کد خبر: 455579
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۰ - ۱۵:۳۸
«به مجلس عزای امام حسین(ع) خوش آمدید» جمله‌ا‌ي آشناست بر سر در هزاران تكيه و حسينيه و‌ مساجد تهران که می‌روند خود را برای عزاداری سرور و سالار شهیدان مهیا كنند، آن سو حسينيه و مسجدی دیگر و این سو تکیه‌ای که جوانان در کنار مسجد جامع بنا کرده‌اند، همگی براي استقبال مهمانی اشک‌ها و یأس‌ها و یادها پیشگام شده‌اند.
صحن مساجد پر است از پرچم‌هایی که به نوبت، انتظار دستان جوانانی را می‌کشند که خود را خادمین حسین(ع) معرفی می‌کنند واما یادآور پیامی‌ که اولین بار در سال ۶۱ هجری توسط پیام آوران عاشورا در مسجد کوفه قرائت شد تا خورشید حقیقی که می‌رفت در محاق قتلگاه کربلا غروب کند، سوار بر روضه‌ها و ناله‌های عاشقان حسینی، خود را از میان حوادث بی‌شمار تاریخی عبور دهد و اکنون این چنین جوانان یکی از محلات جنوب شهر تهران را در استقبال ایام محرم به تکاپو وادارد.
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است» مانند همیشه این غزل معروف محتشم کاشانی است که روی پارچه‌های نواری شکل دورتادور شبستان مساجد حلقه می‌بندند تا در کنار سایر پرچم‌ها و پارچه نوشته‌ها ترکیبی هرچند غم بار اما دلنشین برای هر شیعه عاشق اهل بیت را رقم بزنند. گذشت سالیان دراز بر عزای حسینی، فرهنگی را پدید آورده است که حتی خود را در چگونگی آذین‌بندی مراسم محرم نیز نشان می‌دهد؛ فرهنگی که اگر ایام کودکی از یادمان نرفته باشد، پای منبرهای همین مساجد و تکیه‌ها با روح و جان‌مان عجین شد و ما را با فرهنگی آشنا ساخت که از آن با نام حماسه حسینی یاد می‌کنیم.
سرمای زمستانی همراه دانه‌های برف روی پرچم‌های حیاط مساجد مي‌نشيند و داربست‌هایی که قرار است پارچه‌های برزنتی را به تن کنند، به نوبت روی هم سوار می‌شوند. آسمان همچنان می‌بارد و پرچم‌ها همچنان در کنار هم به صف می‌ایستند. اینجا خانه خداست. مسجدی که قیام عاشورا و اصلاً دین اسلام از آن شکل گرفت و این حماسه تاریخی نیز برای زنده نگه داشتن همین دین مبین پدید آمده است.
بچه‌های مسجد‌ پرچمی بزرگ را بر دوش حمل می‌کنند که لحظاتی بعد روی یکی از دیوارهای حیاط مسجد همانند تابلویی بزرگ گشوده می‌شود. نقش بر آن، جمله ای از امام حسین(ع) است که در یکی از روزهای سال ۶۱ هجری و در گوشه‌ای از کره خاکی به نام کربلا، همان جایی که مرکز تاریخ شد و نبض زمان را در دست گرفت، روبه‌روی خصم ایستاد و فرمود: «اگر دین جدم تنها با کشته شدن من باقی می‌ماند پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار