سريالهاي «قهوه تلخ» و «قلب يخي» اولين نمونههاي توليد و پخش سريال در خارج از سيستم صدا و سيما بودند كه در حد خود نوعي تابوشكني در داخل كشور به شمار ميآمدند؛ سريالهايي كه به طريق تكثير روي لوحهاي فشرده و پخش ماركتينگ، توانستند ذائقه مردم را كه به تماشاي سريالها از طريق تلويزيون عادت كرده بودند ، تغيير دهند. اين تغيير رويه در ابتدا با استقبال خوبي روبهرو شد و هر كدام به نوعي سعي در جذب مخاطب بيشتري داشتند.
در قهوهتلخ، مهران مديري باز هم خوب شروع كرده بود، از سويي هم شيوههاي تبليغي مديران سريال و ويدئويي كه مهران مديري ملتمسانه ميخواست تا كسي از روي سريال كپي كند، تاثير خوبي روي فروش هفتههاي اول سريال داشت. اما خواهشهاي مهران مديري فقط چند هفته بيشتر دوام نياورد و خيليها به سراغ كپيهاي غير مجاز سريال كه با قيمتي پايين تر عرضه ميشد، رفتند.
جداي از اين مشكل، قهوه تلخ از يك بيماري ارثي ديگر نيز رنج ميبرد؛ بيمارياي كه در تمامي سريالهاي طنز يا اجتماعي ۹۰ قسمتي به خوبي ديده ميشود؛ افت شديد سريال بعد از شروعي خوب يا همان «آب بستن » به سريال . دليل آن هم پايين آمدن كيفيت داستان و سرهم بندي كار براي سريع رساندن و« on time» بودن توزيع و پخش بود، البته دست اندركاران سريال بيشتر سعي كردند تا توجه خود را روي مورد اول قرار بدهند، يعني توسل به مبادي قانوني براي جلوگيري از پخش خارج از شبكه توزيع، اما در همين حين كيفيت سريال قهوه تلخ در همان سراشيبي سقوط، در حال جلو رفتن و بيكيفيتتر شدن بود. داستان مميزي و حذف برخي قسمتهاي سريال هم نتوانست از بعد رواني كمكي به ترغيب مردم براي خريداري سريال داشته باشد.
در اين بين بدترين خبر ممكن براي باقي مانده طرفداران اوليه قهوه تلخ خبر توقف توليد آن بود؛ چيزي كه سريال قلب يخي نيز با آن دست و پنجه نرم ميكند، جدايي لطيفي از قلب يخي و خبرهاي جدا شدن حيايي از آن و واكنش تهيه كننده قلب يخي، شايد در حد خبر جدا شدن مهران مديري از قهوه تلخ سر و صدا به پا نكرد و بعد از آن هم خبر فسخ قرار داد عوامل توليد. اين روزها شايد كساني كه هيچ اعتنايي به آنها نميشود، همان مردمي هستند كه قهوه تلخ اورجينال خريدند و حتي آن را به دوستان و خانواده خود ندادند تا آنها هم بروند و يك مجموعه بخرند، منتظر قسمتهاي جديدش ماندند و داستان ضعيف آن را به اميد بهترشدن تحمل كردند. حال امروز همان مردم كه با كپينكردن نماد اخلاق مداري شهروندان شده بودند، امروز با بيتفاوتي سازندگان قهوه تلخ، به خوبي دريافتند كه تمام التماسهاي كارگردان فقط از سر نگراني بابت كاهش سود آوري اثر بود. امروز از نگاه همان هايي كه دنبال حفظ حقوق فيلمساز بودند، حقوق بينندگان قهوه تلخ بيارزشترين چيز دنياست.