
معصومه طاهري: موسيقي سنتي و فولكلور لري شيرازي (بارو بارو بارونه هي...) كه اولين بار به عنوان تيتراژ مجموعه طنز«زن بابا» در نوروز۹۰ از شبكه سوم پخش شد كم كم با استقبال خوبي هم از سوي مخاطبان مواجه گرديد، بهصورتي كه در ويژهبرنامه سال تحويل ۹۱ گروه خواننده اين سرود سنتي در تلويزيون دعوت شدند و بخشهايي ازآن را زنده اجرا كردند كه فتح بابي شد تا گروه خواننده و نوازنده اين سرود سنتي به نام «رستاك» درتهران و بعضي از استانها اجرا داشته باشند. با مجوز از سوي سازمان تبليغات اسلامي و ادارات ارشاد اسلامي استانهاي مختلف زمينهسازي براي اجراي كنسرت محلي «رستاك» فرآهم آمد تا مردم طعم موسيقي واقعي سنتي را بچشند، هرچند بليتهايش تقريباً گران قيمت است.
اما متأسفانه مانند اكثر اموركه حد تعادل رعايت نميشود و بعضاً افراط و تفريط هايي درآن وجود دارد دراين مورد هم وضع تقريباً به همين منوال بوده است، بهصورتي كه نحوه چيدمان هنرمندان نوازنده، موزيسين و خواننده مطابق با عرف جامعه ديني نيست خانمها با پوششهاي نامناسب (لباسها محلي هستند ولي حجاب و آرايش محلي نيست) در وسط سن درحال نوازندگي هستند، البته گفته ميشود اين گروه با هم نسبت خانوادگي دارند ولي آيا براي همه افراد حاضر در سالن هم همين شرايط محرميت حاكم است؟ چرا نبايد در فضاي سالمتري موسيقي سنتيمان را اجرا كنيم؟ مگر در فضاي پاك معنوي كسي براي كنسرت نميرود؟ آيا در مملكتي كه اين همه شهيد دادهايم بايد چنين فضايي براي نوازندگي خانمها ايجاد شود؟! پس ديگر فرق ما با جامعه لائيك مدعي اسلامي چيست؟!
آنچه بيشتر از همه باعث ناراحتي ميشود، اين است كه اخيراً به سبك و سياق مدلهاي غربي براي جذب بيشتر مخاطبان و گرمي بازار از خانمها بهره برده ميشود، آن هم در زماني كه برخورد با بدحجابي و شل حجابي دوباره آغاز شده است، در كنسرت سنتي و محلي خانمها با وضع نامناسبي حاضر ميشوند. متأسفانه اين دو گانگي در برخورد با مسئله بدحجابي باعث بياثر بودن برنامههاي فرهنگي حجاب و عفاف در جامعه ميشود زيرا دختر نوجوان و جواني كه در خيابان به صورت ناجور روسري بر سر ميكند، آشكارا ميبيند كه در برخورد با اهالي هنر چه بازيگري چه نوازندگي! وضع بهصورت ديگري است.
از طرفي درچنين فضاهايي كه با اقبال عمومي مواجه است، بايد شرايط به صورتي باشد تا همه بتوانند با فراغ بال همراه خانواده درسالن كنسرت حاضر شوند نه اينكه در اينجا هم احساس نگراني داشته باشند، البته منظور نظر ما اين نيست كه با بگير و ببند پليسي، فضاي موسيقايي و اجراي كنسرتها را در كشور محدود كنيم، بلكه بايد ضمن بها دادن به هنر بومي و سنتي در اين بحران هويتي، دچار پارادوكس رفتاري نباشيم و زيبايي و دلنشيني هنر ايراني را با برخي رفتارهاي غلط بد شكل نكيم زيرا مخاطب بيشتر محو نوا و آواي سنتي و محلي است كه بهخاطر آن هزينه ميكند و به سالن كنسرت ميآيد نه اينكه براي كشاندن او به كنسرت به تقليد ازمدلهاي غربي عمل كنيم تا رنگ و لعاب جالبتري به خود بگيرد.
الزاماً هميشه سنتي بودن موسيقي دليل بر پاك بودن آن نيست، چنانچه امام خامنهاي ميفرمايند:. . . مرز موسيقي حرام و حلال، عبارت از ايراني بودن، سنتي بودن، قديمي بودن، كلاسيك بودن، غربي بودن يا شرقي بودن نيست «مرز» آن چيزي است كه عرض كردم، البته الان دستگاههايي هستند كه دارند مميزي ميكنند، اما من خيلي هم اطمينان ندارم كه اين مميزيها ۱۰۰ درصد درست باشد. گاهي ميآيند به ما ميگويند كه يك نوار بسيار بد يا مبتذلي را دارند به صورت مجاز پخش ميكنند، گاهي هم ممكن است عكس اين اتفاق بيفتد. نميدانم واقعاً اين مميزيها چقدر از روي واقعبيني و ضابطهمندي انجام ميگيرد، به نظرم ميرسد كه موسيقي ميتواند گمراه كننده باشد، ميتواند انسان را به شهوات دچار كند، ميتواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستي بكند، ميتواند هم اين نباشد و ميتواند عكس اين باشد مرز حلال و حرام اينجاست. (۱۸/۹/۷۴)
بنابراين مسئولان حواسشان باشد كه سنتي بودن موسيقي سبب نشود كه كم كم بعضي از ارزشها بيرنگ و كمرنگ شوند، همچنان كه خانواده بودن يك گروه موسيقي دليل نميشود كه به هر شكل و تيپي درسالنهاي نمايش دولتي و نهادها و سازمانها ظاهرشوند، چه آنكه كم كم همين روش باعث ايجاد بدعتهاي جديد و عرفهاي ضداسلامي خواهد شد.