کد خبر: 467125
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
بر‌خلاف آنچه از پيامد واژه «عاميانه» به ذهن متبادر مي‌شود، اين بخش از فرهنگ، هميشه عميق‌ترين و اصلي‌ترين‌ها را با خود، دارد. نظر به حقيقت نابي كه در دفاع هشت ساله تجلي يافت، هر قسمت آن دريايي از معرفت شد، به ويژه آن بخش‌هايي كه به فرهنگ عامه مردم راه پيدا كرد. شايد مجموعه فرهنگ جبهه را ديده باشيد. يكي از آن شاهكار‌ها همين فرهنگ جبهه است. از همان سال‌هاي جنگ، سنگ مزار ‌نوشته‌هاي شهدا توجه بسياري از پژوهشگران را جلب كردند. بسته به اينكه شهيد در چه موقعيت اجتماعي، شغلي، اعتقادي (شهداي اقليت‌هاي مذهبي ايران) و... قرار داشت، بستگان آنها بر سنگ مزار آنها نوشته‌هاي ويژه‌اي را حك مي‌كردند. اين سنگ‌نوشته‌ها خود‌شان يك تاريخ غير‌رسمي و نقل نوع عيني از مواجهه مردم و همراهي آنها در اين نبرد نابرابر بود.
در اشكال ديگر آن اگر شهيد نوجوان، تازه‌داماد، زن و ... بود، نوشته‌هايي بر اين سنگ‌ها نقش مي‌بست كه در كل بخشي لاينفك از ادبيات غير‌رسمي دفاع مقدس بود. گاه بسته به محل شهادت شهيد، عملكرد او در جنگ، مفقود‌الاثر شدن يا زن و فرزند داشتن و... جملات و اشعاري بر سنگ‌مزار‌ها نوشته‌ مي‌شد كه آينه تمام‌نمايي از حقايق تكان‌دهنده آن روز‌گار را باز‌گو مي‌كرد. با اين اوصاف شك نيست كه مزار‌هاي شهدا، حتي آرايش اين مزار‌ها و نوع تصاوير، وسايل شهيد و يادگاري‌هايي كه از او يا توسط بستگانش در آن قاب‌هاي آلومينيومي خاطره‌انگيز قرار مي‌گرفت، گنج‌هاي فرهنگي ما بودند؛ موزه‌هايي مردمي كه در‌شان هميشه بر عامه مردم باز بود و بديهي است كه حفظ و كرامتشان واجب. عقل سليم حكم مي‌كند تا ما ضمن حفظ هر چه بهتر اين فضا در نگهداري بهتر آن نيز بكوشيم، پژوهشگران فرهنگ عامه را در سر‌تاسر مملكت گسيل كنيم اينها را ثبت و ضبط كنند تا اگر صدمه اندكي هم از رهگذر زمان و باد و باران و... به آنها وارد شد، از نابودي بيشتر مصون بمانند و...
اما بنياد شهدا و امور ايثار‌گران در كمال حيرت، طي چند سال گذشته، آمده طرحي را با هزينه‌اي گزاف و كمر‌شكن اجرا كرده تا سنگ قبر شهدا را در تمام كشور يكسان‌سازي كند؛ سنگ مزار‌هايي را كه هر يك سندي تاريخي و ميراثي ارزشمند و فرهنگي از سال‌هاي دفاع مقدس‌ هستند معدوم يا جمع‌آوري كرده و سنگ‌هايي بي‌روح و متحد‌الشكل را جايگزين ساخته ... شما را به خدا ببينيد چه كار‌هايي مي‌كنند! اگر مغز يك انسان معكوس و در جهت نابودي اين آثار هم نقشه مي‌كشيد، اينقدر عالي نمي‌توانست دقيق و سريع همه چيز را تخريب كند چه رسد با صرف ميليارد‌ها و اد‌عاي خدمت و ابتكار و حفظ ارزش‌ها و... چنين كند. آخر مگر اينها رفيق همت و رفيق باكري و رفيق كاوه و رفيق... بوده‌اند كه صد‌ها و هزار‌ها گور يكدست و بي‌روح اينچنيني بسازيم؟ با كدام مشورت و منطق چنين كاري كرديد؟ چرا كسي پاسخگو نيست؟... شايع است كه بزرگواري صاحب نفوذ بوده و معدن سنگ داشته و اينجوري آنها را آب كرده كه بي‌شك اين شايعه درست نيست اما آخر با كدام عقل مي‌توان پول و امكانات و وقتي چنين عظيم را صرف نابودي اين ميراث عظيم‌تر كرد؟ خدايا به تو پناه مي‌بريم از اين مديريت‌ها!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار