
در همين راستا روز گذشته يك شبكه تلويزيوني ديگر تحت عنوان «هيسپان تيوي» به جمع شبكههاي برونمرزي كشور افزوده شد تا افزايش شبكههاي تلويزيوني كشورمان در عصر رقابت رسانهاي كه كيفيت در آن حرف اول را ميزند، سير فزوني به خود بگيرد. حتي به گفته شخص رئيسجمهور اين شبكهها به واسطه رقباي گردنكلفتي كه دارند كار سختي را پيش رو خواهند داشت. در واقع در دنياي امروز تنها با سلاح كميت نميتوان به كارزار رقابت سخت با غولهاي رسانهاي جهان قدم گذاشت. با روند افزايش شبكههاي ملي و فراملي كشورمان آيا در افق چشمانداز رسانهاي ۱۴۰۴ ايران، با حجم گستردهاي از شبكههاي بيكيفيت تلويزيوني مواجه خواهيم شد يا آنكه كيفيت در كنار كميت ايران را به يكي از غولهاي رسانهاي دنيا بدل خواهد كرد؟
روز گذشته شبكه اسپانيولي هيسپان تيوي كه عموم مخاطبان خود را در كشورهاي امريكاي لاتين تعرف ميكند رسماً با حضور رئيس سازمان صدا و سيما، وزير و سخنگوي وزير امور خارجه، معاونت برون مرزي صدا و سيما، سفراي كشورهاي اسپانيايي زبان و نيز حضور رئيسجمهور از طريق ويدئوكنفرانس افتتاح شد تا وي راهاندازي اين شبكه را راهي براي به هم گره زدن دستها و دلها از فواصل دور جغرافيايي و نيز در يك جبهه قرار دادن انسانهاي عدالتخواه عنوان كند. ايران تا كنون در زمينه توسعه شبكههاي برون مرزي چهار شبكه پرس تيوي، سحر، الكوثر و العالم را راهاندازي كرده است و حالا با افزوده شدن هيسپان تيوي شمار اين شبكهها به پنج شبكه ميرسد.
در ميان اين شبكهها، شبكه انگليسي زبان پرستيوي كه چندي پيش مجوزش در انگلستان لغو و در نهايت پخشش از ماهواره «اسكاي» ممنوع شد، براي مخاطبان انگليسي زبان و مخاطبان اروپايي و امريكايي پخش ميشود. شبكه عرب زبان العالم نيز در ۹ سالي كه از راهاندازياش ميگذرد، توانسته است در ميان كشورهاي اسلامي و كشورهاي خاورميانه مخاطبان زيادي را جذب خود كند.
در كنار اين دو شبكه، شبكههاي غير خبري همچون آيفيلم نيز با استقبال گستردهاي از سوي مخاطبان عرب زبان كشورهاي مسلمان مواجه شدهاند. حالا هيسپان تيوي با تمركز بر مخاطبان كشورهاي امريكاي لاتين راهاندازي شده است تا مردم كشورهايي را كه عمدتاً همسو و طرفدار سياستهاي ايران و مخالف سياستهاي تحميلي غرب هستند به خود جذب كند؛ وجه تشابه فرهنگي و سياسي ميان ايران و اكثر كشورهاي امريكاي لاتين بسيار است و از اين حيث استقبال از اين شبكه چندان هم دور از ذهن نخواهد بود.
در واقع چنين به نظر ميرسد كه سياستگذاران سازمان صدا و سيما تا كنون در انتخاب بازار هدف خود خوب عمل كرده باشند. تا اين لحظه اروپا و غرب، خاورميانه و كشورهاي امريكاي لاتين از نگاه و نظر مسئولان دور نماندهاند.
روند افزايش شبكههاي ملي و برون مرزي طي چند ماه اخير به شكلي است كه چنانچه تا دو سال ديگر به ۱۰۰ شبكه تلويزيوني دست پيدا كنيم به شرط كيفيت ميتوانيم ظرف مدت زمان اندكي همچون تركيه و مصر نام خود را در ميان يكي از قطبهاي رسانهاي منطقه قرار دهيم اما شكوه برخي مديران شبكههاي برونمرزي از كمبود بودجه و عدم توانايي در تأمين هزينه برنامههاي با كيفيت اين نگاه را بيشتر به يك رؤيا تبديل ميكند. دستيابي به سيل عظيم شبكههاي تلويزيوني آن هم ظرف مدت دو سال در نگاه اول، طرحي رو به جلو و اميدوار كننده به نظر ميرسد. شبكهاي چون آيفيلم تا اين لحظه طعم موفقيت را احساس كرده است چراكه عموم برنامههاي اين شبكه سريالهاي تلويزيوني از پيش آماده شده هستند كه بعضاً با بودجههاي مستقل ساخته شدهاند و صرفاً با انجام دوبله و صداگذاري به مرحله نمايش ميرسند اما آيا ۱۰۰ شبكه آتي كه ظرف دو سال ديگر راهاندازي ميشوند صرفاً به نمايش سريالها و فيلمهاي از پيش ساخته اختصاص خواهند داشت ؟
آيا در سالهاي آينده تنها شاهد راهاندازي غيركارشناسي ۱۰۰ شبكه تلويزيوني و لو با كيفيت نازل خواهيم بود يا آنكه گفته رئيسجمهور سرفصل جديدي در تغيير نگاه به رسانه و تأمين هزينههاي شبكههاي اثرگذار خواهد بود. بارها شنيدهايم كه كيفيت بهتر از كميت است و بدون شك جمهوري اسلامي ايران نه ظرف دو سال بلكه حتي تا افق رسانهاي ۱۴۰۴ نيز ميتواند به صرف راهاندازي تنها ۲۰ شبكه تلويزيوني با كيفيت هم به غول رسانهاي منطقه تبديل شود.