمان‌هاي متأخر سوره مهر، آلبوم موسيقي دلصدا كه در آن در پوسته تجليل از دفاع مقدس، آثار ضدجنگ كه به نحوي نقد كننده جنگ و اهانت به جنگ اجرا مي‌شود ( مثل اين بيت: نگاه جنگجوي تو هميشه اشتباه كرده/ كسي از جنگ و خونريزي برنده بر نمي‌گرده) ادعا كننده وجود پازلي است كه در آن گويي مي‌خواهد، جنگ تحميلي را به نحوي عارفانه به زبان روشنفكري ببيند و هيچ در پي آن نيست كه سلحشوري و حماسه‌سازي را در دل آثار هنري به مخاطب القا نمايد. 

بي ترديد، هنرمندان ما نوعا انسان‌هاي با مطالعه و باسوادي هستند و اين در عين ارزشمند بودن، اين خطر و آسيب را به همراه داشته كه در كنار روش‌هاي انتقال بهتر، اذهان هنري ايشان دچار برداشت قالبي و پارادايميزه از مسائل شده باشد و اين چيزي است كه در بررسي كارهاي هنري كه به ويژه با موضوع انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي بايد مورد توجه قرار گيرد تا به تدريج شايد تحريف و خارج شدن قصه جنگ، منحرف شدن اثر فرهنگي آن و از بين رفتن رسالت هنر آن براي انتقال ارزش‌هاي آن در طول زمان نباشيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار