با اينكه عدهاي از بازيگران يا كارگردانان سينما از بسيجيان و نيروهاي متعهد شناخته ميشوند، ولي حضور منسجم و سازماندهي شده بسيج در سينما، تاكنون كه ديده نشده است. در زماني كه سلاح سينما قويتر و برندهتر از هر اسلحهاي است و كشورهايي مانند ايالات متحده حساب ويژهاي روي سينما باز كردهاند، بسيج از كنار اين ابزار به راحتي عبور كرده و آن را ناديده انگاشته است. سينمايي كه بدنهاش به سرعت به سوي فيلمفارسيهاي پيش از انقلاب ميرود و در ابتذال دست فيلمهاي آبگوشتي را از پشت بسته است و فيلمهاي روشنفكرانهاش نيز چشم اميدشان را به جشنوارههاي خارجي باز كردهاند و آنجا را قبله آمال خود ميدانند؛ چه فيلمهاي بدنه سطح پايين و چه آثار به ظاهر خاص هنرمندانه كه به صورت آشكار و نهان به جامعه خود خيانت ميكنند تا جايزهاي را به عنوان خوشخدمتي بگيرند تا كمر به نابودي سينمايي بزنند كه ميتوانست بهترين ابزار براي صدور آرمانهاي انقلاب اسلامي باشد.
سينما فضاي مناسبي براي صحبت كردن است، تريبوني كه نيرويهاي بسيجي آن را به حال خود وانهاده بودند تا ديگراني بيايند و آن را تصاحب كنند؛ تصاحبي كه همراه آن ادعاي مالكيت و انحصار آمد. حال بايد انديشيد كه بسيج تا كي ميخواهد خود را گوشهنشين نشان دهد؟ چرا نبايد كارگردانان، توليدكنندگان و بازيگراني داشته باشيم كه در بسيج آموزش ديده باشند و با اعتقاد به مباني اسلام و انقلاب پاي در عرصه سينما بگذارند؟ بهتر نيست به جاي اينكه هر چند وقت يك بار شاهد خبر آبروريزي، مهاجرت شبيه فرار يا جنجال خبري عدهاي هنرمندنما باشيم، خود كمر همت را بسته و نسل جديدي را وارد بدنه سينماي ايران كنيم؟ ما عادت كردهايم بودجه بدهيم، عدهاي بيايند فيلمهاي سفارشي ضعيفي را به نام بسيج بسازند، بيآنكه خودشان واقعاً مفهوم بسيج و بسيجيبودن را درك كنند و در فيلمها و تلهفيلمهاي توليديشان تنها اثري كه بخواهند از بسيج نشان دهند، همان چفيه بر گردن جوانان و محاسن روي گونهها باشد. نه چيزي بيشتر، مفهوميتر و عميقتر از آن. اين روزها خبر برگزاري جشنواره فيلم بسيج و متعاقب آن خبر از تأخير و تعويق اجراي آن به گوش ميرسد.
با آنكه در مثل گفتهاند ماهي را هر وقت از آب بگيريم تازه است، اما ميشد امسال به جاي اولين دوره جشنواره فيلم بسيج، به مانند فيلم فجر منتظر دوره سيام آن باشيم. حال نيز نبايد به برگزاري يك جشنواره دلخوش كرد، بسيج آنقدر امكانات انساني و مادي دارد كه بتواند به طور مستقل شروع به كادرسازي بسيجيان هنرمند در مقوله سينما كند و اگر بخواهد بيش از اين سينما را ناديده بگيرد، در آينده براي داخل شدن در امور فرهنگي كه رهبر معظم انقلاب نيز روي آن تأكيد بسيار دارند، با مشكلات جدي روبهرو خواهد شد. حال بايد مسئولان و متوليان امور فرهنگي نيز نشان دهند كه حمايتشان از بسيج محدود به سخنرانيها نيست و در عمل هم رفتارشان بسيجيوار خواهد بود و زمينه را براي ورود نيروهاي معتقد و ارزشي به حصارهاي مجازي كه عدهاي سينماگر براي هنر سينما ساختهاند، به وجود آورند.