
همه ساله همزمان با روز ملي بهره وري
(اول خرداد) ويژهبرنامههاي تلويزيوني و روزنامهاي در سطح ارباب رسانه موضوعيت پيدا ميكند و بسياري از نهادهاي اطلاع رساني به خبر رساني و ايراد گزارش به مناسبت اين روز ميپردازند. امسال كه توسط رهبري معظم انقلاب به عنوان سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نامگذاري شده است، اهميت بهره وري به عنوان شاه كليد بالا بردن توليد، كم كردن هزينه توليد و برداشت بهتر از منابع بيشتر از ساير زمانها خود را مينمايد و از همين رو است كه توجه به فرهنگ بهره وري به عنوان يك گرايش دروني جنبه راهبردي پيدا ميكند.
تعريف بهرهوري
يكي از موضوعات مهمي كه در حوزه فرهنگي جهاداقتصادي از اهميت بالايي برخوردار است، تعاريف بجا و درست موضوعات، بر اساس عبارتها و تعاريف صحيح است زيرا گاهي برخي از عبارات به صورت نابجا تعبير و تأويل ميگردند و همين به كارگيري نابجا گفتوگوي عمومي پيرامون آن را دچار انحراف و اعوجاج مينمايد. در همين زمينه گاهي بهره وري با مفاهيم ديگري مانند وجدان كاري يا صرفه جويي اشتباه گرفته ميشود. وجدان و صرفهجويي و عدم اسراف، از امور اخلاقي واجب و لازم در همه امور شخصي و اجتماعي است كه سرچشمه آن نيز گاهي برداشت اخلاقي عقلاني و وحياني است، اما بهره وري در عين اينكه در دل خود بر صرفه جويي و وجدان كاري بنا شده و براي تحقق خود از سويي به بهرهگيري بهينه از منابع و از سوي ديگر دلسوزي به نفع بهرهگيري از بيشينه وقت و انرژي و توان در زمان كار و در حيطه فعاليت نياز دارد اما مستلزم فرهنگ تخصص مداري و در نتيجه نوعي از خلاقيتهاي فردي و اجتماعي است كه ميتواند به بهرهوري يعني بالا رفتن مقدار كالا يا خدمات توليد شده در مقايسه با هر واحد از انرژي يا كار هزينه شده بدون كاهش كيفيت يا به اين شكل اثربخشي به علاوه كارايي منجر شود. از اين رو بهرهوري نه تنها به عنوان يك مفهوم اخلاقي يا صنعتي و اقتصادي، بلكه به عنوان يك شاخصه فرهنگي ميان رشتهاي در ميانه دانش مديريت خود نمايي ميكند.
فرهنگ بهرهوري قبل از بهرهوري اقتصادي
بر پايه گزارشها و پژوهشهاي مؤسسات بينالمللي بهرهوري و اقتصاد كلان، بر خلاف پندار برخي افراد بهرهوري فقط براي صنايع نيست بلكه بهره وري سطوح مختلفي دارد و همه افراد در همه سطوح نقش دارند يعني اينكه افراد ميتوانند با تفكر، ابداعات و نوآوريهاي خود عملاً در چند سطح گوناگون مؤثر واقع گردند، سطوح مختلف بهره وري عبارتند از:سطح فرد، سطح گروه كاري، سطح سازماني، سطح رشتههاي تجاري، خدماتي، صنعتي و كشاورزي، سطح بخشهاي اقتصادي، سطح ملي و كشوري، سطح جهاني و. . .
بر اساس چنين تحليلي در سطوح فردي به دنبال تدابيري براي افزايش بهره وري فردي هستيم و در سطح گروه نيز به دنبال افزايش بهره وري گروه كاري هستيم. بديهي است كه موضوع بهره وري بيشتر در سطوح سازماني و رشتهها مطرح ميشود و بيشترين ضوابط و شرايط مربوط به بهرهوري را ميتوان در آنها مشاهده كرد. چه بسا برخي مشاغل و حتي برخي دستگاهها به دليل انجام فعاليتهاي موازي و تكراري بودن وظايف سازماني در يكديگر ادغام شده و برخي از آنها حذف شدهاند. بهره وري ملي كه مهمترين عنصر بهرهوري است از ارتباط بين دولت، اقتصاد، جغرافيا، جمعيت وفرهنگ به دست ميآيد كه عموماً به زبان رياضيات ترجمه ميشود وسپس نقطه بهينه آن به دست ميآيد.
بر اساس اين گزاره بسيار مهم پژوهشي، بهره وري فرهنگي امري داير بر آموزش و پرورش شخصي افراد در دوره خردسالي است و اين امر نيز بدون رشد همزمان و پيوسته اخلاق، خلاقيت، دانش و درك رقابتي افراد نسبت به پديدهها نيست. اين رشد شايسته باعث ميشود كه فرد از كودكي و در سطح شخصي درك خود را متمركز بر استفاده هوشمندانه همه تواناييها براي ارائه كاري با كيفيت در كمترين زمان ممكن نمايد. بي شك فردي كه بر موضوعات و چالشهاي فردي خود با چنين نگرهاي و عادتي نگاه ميكند، ميتواند در دوره بزرگسالي در فعاليت شغلي نيز چنين باشد و فعاليت خود را در نقش كارگر يا كارفرما با بهره مناسب ارائه نمايد.
پيشبنيادهاي فرهنگ بهرهوري
در صورتي كه جامعهاي چيزي در زمان كودكي خودش نياموخته باشد، فهم چيزهاي مختلف در زمان بزرگسالي امر دشوارتري است و امر بهره وري نيز چيزي است كه سالها به ارائه خدمات ترويجي نياز دارد تا افراد بتوانند به طور خود انگيخته براي ارائه بهترين خدمت ممكنه به سازمان و واحد خود بپردازند، به همين دليل براي بهبود فرهنگ بهره وري توجه به توسعه چند صفت براي كل اجتماع از پيش نيازها و شروط لازم براي شكلگيري جامعه در حال توسعه است كه عبارتند از:
۱- انضباط
يكي از چيزهايي كه آموزش و فرهنگ آن در خردسالي ميتواند پايه بهره وري شغلي در جواني قرار گيرد آن است كه افراد به مقوله نظم خو گرفته باشند. تمرين نظم، مهمترين عامل براي ايجاد تمركز براي افراد است.
۲- صرفهجويي در منابع
از ديگر فرهنگ هايي كه اتفاقاً در كودكي شكل ميگيرد اما در بزرگسالي به نتيجه ميرسد، روح عدم اتلاف منابع و اسراف است. حرمت نهادن به نعمتهاي خدا گرچه امري اخلاقي وبلكه عقيدتي است اما باعث ايجاد انگيزه در بالابردن راندمان است. بهره وري از اين ديدگاه از نگاه فردي كه ملتزم به صرفه جويي است عبارت است از كشف روشهايي كه به وسيله آن ميتوان از اتلاف انرژيهاي بيشتر، كالا و منابع بيشتر جلوگيري نمود.
۳- ارزشگذاري براي زمان
ميگويند مقايسه زمان با چيزي مانند طلا ستمي آشكار به زمان است، چه اينكه طلا در مقابل زمان چيزي كم ارزش و اندك است. تجربه نشان داده در جوامعي كه چنين ديدگاهي به عنوان يك امر فرهنگي، عموميت يافته ( نه فقط شعار آن داده شود) هر امري كه مخالف بهره وري باشد، مذموم و ناپسند است و يكايك جامعه همواره به دنبال آن است كه با كشف راههاي ناشناخته در هر امري به احياي ارزش زمان همت گمارد.
۴- ارزشگذاري براي دانش و دانشور
از ديگر وجوه تباين و افتراق بهره وري با اخلاق، ضرورت علمي بودن آن است. بيشك روشهاي علمي، مسالكي از رفتار و حركت را به جوامع ياد ميدهد كه در آن انسانها بتوانند با استفاده از آگاهيها به روشهاي درستتر و سريعتر و به كيفيت و كارايي بيشتر و بهتر دست پيدا كنند و اين جايي است كه مسير بهره وري است و دانش در يك نقطه تلاقي مينمايد.
۵- فرهنگ دانش عملي
يكي از مهمترين مشكلات كشورهايي مانند ما كه گاه ناشي از اقتصاد و توانايي نظام آموزش وپرورش است، تئوري محور بودن آن است. عدم وجود آزمايشگاهها و كارگاههاي مناسب در نظام آموزش و پرورش، به مقوله علم ( حتي در مرتبه رياضيات و تجربي آن )، شكلي حفظي و سؤال و جوابي ميدهد و اين شرايط نابود كننده هوش اكتسابي اجتماعي افراد در زمينه كشف روشهاي نو و جسارت آزمايش هايي است كه به تغيير روش منجر ميشود.