اين دوره از اين جايزه به ويژه از اين حيث كه در بخش ادبيات داستاني نيز توانست برگزيدهاي را در اين دوره به نام خودش به ثبت برساند محل توجه و اعتناي فراواني شد با اين حال ذكر چند نكته براي برگزاركنندگان اين دوره از اين جشنواره و نيز تمامي مخاطبان ادبيات داستاني كشورمان ميتواند خالي از توجه نباشد.
۱- اقتصاد طلا اين روزها وضعيت خود را به جوايز ادبي ايران نيز تحميل كرده است. تابستان امسال بود كه در مراسم اختتاميه جايزه قلم زرين عنوان شد كه جايزه با رشد نزديك به ۲۰۰درصدي همراه بوده است و وقتي چشمهاي منتظر برگزيدگان به دنبال چرايي آن رفت اعلام شد كه قيمت طلا و به تبع سكه افزايش پيدا كرده و خب اين يعني افزايش قيمت يعني افزايش مبلغ نقدي جايزه؛ در جايزه جلال امسال نيز اعلام شد كه مبلغ جايزه به جاي اهداي سكه طلا به صورت نقدي ارائه خواهد شد. كاري ندارم به اينكه تصميمگيري به اين صورت درباره تغيير ميزان و شكل جايزه تا چه اندازه ميتواند در ذهن و رتبه برگزيده آن تاثير بگذارد اما كاش با اين نوع از تصميمگيريهاي عجولانه و دقيقه نودي لااقل به اعتبار خود جشنواره آسيبي وارد نميكرديم.
۲- يكي از دوستان نويسنده از قضا هميشه منتقد كه سابق بر اين خود دبير جوايز ادبي خانه كتاب نيز بود و اصرار فراواني به اين داشت كه در دوره تصديگري او هيچ اثري به زعم او الكي و بدون شايستگي جايزه دريافت نخواهد كرد در اظهارنظر جالبي بعد از انتخاب اثري به عنوان اثر برگزيده جايزه ادبي جلال آل احمد عنوان كرده بود كه كاملاً قابل پيشبيني شده بود كه اگر داوراني اهل، جايزه جلال را داوري كنند، اين كتاب برگزيده خواهد شد. اين جمله درون خود نكاتي را دارد كه شايد ذكر آن براي برخي از مخاطبان جدي حوزه ادبيات خالي از جذابيت نباشد. نخست اينكه «جاده جنگ» رمان بلندي است كه تاكنون ۵ جلد از آن منتشر شده است و مابقي مجلدات آن نيز در دست انتشار است. اينكه چرا در دورههاي قبل اين جايزه اين اثر داستاني ديده نشده است را بايد شخص دوستان مسئول در دورههاي قبل پاسخ دهند؛ اينكه اين اثر ۵ جلدي به زعم آنها بينظير چرا تاكنون ديده نشده است، از سوي ديگر همين دوستان بايد پاسخ دهند كه انتخاب نشدن اين رمان و نيز رمانهاي ديگري در جايزه جلال تا كنون به معني اهل نبودن داوران آن تاكنون بوده است؟ و آيا بايد اين سخنان آقاي دبير سابق جوايز ادبي خانه كتاب را به معني انتقاد و نفي شيوه مديريت خود او در گذشته دانست؟ اينها همگي علامت سؤالهايي هستند كه تا كنون براي آن پاسخي شاهد نبوده ايم اما وجود آن را ميتوان به يكي از بزرگترين تناقضات موجود در حوزه برگزاري جوايز ادبي به اصطلاح دولتي در سال جاري برشمرد و به آن فكر كرد.
۳- حرف ديگري براي گفتن نمانده جز اينكه هر نوع تغييري در حوزه خواستها و نيازهاي فرهنگي تنها با خواست و اعمال نظر مخاطبان آن حوزه امكانپذير است. اين را نوشتم كه عنوان كنم اگر مخاطبان ادبيات داستاني اين نكات كوچك و شايد ظريف را ناديده انگاشته و از صاحبان آن مطالبه نكنند نميتوان شاهد هيچ تغييري بود. اين نكته ظريف در سادهترين شكل شايد جوهره كلام آل احمد نيز بوده و هست.