
اشاره: محمدحسين جعفريان شاعر است، مستندساز است و روزنامهنگار. دورهاي در روايت فتح به جنگهاي جهان سرك كشيده و دورهاي رايزن فرهنگي ما بوده در افغانستان، سالها در نشريات مختلف مملكت نوشته و بسياري از شما قلمش را ميشناسيد. در شاعري نيز مورد تفقد رهبر انقلاب قرار گرفته و مابقي قضايا. از اين پس هر روز اينجا ستون دارد و بناست زبان شما باشد و از ملايمات و ناملايمات بگويد، همين. اين شما و اين هم اولين يادداشت او.
حوزه هنري كه مالك بيش از ۸۰ سالن سينما در كشور است، چندي قبل از نمايش برخي فيلمها انصراف داده و اعلام كرد پس از اين لزوماً در فيلمي كه پروانه توليد و نمايش گرفته است در گروه سينماهاي خود اكران نخواهد كرد. اين تصميم سبب برآشفتگي بسيار محافل داخلي و خارجي شد تا آنجا كه يكي از شبكههاي شاخص معاند نظام و انقلاب در برنامه خود ضمن حمله شديد به اظهارات «محسن مؤمنيشريف» در اين باره، براي اثبات محكوميت اين رفتارمتوسل به گفتههاي رهبر معظم انقلاب با اين مضمون شد كه: «هر كسي نميتواند به بهانه انقلابيگري، قانونشكني كند». اين رفتار رسانه مذكور از آنجا جالب بود كه آنها تمام تلاش خود را معطوف تخريب نظام و انقلاب اسلامي كرده و آنجا كه ديگر سكوت ميكنند و حرفي براي گفتن ندارند، به گفتههاي مسئولان همين نظام پناه ميآورند. بگذريم و برگرديم به اين تصميم حوزه هنري كه رسماً اعلام كرده است از اين پس هر فيلمي را اكران نخواهد كرد. محسن مؤمني، رئيس حوزه هنري گفته است، بديهي است از ميان دو فيلم كه يكي به اهداف و آرمانها بسيار نزديك و ديگري به دور از آنهاست، ما رغبت به اكران فيلم همسو با آن اهداف و آرمانها را داشته باشيم. باري از آنجا كه حوزه هنري نهادي انقلابي است، روشن است آرمانهاي آنها، همان باور و هنجارهاي انقلاب اسلامي باشد.
حوزه هنري ابزاري در اختيار دارد تا به هدفي كه براي خود ترسيم كرده برسد و آن هدف چنانكه آمد آرمان انقلاب اسلامي است. بديهي است كه چنين مركزي نتواند و نخواهد امكانات خود را در اختيار انديشهاي ديگرگون قرار دهد. يكي از اهداف مهم حوزه هنري توليد آثار فاخر در همه زمينههاي فرهنگي از جمله سينماست. با اين وضع چطور ميتوان از اين نهاد انتظار داشت كه سالنهاي سينماي خود را در اختيار ترويج فيلمهايي قرار دهد كه خود درصدد مبارزه و حذف آنها از جامعه فرهنگي و هنري اين سرزمين است. جالب اينجاست تمام آنها كه مدعي دموكراسي و احترام به آراي شخصي هستند، بر اين تصميم تاختند و هرچه از دهانشان در آمد، همسو با نمونههاي خارجي گفتند! اما حوزه بر تصميمش پافشاري كرد و اين جاي تقدير دارد. بديهي است اين تصميم وظيفه حوزه هنري را سنگينتر ميكند تا ضمن رصد بازار فيلم در كشور، فيلمهاي مناسبي را كه علاوه بر همسويي با آرمانهاي انقلاب، ارزش هنري والايي نيز داشته باشند در گروه سينماهاي خود به نمايش بگذارد، اگرنه اين تصميم باعث انزواي اين سينماها به ويژه در تهران ميشود. در پايان بار ديگر تأكيد ميكنم طبق همان مفاد دموكراسي و مردمسالاري كه معترضان سنگش را به سينه ميزنند، حوزه هنري اختيار تام دارد تا خود تصميم بگيرد كه چه فيلمي را در سينماهاي متعلق به خود نمايش دهد، چه فيلمي را نمايش ندهد.