
نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، نقش بسزايي در حفاظت از سكوها و پايانههاي نفتي، جزاير و سواحل كشورمان در خليجفارس و درياي خزر داشته و دارد. اين نيرو در طول دفاع مقدس با رشادت در برابر دشمن قرار گرفت و ضمن نابود كردن نيروي دريايي عراق به امريكا نشان داد كه دوران سلطه استعمار بر خليجفارس به پايان رسيده و سپيدپوشان ارتش اسلام، اجازه نخواهند داد آبي آن با حضور زورگيران بينالمللي، سياه شود.
در آستانه روز ارتش، براي يادآوري رشادتهاي نيروي دريايي ارتش در دوران دفاع مقدس و مأموريتهاي حال حاضر كه ابعاد بينالمللي پيدا كرده به ديدار اميرسرتيپ «غلامرضا خادمبيغم» جانشين فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران رفتيم و به گفتوگو پرداختيم.
«خادم» متولد ۱۳۳۸ در آبادان است. در سال ۱۳۵۶ وارد نيروي دريايي شده، او در دانشكده دارتموث انگلستان تحصيل كرده و در شهريور سال ۱۳۵۹ به كشور بازگشته و بلافاصله به دفاع از اسلام و ايران پرداخته است.
با توجه به اينكه بلافاصله پس از بازگشت از انگلستان وارد دفاع مقدس شديد، مهمترين مأموريتهاي محوله به شما چه بوده است؟
بسمالله الرحمن الرحيم. فارغالتحصيلي من در شهريور ۵۹ مصادف شد با آغاز رسمي جنگ تحميلي. به همين دليل، اولين مأموريت من جنگي بود. با ناوشكن «جمهوري اسلامي- الوند» رفتيم براي شناسايي و كنترل كشتيهاي عبوري از تنگه هرمز و همچنين اسكورت كشتيهاي خودي و كشتيهايي كه براي ايران كالا ميآوردند. چون در منطقه يكم دريايي بودم، بيشترين مأموريت ما كنترل خطوط مواصلاتي در تنگه هرمز بود. در آن زمان تمام كشتيهاي ورودي به خليجفارس را كنترل ميكرديم تا كالايي براي كمك به عراق نداشته باشد. بعضي وقتها هم كشتيها را تصرف ميكرديم. شركت در عمليات حفاظت از سكوهاي نفتي و پشتيباني جزاير و همچنين حفاظت از پايانههاي نفتي از ديگر وظايف ما بود.
مهمترين پيروزي نيروي دريايي در دوران دفاع مقدس چه بود؟
در جنگ نيروهاي زميني، هوايي و دريايي متناسب با وظايف خود عمل ميكنند. نيروي دريايي در همان ۶۷ روز اول جنگ تحميلي، در يك عمليات به نام «مرواريد» در هفتم آذرماه ۱۳۵۹ نيروي دريايي عراق را به طور كامل نابود كرد و حضور آنها را از دريا پاك كرد. عراق ديگر نتوانست عمليات دريايي انجام دهد. در حقيقت عمليات مرواريد، اولين پيروزي جمهوري اسلامي ايران در دفاع مقدس بود. اين پيروزي در ۶۷ روز اول جنگ تحميلي، مسير اين نبرد را تغيير داد. اگر نيروي دريايي عراق پيروز ميشد و ميتوانست سيادت دريايي را از آن خود ميكرد، سرنوشت جنگ به گونه ديگري رقم ميخورد چراكه عراق دو پايانه نفتي بسيار مهم داشت كه تأمينكننده بخش زيادي از نيازمنديهاي ارتش بعث بود. اگر وامهاي كلان كشورهاي استكباري نبود، مطمئناً ارتش بعث نميتوانست جنگ را ادامه دهد. همچنين تجهيزاتي كه به ارتش بعثي صدام داده شد، آنها را سرپا نگه ميداشت تا در دريا برخي فعاليتهاي جزئي را بتوانند انجام دهند. يكي ديگر از كارهاي مهمي كه انجام شد محاصره تأسيسات بندرگاهي عراق بود. از همان تنگه هرمز اجازه نداديم، حتي يك كشتي به مقصد بنادر عراق يا بنادر نزديك آن برود. با اسكورت كشتيهايي كه به مقصد ايران ميآمد، شاهرگ حياتي كشور را حفظ كرديم و اجازه نداديم بنادر كشور تعطيل شود. توجه داشته باشيد كه بيشتر كالاهاي مورد نياز كشور از راه دريا ميآمد و ما با حفاظت از كشتيها و بنادر، اجازه نداديم كشور دچار مشكل شود چراكه آن وقت در جنگ با مشكل مواجه ميشديم.
اينجا بايد اشاره كنم كه علاوه بر شركت در عمليات دريايي، در عمليات زميني هم شركت ميكرديم. به اين عمليات، مشترك گفته ميشود مانند آزادسازي خرمشهر، شكست حصر آبادان. در رأس اين عملياتهاي مشترك، مقاومت ۳۴ روزه در خرمشهر در اول جنگ بود. عراق اعلام كرده بود كه ظرف چند روز تهران را اشغال خواهد كرد. اگر مقاومت ۳۴ روزه در خرمشهر نبود و نيروهاي پشتيباني نميرسيدند، پس از سقوط خرمشهر، آبادان هم سقوط ميكرد و سرنوشت جنگ به شكل ديگري ميشد. توجه داشته باشيد كه عراق قبل از شروع رسمي جنگ، تحركاتي را انجام ميداد و نيروي دريايي همان موقع هم به مقابله برخاست.
اتفاقاً درباره اين مسئله رهبر معظم انقلاب هم گفتند كه جنگ ۳۱ شهريور شروع نشد بلكه در آن تاريخ تهران بمباران شد. قضيه تحركات عراق قبل از ۳۱ شهريور چه بود؟
ما هيچگاه غافلگير نشديم. نيروي دريايي از قبل از شروع رسمي جنگ، مقابله با تحركات صدام را آغاز كرده بود. در ۱۶ شهريور ۱۳۵۹ صدام برخلاف قرارداد الجزاير اعلام كرد كه هيچ كشتي در اروندرود بدون داشتن پرچم عراق حق تردد ندارد. همان زمان تكاوران نيروي دريايي وارد عمل شدند و ناوچههاي جنگي در اروندرود به مقابله با اين عمل خلاف صدام برخاستند. صدمات سختي هم به ناوچههاي عراق وارد كرديم. در ۲۶ شهريور ۱۳۵۹ صدام اعلام كرد كه قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير را قبول نداريم و براي ايران هيچ حقي در اروندرود قائل نيستيم. چند روز بعد هم به تهران حمله هوايي كرد. ما يكماه قبل از آغاز رسمي جنگ تحميلي، تحركات زميني و دريايي عراق را ميديديم و به همين دليل گشتزنيهاي دريايي خود را در شمال خليجفارس افزايش داديم. به محض آغاز رسمي جنگ در ۳۱ شهريور با صدور اعلاميهاي رسمي، خليجفارس را منطقه جنگي اعلام كرديم و بنادر عراق را به محاصره خود درآورديم و سيادت دريايي را به دست آورديم. عملياتهاي «اشكان» و «صفري» را ترتيب داديم تا آمادگي نيروي دريايي را به نمايش بگذاريم و بالاخره عمليات غرورآميز «مرواريد» را كه خدمتتان عرض كردم، انجام داديم. عمليات مرواريد ضربه اقتصادي سنگيني به عراق بود چراكه سكوهاي البكر و العماره كه موقعيتي اقتصادي- نظامي داشت را نابود كرديم.
در ماجراي جنگ نفتكشها، نيروي دريايي چه نقشي ايفا كرد؟
در زماني كه استكبار جهاني از حزب بعث مأيوس شده بود، امريكاييها مستقيماً وارد خليجفارس شدند. در واقع برخي كشورها از امريكا خواستند كه كشتيهايشان با پرچم امريكا وارد خليج فارس شوند. اين مسئله، مقدمهاي بود براي ورود امريكا به خليجفارس. تا جايي كه ناوگان پنجم امريكا در بحرين مستقر شد. به دنبال مأيوس شدن از ارتش بعث، امريكاييها خودشان وارد جنگ با ما شدند. در ۲۹ فروردين ۱۳۶۷ با تجاوز به سكوهاي نصر و ديگر سكوهاي نفتي در ۸۰، ۹۰ مايلي جنوب مستقيماً وارد جنگ شد. اين حمله را بدون اينكه از قبل اخطاري داده باشند، شروع كردند به حمله عليه سكوهاي نفتي. نيروي دريايي هم در مقام دفاع برآمد اما ناوچههاي جوشن و ناوشكن سمند مورد اصابت قرار گرفتند اما ناوشكن سبلان كه ۱۲ روز در مأموريت بود با تأمين سوخت و تجديد آمادگي به مقابله با امريكاييها رفت و درگيري مستقيم ايجاد شد. ناوشكن سبلان اجازه نداد امريكاييها وارد آبها و حريم هوايي ايران شوند. امريكاييها فاصله گرفتند و با سلاحهاي غيرمتعارف و دوربرد شروع به شليك كردند. به ناوشكن سبلان آسيبهايي وارد شد اما نيروهاي ما توانستند آن را برگردانند به بندرعباس.
آنطور كه در متون تاريخي ثبت شده، ايران جز در برخي برهههاي تاريخ هيچگاه نيروي دريايي مقتدري نداشته به طوري كه در قرون اخير اسپانياييها، پرتغاليها و انگليسيها بر خليجفارس حاكم بودهاند و اگر مقاومتهاي مردمي مانند رئيسعلي دلواري نبود، شايد اكنون سواحل شمالي خليجفارس هم به سرنوشت سواحل جنوبي آن دچار شده بود اما پس از انقلاب اسلامي شاهد بودهايم كه دوران اقتدار دريايي ايران احيا شده و روز به روز بيشتر ميشود. اگر ممكن است كمي از پيشرفتهاي نيروي دريايي براي ما بگوييد.
ايران سابقه ۲۵۰۰ ساله دريايي دارد شايد هم بيشتر. در زمان باستان دو كشور ايران و چين در دريانوردي سرآمد بودند. در طول تاريخ هرچه جلوتر آمدين متأسفانه كمكاري و بيعرضگي برخي پادشاهان، موجب تضعيف نيروي دريايي ايران شد. در زمان قبل از انقلاب اسلامي نيروي دريايي قويترين نيروي دريايي منطقه بود اما با پشتيباني و حمايت امريكا. تفاوت اقتدار پس از انقلاب با پيش از انقلاب به همين مسئله برميگردد. قبل از انقلاب با حمايت امريكا مقتدر بوديم اما پس از انقلاب بدون حمايت آنها و در شرايط تحريم و دشمني امريكا به اقتدار دست يافتيم. اهداف نيروي دريايي هم نسبت به قبل از انقلاب، متفاوت شده است. اهداف نيروي دريايي قبل از انقلاب همان اهداف استكبار بود. بعد از انقلاب اسلامي اما نيروي دريايي در مقابل استكبار قرار گرفت. در دوران دفاع مقدس كه گفتم چگونه نيروي دريايي عراق را نابود و از حريم دريايي كشور دفاع كرديم. بعد از پايان جنگ هم وارد عرصه بازسازي نيرو و تجهيزاتش شديم. مثلاً ناوشكن سبلان را ظرف دو سال بازسازي كرديم و به خدمت گرفتيم. در حالي كه قبل از انقلاب كوچكترين تعميرات را به كشور سازنده آن تجهيزات ميبردند و اجازه نميدادند نيروهاي ما تجربه كسب كنند. بازسازي ناوشكن سبلان موجب رفع ترس از ناتواني و ايجاد خودباوري در نيروها شد. بازسازي از ساخت ناو سختتر است. اين بازسازي، مبنايي شد براي ساخت ناوشكن. تجهيزات ديگري هم بازسازي يا ساخته شد. با پيشرفت علم و گذشت سالها، تجهيزات ما قديمي شده و نياز به وسايل جديد بود بنابراين با استفاده از تجربيات خودمان، دانشگاهها و توان بخش خصوصي، بحث بهينهسازي تجهيزات را شروع كرديم. بهينهسازي در همه ابعاد اعم از جنگافزار، وسايل الكترونيكي و مخابراتي تا سيستمهاي ساحلي متناسب با فناوري روز انجام شد.
پس از مدتي به اين نتيجه رسيديم كه بايد تجهيزات و سيستمها را نوسازي كنيم. اين نوسازي متناسب با راهبرد دفاعي كشور انجام شد. در طول اين مدت با توجه به نيازهايي كه داشتيم به اين نتيجه رسيديم علاوه بر ناو به شناورهاي زيرسطحي هم نياز داريم. حدود ۲۰ سال قبل، چند فروند زيردريايي وارد نيروي دريايي شد، با اين هدف كه علم ساخت اين شناور را به دست آوريم. خوشبختانه اين اتفاق افتاد و علم ساخت زيرسطحي را به دست آورديم.
ما توانستهايم زيرسطحيهايي براي مأموريتهاي متفاوت بسازيم و به كار گيريم. با توجه به اينكه نيروي دريايي از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي به عنوان يك نيروي راهبردي تعيين شده نياز بود كه به ساير شناورها مجهز شويم بنابراين ناوهاي موشكانداز سينا و ناوشكن تمام ايراني جماران ساخته شد كه كلاسهاي پيشرفتهتر اين شناورها هم در حال ساخته شدن است. در كنار ساخت شناورها بايد حركتهاي ديگري هم انجام ميگرفت كه مأموريتهاي برونمرزي نيروي دريايي در همين راستاست.
شايد جذابترين شناور در هر نيروي دريايي، ناو هواپيمابر باشد. ملت ايران به خصوص جوانها دوست دارند بدانند، ايران كي ناو هواپيمابر ميسازد؟
ناوشكن جماران را ساختهايم، وقتي متخصصان ايراني، كشتيهاي سنگين و غولپيكر تجاري ميسازند، چرا نتوانيم بسازيم. قابليت ساخت ناو هواپيمابر در ايران وجود دارد اما اگر جزو راهبرد نيروي دريايي قرار گيرد؛ چراكه ساخت شناور در نيروي دريايي متناسب با راهبردهاي تعيين شده است. فعلاً جزو دكترين دفاعي ما، توليد ناوهواپيمابر نيست. الان قابليت ساخت ناو بالگردبر وجود دارد.
درباره ساخت زيردرياييها كه كار پيچيدهاي است، مردم اطلاعات زيادي ندارند و گاه ميپرسند واقعاً توليد اين شناورها در ايران انجام شده است؟
ساخت زيردريايي به اين سادگيها نيست اما مردم بدانند كه ما در نيروي دريايي توان ساخت اين نوع شناور را پيدا كردهايم و ساخت زيرسطحي «غدير» مؤيد گفته ماست. زيرسطحي، سامانههاي پيچيده زيادي دارد مانند سونار، پريسكوپ، اژدر و بدنه زيرسحي كه بايد فشار زيادي را تحمل كند. ساخت هر كدام از اين سامانهها به دنيايي از تجربه و دانش نياز دارد كه الحمدالله در ايران وجود دارد. فقط براي ساخت يك سامانه پريسكوپ، چند قطعهساز در چند مرحله آن را توليد كرده و تحت آزمايشهاي متفاوت قرار ميدهند و ممكن است چند بار بين زيرسطحي و مركز توليد رفت و برگشت داشته باشد. حالا ببينيد ساخت هر كدام از سامانهها چقدر توان و وقت ميخواهد. دقت به اين نمونهها، بزرگي كار ساخت زيرسطحيها را نشان ميدهد.
گفته ميشود كه زيردريايي غدير يك شناور بينظير است، كمي درباره آن صحبت كنيد.
كشورهاي پيشرفته و آنهايي كه شرايطي شبيه ما دارند، نمونههاي مشابهي ساختهاند اما زيردريايي «غدير» متناسب با شرايط بومي ساخته شده است.
آيا نيروي دريايي برنامههايي در قالب راهيان نور دارد تا جوانان با اين پيشرفتها از نزديك آشنا شوند؟
ما يكي از بهترين نمايشگاههاي راهيان نور را در خرمشهر برپا كرديم، در طول تعطيلات نوروز كه هنوز هم پابرجاست. استقبال مردم هم از اين نمايشگاه خيلي خوب بود. ما تا آنجا كه توانستيم فعاليت نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي در دفاع مقدس را براي مردم عزيز تشريح كرديم و تجهيزاتمان در آن زمان را به بازديد عمومي گذاشتيم.
براي انتقال تجربيات نيروي دريايي در دفاع مقدس به نسل جوان، يك آموزش ميداني جنگ براي دانشجويان دانشكدههاي افسري داريم كه در ارديبهشتماه انجام ميشود. حدود دو، سه هزار نفر در مناطق عملياتي دريايي از سوي استادان عزيز ما آموزش داده ميشوند. اين افراد به يك گشت دريايي برده ميشوند و از سوي استادان حاضر در جريان عملياتهاي دريايي دوران دفاع مقدس قرار ميگيرند.
نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي در سالهاي اخير مأموريتهاي برونمرزي پرتعدادي را با موفقيت پشت سر گذاشته است. به دليل جذابيت مأموريتهاي دريايي براي جوانان كمي درباره اين مأموريتها صحبت كنيد.
چند سالي است كه يك پديده شوم در خليج عدن به وجود آمده كه حمله دزدان دريايي به كشتيهاي تجاري است. خليج عدن و بابالمندب به دليل قرار گرفتن در ورودي درياي سرخ كه از طريق كانال سوئز اقيانوس اطلس و مديترانه را به اقيانوس هند متصل ميكند از تردد بالاي كشتيها برخوردار است. بنابراين حساسيت بالايي هم دارد؛ چراكه تجارت غرب به شرق و بالعكس از اين مسير انجام ميشود. بيشترين ميزان تردد كشتيها در جهان، مربوط به اين آبراه است.
وقتي پديده شوم دزدان دريايي شكل گرفت به درخواست سازمان بينالمللي دريانوردي (IMO)، ايران وارد عرصه مقابله شد. اين سازمان در سال ۱۳۸۷ از كشورهاي مختلف درخواست كرد براي حفاظت از كشتيهايشان وارد كارزار شوند. نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي هم جزو اولين نيروي درياييهايي بود كه به اين درخواست پاسخ مثبت داد. امروز ناوگروه نوزدهم در حال انجام وظيفه خود در خليج عدن است. در طول اين مدت نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ۸۸ درگيري داشته كه ۴۴ مورد آن به سال ۱۳۹۰ مربوط ميشود. اخيراً هم دو مورد آزادسازي انجام داديم. آن هم در منطقهاي كه فعاليت آنچناني نداشتيم. اين بخشي از توان ماست كه در منطقه عرضه شده است.
برنامه آينده نيروي دريايي ارتش براي حضور در آبهاي بينالمللي چيست؟ آيا حضور در اقيانوس اطلس به زودي انجام خواهد شد؟
نيروي دريايي ارتش با توجه به مأموريتي كه آقا برايش تعيين كردهاند بايد در درياهاي آزاد حضور يابد و اقتدار جمهوري اسلامي ايران را به رخ جهان بكشاند بنابراين برنامههاي زيادي براي حضور در اقيانوسها و درياهاي مختلف داريم. الحمدالله اين توانايي وجود دارد، هم به لحاظ علم و هم به لحاظ تجهيزات. البته به عنوان يك نيروي راهبردي بايد تجهيزات پيشرفتهتري داشته باشيم كه براي به دست آوردنش و متخصصان داخلي در تلاش هستند.
آيا حضور در اقيانوس اطلس در سال ۱۳۹۱ انجام ميشود؟
بله، براي اين كار برنامه داريم. حضور در اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام به عنوان آبهاي آزاد جهان به مرور زمان در دستور كار قرار خواهد گرفت. افسران جوانمان را هم خواهيم برد تا در آبراههاي بينالمللي تجربه كسب كنند و تحقق ببخشند به منويات رهبر معظم انقلاب كه فرمودند «آبهاي بينالمللي و منافع آن متعلق به همه مردم جهان است.»
حضور فرمانده نيروي دريايي ارتش در آفريقاي جنوبي به دليل برگزاري همايش نيروهاي دريايي كشورهاي ساحلي اقيانوس هند است. اين همايش هر دو سال يكبار برگزار ميشود و از ايران هم براي حضور در آن دعوت به عمل آمده است. در اين همايش، هماهنگيهاي لازم بين نيروهاي دريايي اقيانوس هند انجام ميشود. يكي از موضوعات اين همايش، مسئله دزديهاي دريايي است كه بايد به دنبال راهكارهايي باشند.
كمي درباره پشتپرده دزديهاي دريايي در خليج عدن بگوييد. مطمئناً يك عده آدمهاي فقير كه آموزشي هم نديدهاند نبايد بتوانند چنين مسئلهاي ايجاد كنند؟
كشور سومالي به دليل اوضاعي كه دارد، توان كنترل دزدان دريايي را ندارد. از اعترافات دزداني كه ما گرفتيم، به نظر ميآيد كه خودشان ادارهكننده اين پديده نيستند و براي كشورهايي كه از اين پديده سود ميبرند، كار ميكنند.
مثلاً امريكا و اسرائيل ممكن است دست داشته باشند؟
ما مطمئنيم كه برخي كشورها پشت اين قضيه هستند و هدايت ميكنند اين سيستم را. دزدان دريايي اين منطقه وقتي يك كشتي را ميدزدند، پيغام ميدهند كه فلان مبلغ را به فلان حساب در يك بانك سوئيس واريز كنيد تا كشتي را آزاد كنيم. آن حساب مال كيست؟ آيا مال آن آفريقايي سوماليايي است؟!