جمعه و «اسفند» - آرا: آدرس است
«انتخابات» بزرگ «مجلس» است
«همت» ما غيرت نامي و «ناب»
«كارنامه» روشن از «سي انتخاب»
«انتخابات» آيت «اعجاز» شد
اين «ماراتن» با شعف آغاز شد
جد و جهد و سعي غايتي شدهست
«انتخابات»ي - «رقابتي» شدهست
گر كه عادي يا پر از شوك ميشود
«نهمين مجلس» تدارك ميشود
باخبر بايد نمود اصحاب را
«كاركرد» - برنامه «احزاب» را
«رويداد»ي كه «سياسي» گشته است
فرصت «جريان شناسي» گشته است
شور و «احساسات» خبطي مزمن است
در فضاي «نقد سالم» ممكن است
گر نباشد حيلهورزي - كذب و دام
شد «تكثر» خوب بر طبق نظام
«ائتلاف طيفها» گر در ره است
حفظ تأليف «منافع» كوته است
خلط مبحث سعي ابتر ميشود
عطف تحديد «كنشگر» ميشود
اين «مباحث» در عمل «روشنگر» است
چون «مطالبه» نيازش «بستر» است
گر كه «همسو» يا كه غير همسو است
دست «احزاب اقليت» رو است
هر كه دنبال «اصول» است از اساس
دورانديش است و هم «دشمنشناس»
شد «تنازل» اصل حكم برتر است
هر سخاوت هر «مناعت» بهتر است
«كبر» از اصحاب دل بايسته نيست
«سهمخواهي» خصلت شايسته نيست
«ائتلاف» از صدق فيض «نيت» است
چون «سياسي» حكم «عقلانيت» است
وصل بنيادي است دوري فصل باد
«ائتلاف كارآمد» اصل باد
«معنويت» با «عدالت» همبر است
«پيشرفت» و «عقل» حكم بهتر است
با «اصول» است وحدت عاري شد ز ضد
همگرايي «جبهه» طيف «متحد»
«خودپسندي»ها بود تعريف «گاف»
در «نقار» ايجاد ميگردد «شكاف»
«ائتلاف» آيت به وحدت بود و گشت
يك هزار و سيصد و پنجاه و هشت
گر «چراغ راه» بهر ما شود
بايد آن «الگو» به حق «احيا» شود
غم نباشد رخ ز ناخن گر كه خست
هر «گسست»ي را پياش «پيوست» هست
هر «منيت» چون بليه حاجب است
درك اين «لحظهشناسي» واجب است
«پيچ» در پيش است ره تاريك شد
«لحظه تاريخي»ست چون نزديك شد
«رأي» ما در پرتو غيرت خوش است
«همت» مردانه «ملت» خوش است
«غيرت ملي» حماسه را گواه
در دوازده «جمعه» اسفند ماه...