
به گزارش جوان، به گفته كارشناسان هم اكنون زمان معكوس عمل كردن موج اسلام هراسي رسانههاي غربي فرا رسيده است؛ موجي كه به رغم خلأ آثار رسانهاي مبين اسلام هم اكنون نتيجهاش گرويدن جمعيت كثيري از امريكاييها به دين اسلام بوده است:
مركز مسلمانان امريكا به تازگي با بيرون كشيدن آماري بحث برانگيز تهمت تروريست بودن مسلمانان را خلاف تاريخ عنوان كرده است.
مركز مسلمانان امريكايي-TAM - در اين گزارش با اشاره به اينكه تاريخ حوادث تروريستي و خشونتهاي بسياري را ثبت كرده و عوامل اين حوادث افراد مختلفي با زمينههاي مذهبي مختلف بودهاند به مرور حوادث تروريستي از دهه ۷۰ ميلادي تا سال ۲۰۱۲ پرداخته است؛ حوادثي كه در ميان آنها كمتر ميتوان نام مسلمانان را پيدا كرد، پس دليل منتسب شدن عنوان ترور به مسلمانان در دنياي غرب چيست؟
سالها از زماني كه رسانههاي كجروي غرب با نقاب بشردوستي اسلام را دين مخرب و كشت و كشتار نشان دادند، زمان ميگذرد. اولين فيلمها و سريالهاي تلويزيوني در اين حوزهها جمعيت زيادي از مردم جهان را تحت تأثير خود قرار داد تا آنجا كه اين اثرگذاري انجمنها و گروههاي ضد اسلامي را همچون بيماري واگير دار به جان مردم غرب انداخت.
آخرين نمونه اين دسيسه تاريخي، فيلم «بهشدت بلند، بسيار نزديك» بوده است؛ اثري كه به حادثه نادر ۱۱ سپتامبر ميپردازد و با وارد شدن به جزئيات زندگي كودكي كه در غم كشته شدن پدرش در اين حادثه تروريستي دچار عذاب روحي و رواني شده ميخواهد بيننده را به عمق واقعهاي فرو ببرد كه رسانههاي غرب قريب ۱۰ سال ميكوشند اسلام و مسلمانان را مقصر وقوع آن جلوه دهند.
بازي هنرمندانه كودك امريكايي با شگرد و هنرمندي سازندگان اين فيلم آنقدر بر روح و روان بيننده خام اثرگذار است كه او را ناخودآگاه با افكار حاميان اصلي و پشت پرده فيلم همراه كند.
فيلمنامه قوي در كنار حضور بازيگران مطرح هاليوودي چون ساندرابلاك و از ديگر عوامل جذب بيننده به مشاهده فيلمي است كه جداي از داستان و پيامهاي جانبي خود شعار ضد اسلامي حاميانش را با نمايش صحنههاي درام مربوط به برجهاي دوقلو و حادثه ۱۱ سپتامبر در ذهن بيننده فرياد ميزند.
هر چند امروز فضاي فكري دنيا به سمت و سويي پيش رفته است كه نمايش ناراحتيهاي روحي و رواني كودك امريكايي براي بينندگان اين فيلم و فيلمهاي نظير آن بيش از هر چيز يادآور يتيم شدن ميليونها كودك قرباني جنگهاي افغانستان، عراق و سرزمينهاي اشغالي است.
اين موج بيداري جهاني در شرايطي در حال وقوع و زير و رو كردن افكار عمومي در جهان است كه براي تقويت اين موج كمتر حركتي از سوي فيلمسازان جهان اسلام صورت گرفته است و تقابل ميان رسانههاي ثروتمند غربي و افكار عمومي نيز نيازمند پشتوانهاي قوي با اتكا بر رسانههاي حقيقت گرايي است كه در اين جنگ با ساخت متقابل آثار سينمايي و تلويزيوني بيداري جهاني را تقويت كنند؛ عملي كه تا كنون كمتر محقق شده است.
در سالهاي گذشته افكار شكل گرفته در دستان رسانههاي غرب انتظار شنيدن نام اسلام را در كنار حوادث تروريستي داشته است.
وقوع حادثه تروريستي اسلو نروژ در سال گذشته و گمانه زني رسانههاي غربي در خصوص ارتباط اين واقعه با گروهكهاي تروريستي نمونه بارز نحوه سمت و سو دادن افكار عمومي توسط رسانههاي غرب بود اما به نظر ميرسد كه دوران سلطه حاميان ثروتمندي كه تنها خواهان تفسير عدالت از زبان خود هستند به پايان رسيده باشد.
امروز آمار مركز آمارگيري اديان در امريكا نشان ميدهد كه جمعيت مسلمانان اين كشور در سال ۲۰۱۰ به ۶/۲ ميليون نفر رسيده است، در حالي كه اين جمعيت در سال ۲۰۰۰ يك ميليون نفر بوده است.
افزايش جمعيت مسلمانان امريكا در بيشتر مناطق مياني و غربي و بخشي از جنوب اين كشور موجب كاهش اتباع كليساهاي اصلي اين مناطق شده است. اين افزايش ناگهاني جمعيت در امريكا موجب شده است كه براي نخستين بار جمعيت مسلمانان اين كشور از جمعيت يهوديان فراتر رود.
هر سال هاليوود بخش اعظمي از توليدات خود را به ساخت فيلمهاي ضد اسلامي اختصاص ميدهد و گرايش به دين اسلام كه نزد رسانههاي هاليوودي تا اين حد منفور است، حاكي از آغاز عصر جديد فكري است؛ عصري كه شايد در آيندهاي نزديك به توليدات رسانههاي غربي شكل و شمايل متفاوتي دهد.