
اسما معتمدي: جان گالوپن فرمانده نيروهاي ناتو در سال ۱۹۹۲ م(۱۳۷۱ش) با غرور تمام گفته بود:«ما جنگ سرد را از روسيه كمونيست برديم (جنگ سرد عليه كمونيست را كجروي ۷۰ ساله ناميد) حالا ميتوانيم پس از يك كجروي ۷۰ ساله به نبرد واقعي خود كه قدمتي ۱۴۰۰ ساله دارد و همان رويارويي با اسلام است، بازگرديم.» در نتيجه آنها، پس ازيك كجروي ۷۰ ساله مقابله با اسلام بهويژه جمهوري اسلامي در دهههاي اول انقلاب با تهاجم سخت و همهجانبه عليه ايران، وارد شدند كه نتوانستند پيروز گردند سپس ازحوزه اقتصاد وتحريم وارد عمل شدند كه آنهم نتيجهاي نداشت.
درپايان دهههاي سوم انقلاب، بهطراحي بزرگي در زمينه فرهنگ و تهاجم فرهنگي دست زدند كه نوك پيكان تيرهايشان را بهسوي ارزشها ومقدسات ديني نشانه گرفتند، يعني مورد تهديد وترديد واقع شدن ارزشهاييكه اكثرايرانيان به آن اعتقاد دارند همان پروژه جنگ نرم عليه ايران است. حجتالاسلام صديقي امام جمعه آلمان ميگويد:«در اين تهاجم نرم، دشمن قلبها و اذهان مخاطبان را هدف قرار داده است تا ازاين منظر باورهاي آنها را سست و توخالي كند، زيرا در اين مرحله است كه به راحتي ميتواند تسلط داشته باشد.»
موج اسلامستيزي غرب كه اخيراً هم بهصورت گستردهاي ظهور و بروزكرده است، پديده تازهاي نيست كه با حركات موهن برخي مهرههاي وابسته ايجاد شده باشد، بلكه اين روند تقريباً ريشه در تاريخ اروپا بهويژه جنگهاى صليبى دارد كه امروزه با رشد رسانههاي ديجيتالي و فناوريهاي نوين ارتباطي بهصورت ديگري اجرا ميشود.
شكي نيست اين موج اسلامستيزي، پروژهاى كاملاً هدفمند وطراحى شده ازسوى صهيونيسم بينالملل است كه با بهرهگيرى ازابزارهاى متنوع و تاكتيكهاى پيچيده ارتباطي بهصورت پردامنهاى درحال اجراست، بعد از انقلاب اسلامي اين هجمه كمتر محسوس بود يا حداقل براي عموم مردم قابل لمس نبود زيرا ابزارهاي دشمن براي اين تهاجم راديوهاي بيگانه، ويدئو، نواركاست، شبنامه بود كه با استفاده از افراد نفوذي باايجاد شبهات و شايعهپراكني عمل ميكردند، اما با پيشرفت سريع تكنولوژي وگسترش رسانههاي نوين ارتباطي ميان مردم اين هجمه كه در روزهاي اول در قالب شبيخون فرهنگي بود، حالا به يك جنگ تمارعيارتبديل شده؛ جنگي كه هدف آن نابود كردن ارزشهاي اسلامي است؛ ارزشهايي كه مردم ايران را هشت سال با دست خالي درمقابل ۴۴كشور متخاصم درجنگي تحميلي نگاه داشته بود. در اوايل دهه ۶۰ ش درپايتخت اسرائيل اشغالگر همايشي برگزارشد كه انقلاب ايران و راههاي مقابله با گسترش آن را بررسي ميكرد، ماحصل آن را شايد همگان شنيده باشند؛ بال سرخ شهادت (امام حسين(ع))وبال سبزاميد(امام زمان(عج))عاملي بود كه دشمنان ويژگي اصلي انقلاب وانقلابيون ايراني ميدانستند براي همين هم از همان زمان برمبناي اين دو اصل، برنامهريزيهاي دشمن درخصوص اسلامستيزي كليد خورد. با فروپاشى بلوك شرق و خلأ بيگانههراسي درغرب، پروژه اسلامستيزي بهصورتى جدىتردنبال شد، لذا مراكز وابسته به صهيونيسم بينالملل سعى كردند تا براى پركردن اين خلأ، خطراسلام را جايگزين خطركمونيسم كنند و درشكل علمي وفرهنگي وارد شدند، دراين رابطه تئورى برخورد تمدنها ازسوى هانتينگتون مطرح گرديد. او دراين نظريه اعلام كرد: خطوط گسل بين تمدنها مرزهاى درگيرى آينده است وتمدن اسلامى، بزرگترين تهديد براى تمدن غرب محسوب خواهد شد. ارائه تصويرغيرواقعى ازاسلام وآموزههاى آن، فازديگرى بود كه افكارعمومى را عليه مسلمانان تحريك كرد و با القاى مفاهيمي چون قوانين اسلامى ناقض حقوق بشرند، اسلام دينى خشونتطلب است، اسلام مولد انديشه تروريسم است و. . . را در دستوركارقرار دادند.
دو روزپس از ۱۱سپتامبر، روزنامه هرالدتريبون درمقالهاى به قلم«جان وينكور»نوشت:«اين حوادث برخورد تمدنهاى اسلامى وغرب را آشكارساخته است. » فوكوياما هم پس ازحادثه ۱۱ سپتامبر، درمصاحبهاى با روزنامه گاردين تأكيد كرد:«اسلام تنها نظام فرهنگى است كه مدرنيته غربى را تهديد مىكند وامريكا مىتواند براى شكستن مقاومت كشورهاى اسلامى دربرابرمدرنيته از توان نظامى خود استفاده كند.» بعد ازآن بود كه حركتهاي نژادپرستانه عليه مسلمانان دراشكال تبعيض، انزجار، اعمال خشونت و... شكل گرفت و باعث تشديد روحيه اسلامستيزي غرب عليه مسلمانان شد؛ چاپ كاريكاتورهاى اهانتآميزبه ساحت مقدس پيامبراسلام(ص)، ساخت فيلم ضد قرآنى فتنه توسط گريت ويلدرزهلندى، اظهارات موهنانه«رود پارسلى»كشيش امريكايي و قرآن سوزي تري جونز كشيش امريكايي و. . . پشت سرهم اجرايي گرديد تا به اين وسيله هم آستانه تحمل مسلمانان را بسنجند وهم در راستاي تقدسزدايي ارزشهاي اسلامي قدم بردارند.
دشمنان دراتاقهاي فكر خود براي رسيدن به مقاصد خود تصميم به شناسايي مهرههاي اجرايي كردند؛ نيروهايي كه به نوعي مشكلات فردي واجتماعي دارند و ميتوانند به راحتي از طريق آنها وارد عمل شوند و ابزاري مناسب براي نيل به اهداف شومشان باشند، چنانچه اينبار يكي ديگراز آدمكهاي مسخ شده استكبار، خواننده جوان جوياي شهرتي بهنام شاهين نجفي است كه ازسال ۸۴ بعد ازممنوعالصدا شدن درايران به واسطه سرودههاي مبتذل و زيرزميني به آلمان پناهنده شد.
نجفي خواننده راك و رپ با شبكههاي معاند ايران همكاري زيادي دارد وعمدتا مضمون سرودههايش اعتراض به حكومت مذهبي است. او كه دركودكي شرايط مساعدي براي زندگي نداشته وبه سختي بزرگ شده خيلي علاقه به توجه و ديده شدن دارد، بههمين خاطر سرودههايش را با تم سياسي درميآميزد وبهگونهاي اعتراض در كلامش موج ميزند.
در سال ۸۸ هم درآلبومهايي به توهين«ولايت فقيه» و حمايت ازفتنهگران پرداخت و به تازگي هم در آلبوم آخرش ترانهاي توهينآميز نسبت به ساحت مقدس ائمه سروده و آشكارا اقدام به توهين عليه حرم امام رضا (ع) وامام هادي (ع) كرده كه باعث خشم مسلمانان شده است.
جالب اينجاست اين خواننده جوان كه تنها چند سالي است مقيم آلمان شده وتحت لواي عاملان روباه پير انگليس به دنبال شهرت ومطرح شدن است، بعد ازسرودن اين ترانه توهينآميزازسوي اربابان انگليسي خود درشبكه BBC مورد تقديرقرارگرفته حتي آنها براي سايتي كه اولين باراين آهنگ را پخش كردند جايزه ويژهاي را هم در نظر گرفتهاند كه اين خود بيانگر آن است كه نجفي به تنهايي اين اقدام شنيع را انجام نداده ومانند سايرمهرههاي وابسته هدايت شده عمل كرده است، بنابراين با آگاهي ازعملكرد دشمن عليه دين اسلام، بايد هوشيارانه دسيسههاي شوم آن را شناسايي كرد چراكه به زعم ولي امرمسلمين استكبارجهاني دستهاي آهنين خود را در دستكشي زيبا پنهان كرده است وهرباربه لطايفالحيلي با گسترانيدن دام وشكاركردن افراد مشكلدار، سعي در تخريب و تحريف مباني اعتقادي و ارزشي اسلامي دارد، به همين منظور درچنين عرصه مهمي مديريت كلان فرهنگي كشورمان بايد اين تهديدات را به فرصت مبدل كند و با اتخاذ تدابيري، حملات ناتوي فرهنگي دشمن را كه درقالب جنگ نرم سعي درتخريب مقدسات اسلامي دارد، مديريت كند. پرواضح است كه مسلمانان جهان نسبت به هتك حرمت به ساحت پيامبراسلام و ائمه معصومين همچنين اسائه ادب به قرآن حساس بوده است وتاريخ نشان داده كه درمقاطع مختلف نظيرموضوع سلمان رشدي ساكت و منفعل نبودهاند، دستاندركاران فرهنگي و مسئولان در رأس رسانه ملي هم بايد با توليد آثارفاخرفرهنگي درسطح جهاني، اسلام و ارزشهاي ناب آن را آنگونه كه شايسته است به تصويربكشند چراكه درطول تاريخ بسياري خواستهاند عمداً يا سهواً چراغ پرفروغ هدايت را خاموش كنند غافل از آنكه يدالله فوق ايديهم به مصداق شعري كه: «چراغي را كه ايزد بر فروزد/ هرآن كس پُف كند ريشش بسوزد» و مطمئناً خداوند خود پاسخ كوبندهاي به چنين افراد ملحدي خواهد داد.