
حوادث تاريخي در خاطره جهان براي كشورهايي كه آن حادثه را بستر به تصوير كشيده شدن ارزشهايي چون وطن دوستي، فداكاري و ايثار ميبينند، بستر ساخت فيلمهاي سينمايي حماسي نيز بوده است.
وقتي هواپيماهاي ژاپني در هفتم دسامبر سال ۱۹۴۱ بر فراز بندر پرل هاربر در مجمع الجزاير هاوايي به پرواز در آمدند و ناوگان اقيانوس آرام امريكا و هفت رزمناو آن را بمباران و نابود كردند، اين جنگ حماسي دستمايه ساخت فيلمهايي شد كه در آن دو طرف جنگ هر يك به نفع سياستهاي خود به نمايش و تبليغ ارزشهاي وطنپرستي و جان دادن در راه وطن پرداختند. نه تنها اين حادثه بلكه حوادثي چون جنگ امريكا در ويتنام و جنگ امريكا و ژاپن و صدها حادثه تاريخي و حماسي ديگر تا كنون مورد اقتباس فيلمسازان بسياري در طول تاريخ قرار گرفته و فيلمهايي از اين حوادث بيرون آمده است كه هر يك ارزشهاي حماسي را به نفع سياستهاي كشور خود به عرصه تصوير در آوردهاند. در واقع پرده نقرهاي سينما هميشه در خدمت ارزشگذاران و فيلمسازاني بوده است كه دغدغه جاودانه ماندن حماسههاي تاريخي كشورشان و نيز به فراموشي سپردهنشدن رشادتهاي سربازان وطنشان را داشتهاند.
به موازات دالان تاريخ هزاران ساله كشورمان نيز حوادث تاريخي و حماسي بسياري در خاطره زمان ثبت شده است كه هر يك درخور پردازش و به تصوير كشيده شدن هستند، اما در كشوري كه به دليل ناكارآمدي دولتمردان و پادشاهانش در اكثر برهههاي تاريخي شاهد از دست رفتن بخشهايي از خاك خود بوده است، حادثه حماسي فتح و آزادسازي و پس گرفتن خرمشهر در سال ۱۳۶۱ واقعهاي بس بزرگ است كه كمتر به تصوير كشيده شده و در نتيجه ابعاد مختلف آن ناشناخته باقي مانده است. شايد بزرگي حادثه افتخارآميز، تاريخي و غيورمندانه ملي فتح خرمشهر از نظر ابعاد ملي و فراملي كمتر از حوادث تاريخي چون انقلاب فيدل كاسترويي و آزادسازي كوبا از چنگال استعمار امريكا يا نظاير اين انقلابها در هند و ويتنام و ساير كشورهاي جهان سومي نباشد.
در دل بخش بخش اين حماسه از مقاومت مردمي گرفته تا لحظه بازپسگيري آن از دشمن غاصب، هزاران قصه نهفته است؛ قصه هايي كه ميتوانند دستمايه بهترين فيلمهاي سينمايي سال و حتي بهترين فيلمهاي سينمايي تاريخ سينماي كشور باشند. هر چند تا كنون حماسيترين حادثه تاريخ معاصر ايران تنها از قاب دو فيلم سينمايي «دوئل» و «روز سوم» به تصوير در آمده است و هنوز از نتيجه تلاش ۱۰ فيلمساز شناخته شدهاي كه قرار بود در قالب كاري مشترك از اين حماسه تاريخي فيلم بسازند، خبري نيست.
در واقع تصوير خرمشهر در سينما به رغم گذشت ۳۰ سال از اين حادثه تاريخي همچنان تصويري بسيار كمرنگ است و آنچه تا كنون ساخته و پرداخته شده نيز دريغ از دوران آزادي و پس از آزادي اين شهر تنها به دوره اسارت خرمشهر در بند دشمن پرداخته است. با اين وجود حادثه عظيمي كه در سوم خرداد سال ۱۳۶۱ به وقوع پيوست همچنان در ذهن نسلهاي مربوط به دهههاي پيش از ۶۰ زنده است.
اين نسل سختي ۵۷۸ روز اشغال و شيريني لحن مجري راديو در اعلام خبر آزادسازي خرمشهر را هنوز به ياد دارد اما خطر به فراموشي سپرده شدن شجاعتها و حماسههاي اين رويداد بزرگ و درك نكردن ابعاد آن به نسلهاي پس از دهه ۶۰ و نسل امروز باز ميگردد كه از اين حادثه تاريخي به جز عبارت سه كلمهاي سالروز آزادسازي خرمشهر در تقويم ملي معنا و مفهوم تصويري در ذهن ندارند. خرمشهر با پشتوانه مردمي آزاد شد اما مردم غيور اين شهر از پشتوانه محكم سينما در به تصوير كشيده شدن تلاش بيدريغ مردمي براي پس گرفتن خاك وطن بينصيب هستند تا ۳۰ سال از آزادسازي خرمشهر بگذرد و سينما با كم توجهي به اين حماسه تاريخي همچنان در اسارت سوژههاي تكراري و پر دافعه باشد.