اگر فقط در چند سال گذشته اين قولها را مكتوب كنند، مثنوي هفتادمن كاغذ خواهد شد. با تمام اين احوال اين رويه پاياني ندارد. مسئولان بيمحابا حرفهايي ميزنند و نويدهايي ميدهند كه شايد به سبب انبوه مشغله كاري، متوجه لطمات وارده به اعتماد مردم، به خاطر عملي نشدن آنها نيستند. وقتي رئيسجمهور حرف از چند ميليون شغل در آغاز سال گذشته زد و نويد ريشهكني بيكاري تا پايان دورهاش، مردم آن را جدي گرفتند يا حل مشكل مسكن و پيشنهاد خانههاي ويلايي هزار متري در زمينهاي كويري و سبزيكاري و... اين اواخر نيز بازگرداندن قيمتها به پيش از گرانيها و انتقال آب خزر به كوير مركزي!
هنگامي كه زمان ميگذرد و اثري از عملي شدن وعدهها نيست، بهترين راه شوخي با آمار است، چنانكه به ابداع روشهاي تازه براي نرخ بيكاري، تورم و... ميانجامد. براي آنكه بگويند بيكاري كم شده، هر كه يك ساعت در هفته هم كار كند و دانشجو، دانشآموز و... خلاصه همه را جزو شاغلان حساب ميكنند، بديهي است اينطور حتي مردگان را هم ميتوان شاغل به حساب آورد، خلاصه هر شب جمعه يك ساعتي سرگرم كار شنيدن فاتحه و قرآنخواني كساني كه بر سر قبرشان آمدهاند، هستند!
اين در حالي است كه رهبر انقلاب از بابت چنين رويهاي تذكر جدي داده و فرمودند: «اگر چنانچه وعدهاي به مردم داده شود و عمل نشود، اين، مشكلات درست خواهد كرد، نه فقط نسبت به دولت، بلكه به نظام» اما حضرات كار خودشان را ميكنند.
چند شب قبل وزير راه به تلويزيون آمده و سؤالاتي را پاسخ داد. ايشان در باب بزرگراه تهران- شمال كه دارد ياد و خاطرهاش به تاريخ ميپيوندد، گفت: «بنياد مستضعفين قطعه ۲ و ۳ آزادراه تهران - شمال را نه كار ميكند و نه ميگذارد بخش خصوصي كار كند» و بعد هم از مردم عذرخواهي كرد. دولت كه دست به شكايتش خوب است، چرا شكايت نميكنيد و كار را نميگيريد، مگر چنين چيزي ميشود؟ حالا گيريم اين دو قطعه مشكلش اين باشد، مابقي كار چرا خوابيده. از طرف ديگر دولتي كه نميتواند و نتوانست پس از هفت سال اين بزرگراه ناتمام را به سرانجام برساند، چطور وعده انتقال آب درياي خزر را به مردم شاهرود، سمنان و خراسان ميدهد.
مردم خرمشهر و آبادان با تمام جانفشانيها و قهرمانيهايشان در جنگ هنوز از كيفيت بد آب شرب خود مينالند، آن هم در كنار ساحل خليج فارس، بعد ما ميخواهيم آب خزر را به شاهرود و به خواف در خراسان و نزديك مرز افغانستان ببريم. آخر اين چه وعده وعيدهايي است كه به مردم ميدهيم. انگار نه انگار كه اين مردم حافظه دارند و فردا اينها را مطالبه ميكنند.
براي اينچنين مواردي كه ديگر نميشود با بيحيثيت كردن علم آمار، مشكل را حل كرد. چرا شعور ملت را دست كم ميگيريم؟ چرا از كنار دغدغههاي رهبر دلسوز انقلاب ميگذريم و اشتباهاتمان را تكرار ميكنيم.