
معصومه طاهري: هنر و هنرمند رسولاني هستند كه ميتوانند يك پيام ومحتواي آن را ماندگار كنند وبا كمترين هزينه ممكن به هركس، درهرجا كه امكانش وجودداشته باشد، منتقل نمايند. شكي نيست هنر ازجمله ابزاري است كه ميتواند درانتقال مفاهيم مؤثر باشد، بهخصوص هنر ارزشي كه داراي بارمعنايي نيز است، اما اخيراً برخي ازهنرمندان در حوزههاي مختلف هنري درنگاهي بدبينانه با رسانهها كم ارتباط شدهاند و رغبت چنداني براي تعامل ندارند و بعضاً خود را دلزده وخسته ازشرايط پيش آمده ميدانند و گلايهمند هستند. دراين ارتباط با دكترمرتضي گودرزي ديباج مدير هنرهاي تجسمي حوزه هنري كشور گفتوگويي داشتهايم و نظرات ايشان را جويا شديم كه در پي ميخوانيد.
به نظرشما چرا ارتباط هنرمندان ارزشي ما با جامعه رسانهاي ضعيف وكم شده است؟
اين گسستي كه ميگوييد بين هنرمندان و جامعه بهخصوص رسانهها وجود دارد تا حدودي طبيعي است زيرا همه هنرمندان كه دائماً درحال خلق اثرهنري نيستند ازسويي هركسي هم بتواند بهطور دائم اثر هنري بيافريند لزوماً هنرمند نيست، خيلي اوقات هنرمند كار نميكند و به نوعي در حال باززايي و انرژي در درون خودش است. به اعتقاد بنده امروز هنرمند بر قلهاي ايستاده است كه آنچه را مردم امكان ديدنش را ندارند ميبيند وبه بيان مشكلات ميپردازد.
هنرمند درحوزه اجتماعي خودش مسئول است و اين شامل تمام هنرمندان ميشود، خوانندهاي هم كه قرار است تا ملودي را بخواند دراين شرايط قرارميگيرد، بههمين خاطرممكن است مدتي هنرمند خود را از جامعه رسانهاي دور كند بهنوعي در بيخبري باشد و درلاك خودش فرو برود تا مسير خودش را طي كند و با آن اعماق دريايي كه بايد برود را برود و گوهرش را بالا بياورد، بعد از آن قابل مشاهده ميشود وحضور پررنگي پيدا ميكند، لذا تا زماني كه به خلق اثري نرسيده طبيعتاً حرف چنداني براي گفتن ندارد واين ارتباطي كه شما ميگوييد هم اتفاق نميافتد، بنابراين بخشي از اين در جامعه هنري امري عادي و طبيعي است.
پيرو صحبتهاي جنابعالي بايد بگوييم بخشي از كنارهگيريها به دليل حساس بودن روحيه هنرمندان است كه گاه جداي ازمسائل طبيعي انزوا، باعث رنجيده خاطر شدن هنرمندان ميشود، نظر شما در اينباره چيست؟
بله گاهي اوقات هم رنجيده خاطريهايي ممكن است وجود داشته باشد و باعث انزواي هنرمندان شود؛ مواردي كه ازسرتفاسيرغلط يا غلوهايي در برداشتها كه دربرخي موارد هنرمندان ما از وضعيت دارند و در واقع تمناها و درخواستهايي كه ميكنند مبتني بر واقعيات جامعه نيست؛ تمناهايي كه ممكن است درجاي خود محترم وقابل قبول باشد، اما وقتي اين درخواستها متناسب و مبتني برواقعيتهاي جامعه نباشد، هنرمند بايد خودش را به نوعي پرورش بدهد تا در شرايط موجود كارهنري خلق كند حالا درهر شرايطي و براي هرهنري، تفاوت چنداني نميكند. به نظرمن هنرمند بايد تعهد خودش را نسبت به تاريخ كشورش ادا كند و جايگاهي كه دراين مقطع تاريخي قرار گرفته را فراموش نكند.
حالا اگراين تفاسير به نوعي مربوط به بعضي سياستگذاريهاي حاكم باشد چطور، آن موقع چه بايد كرد؟
يك وقت ممكن است كه تفاسيرمربوط به سياستگذاري وعملكردها تأكيد ميكنم دو واژه سياستگذاري وعملكرد باشد كه توأمان مسئلهاي را ايجاد كنند تا جامعه هنري را به نوعي دستخوش آزار و اذيت نمايند كه اين موارد آزاردهنده هم كم نيست، اينگونه اتفاقات ممكن است بيفتد، البته به هر حال مسئولان ومتوليان امورهنرمندان تلاش خودشان را انجام ميدهند تا اين اتفاقات صورت نگيرد اما گاهي اوقات افرادي دانسته و نادانسته ممكن است در ردههاي بالاي مديريتي هم وجود داشته باشند و سبب آزار و رنجيده خاطرشدن هنرمندان هم بشوند كه اين هم خود يك بخشي ازمسائل است، ازآن طرف سيستمها مسائل ديگري را به دنبال دارند يعني ما سيستم سياستگذاريمان هستيم كه اين امورهركدام به نوعي مدعي هستند واين افراد فعاليتهاي خودشان را درحوزههاي هنري انجام ميدهند.
ولي آيا همين امور باعث دوري از فضاي رسانهاي نميشود؟
بخش وسيعي ازجوانان ما هستند كه با اميد و آرزو وارد عرصه هنري شدهاند وميخواهند دراين شرايط ورود پيدا كنند و به آفرينش براي هنر بپردازند. هنرمند لذت ميبرد كه حضور داشته باشد، اما سيستم رسانهها ومجموعههاي تأثيرگذار به شكل كلان دركشور پاسخگوي همه اين اموربراي هنرمندان نيستند و نميتوانند همه را تحت پوشش كامل قراربدهند، خود اين باعث انتخابها وگزينشهايي درمواردي ميشود كه اين گزينشها بههرحال درنهايت موجب چند مسئله ميشود كه يكي ازآن دلخوريها و آزردگيها براي هنرمندان است اما بايد درامور اهم فيالاهم كرد وافراد يا آثار آنها براساس تشخيص آن افرادي كه درجايگاه نشستهاند باشد، اينهم مرحلهاي اجتناب ناپذيراست، البته چنين مسئلهاي اختصاص به كشورما ندارد و هنرمندان در همه جاي دنيا علاقهمند به حضور و بروز در جامعه هستند، اينكه مردم آنها را ببينند و آثارشان را مشاهده كنند يا بشنوند، برايشان لذتبخش است ولي بايد قبول كرد كه هميشه اين اتفاق نميتواند يا اگرهم بشود با آن مدلي كه هنرمند نياز دارد و علاقهمند است تا چنين اتفاقي بيفتد، پيش نميآيد، همگي دستبهدست هم ميدهد تا مواردي اين چنيني پيش بيايد.
دراين ميان شما بهعنوان متصدي امور هنرمندان چه حمايتهايي داشتهايد و چه برنامههايي در دستور كارداريد؟
به نظر ميرسد كه يك سيستم هوشمند مطالعه و سنجش و گزينش افراد بايد صورت بگيرد تا به لحاظ كيفي از منظرهنر وآثار فاخراقدام نمايد كه با توجه به اين امر، اجازه دهد برخي ازهنرمندان چه تازه كار و چه پيشكسوت كه به دلايلي نميتوانند حضور چنداني داشته باشند را گلچين و انتخاب كنند وبه آنها خدمات و لجستيك ويژهاي را اختصاص بدهند تا اين هنرمندان را ازدست ندهيم و موجبات جذب بيشتر آنها را هم فراهم كرده باشيم. خود ما چون درحوزه هنرهاي تجسمي مشغول به كار هستيم، سعي ميكنيم تا مواردي را كه عنوان كردم در حوزه خودمان پيش ببريم وهنرمندان هنرهاي تجسمي از اين حيث با مشكلات كمتري مواجه شوند.
با توجه به اينكه بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه و آفريقاي شمالي در جريان است و حضرت آقا هم براي ماندگاري اين پروسه مهم در كشور تأكيد زيادي دارند؛ شما در حوزه هنرهاي تجسمي تا چه ميزان توانستهايد تأثيرگذار باشيد؟
خوشبختانه هنرمندان حوزه هنرهاي تجسمي دراين عرصه طي دوسال اخير فعاليتهاي چشمگيري داشتهاند، ما همواره تلاش كردهايم تا به توليد وخلق آثار تجسمي با موضوع بيداري اسلامي بپردازيم، به ويژه چند كارگاه خلق آثار داشتهايم وبه دنبال فراخواني كه دراين مورد ارائه نموديم، اكثريت هنرمندان متعهد ومسلمان هنرهاي تجسمي حضور خوبي داشتهاند.
اين فراخوان براي هنرمندان در سراسركشور بوده يا محدود به هنرمندان حوزه هنري و مركز است؟
فعاليتهايما درحوزه ملي و سراسري بوده و اصولاً نگاه ما مركزگريزي و كشوري است، زيرا هنرمندان خوبي درجاي جاي كشوهستند كه ميتوانند آثار بديع و خوبي خلق كنند كه ازطريق فراخوانهاي سراسري از آنها دعوت به عمل ميآوريم. دركارگاههاي تخصصي كه برگزار كرديم با استقبال خوبي از سوي هنرمندان در سراسر كشور مواجه شديم.
با توجه به تأثيرگذاري وماندگاري آثارهنري حجيم وتجسمي آيا درمورد خليج فارس درحوزه هنرهاي تجسمي فعاليت يا برنامه خاصي در نظر داريد؟
براي يك ماه آينده يكسري برنامههايي در دستوركار داريم و قرار است تا حركتي منسجم، هماهنگ وملي ازسوي هنرمندان هنرهاي تجسمي انجام شود كه به نظرم خيلي تأثيرگذار خواهد بود.
ارتباط شما با مراكز دانشگاهي چگونه است؟
تقريباً اكثريت دوستان هنرمندي كه ما با آنها كار ميكنيم از طيف دانشجويان هستند و ارتباط بسيار خوب وتنگاتنگي با دانشكدههاي هنرداشته و داريم، در واقع يكي ازبسترهاي كار حضور و فعاليت ما در دانشگاههاست و بالغ بر ۹۶ درصد همكاران ما را دانشجويان تشكيل ميدهند.
با توجه به اينكه رهبر معظم انقلاب امسال را سال حمايت از سرمايه و توليد ملي نامگذاري كردهاند، شما در اين رابطه مشخصاً برنامهاي داريد؟
اين دستورالعمل بيشتربراي حوزههاي اقتصادي و توليد كالاست اما ازآنجايي كه هنرميتواند تأثير گذارباشد، ما بنا داريم تا درتبيين وتشريح اين بحثي كه مقام معظم رهبري توصيه فرمودند، عمل كنيم و برنامهريزي داشته باشيم، بههرحال هر گروهي بايد به نوبه خود دراين عرصه نقش اثرگذاري داشته باشد لذا ازهمين آغاز سال در حال فراهم كردن مقدمات كارهستيم تا ببينيم چگونه از وجود هنرمندان در اين عرصه استفاده كنيم، انشاءالله كه بتوانيم به كمك هنرمندان تأثير مثبتي داشته باشيم.