
دكترجودري شاهنواز احمد اولاك، مشاور سابق وليعهد عربستان و مشاور سابق نخست وزير پاكستان همزمان با بيست و سوم ذيالقعده و روز زيارتي حضرت عليبن موسي الرضا(ع)در حرم مطهر آن حضرت رسما به مذهب تشيع علوي پيوست.
دكتر اولاك، اهل پاكستان،دكتراي حقوق از دانشگاه ويرجينياي آمريكا، وكيل دادگاه عالي پاكستان و استاد و رئيس فعلي دانشگاه پنجاب لاهور است.
آنچه در ادامه ميآيد ، گفتگوي خبرنگار پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي با او درباره چگونگي تشرف به مذهب تشيع است.
*آقاي اولاك! از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم.اجازه بفرمائيد بپرسم شما با اين سابقه علمي و جايگاه سياسي و اجتماعي مطمئنا تحت تاثير جو يا احساسات چنين تصميمي را نگرفتهايد،درباره دلايل اين انتخاب توضيح بفرمائيد.
سئوال بسيار خوبي پرسيديد،تمامي انسانها با فطرتهاي پاك متولد ميشوند، تحت تاثير خانواده، پدر و مادر و گرايش و اقبال اجتماعي به سمت مذهب و آئيني جذب ميشوند و طبيعتا هرچه سن انسان بالاتر ميرود نسبت به دين، مذهب و آئينش علاقه و تعصبش بيشتر ميشود و من نيز از اين امر مستثني نبودم.اما ماجراي شيفتگي من به مذهب تشيع از مطالعه كتابي بنام ابرمردي به نام امام صادق(ع)به زبان انگليسي در زمان تهيه تز پاياننامه دكتري دردانشگاه ويرجينياي آمريكا آغاز شد.
*كتاب را چگونه تهيه كرديد؟
موضوع پايان نامه من در مقطعPH.D،بررسي فقه چهارگانه اهل سنت بود و مشغول مطالعه و تحقيق در مشتركات و تفاوتهاي آنها بودم كه يكي از دانشجويانم خيلي اتفاقي در برخوردي به من گفت شما كه در اين باب به مطالعه اشتغال داريد،آيا با قهرمان تاريخ اسلام آشنا هستيد؟و من در جواب گفتم بله آن قهرمان حضرت محمد(ص)پيامبر گرامي اسلام است و او در ادامه گفت كه رسول اكرم(ص)قهرمان و خاتم پيامبران هستند ولي قهرمان و ابرمردي كه موضوع تحقيق شما را به كمال رسانده، امام ششم شيعيان حضرت امام صادق(ع)هستند وآن كتاب را به من هديه داد.
*مگر آن كتاب حاوي چه مطالبي بود كه اينچنين تحول بزرگي را در شما ايجاد كرد؟
با مطالعه اين كتاب كه در مورد زندكاني و كارنامه علمي امام صادق(ع)است،بسيارشيفته فقه جعفري و مصمم شدم كه با مطالعه و كنكاش اين موضوع راتا مقصد نهايي دنبال كنم و با پژوهشهاي بسيار گستردهاي كه انجام دادم به نتايج بسيار روشني رسيدم.
*ممكن است راجع به مصاديق اين موضوع توضيح دهيد؟جذابيت فقه جعفري نسبت به بقيه مذاهب اسلامي در چه بود؟
حتما،به عنوان مثال رواياتي كه از امام صادق(ع)درباره سنت نبوي و احاديث و كلام رسول مكرم اسلام(ص)منقول است بسيار مستدل و محكم هستند،راويان حديث بسيار معتبر و انتسابشان تا شخص رسول اكرم(ص)كاملا اثبات شده است و از طرف ديگر با مطالعه تاريخ اسلام، فقه و حديث ساير مذاهب اسلامي نيز به وضوح ادعاهاي حضرت صادق(ع)براي معرفي فقه و سنت اصيل كه مورد نظر پيامبر گرامي اسلام(ص)بوده است،برايم آشكارتر مي شد.
*لطفا درباره مطالعه ديگر منابع مذاهب اسلامي و نكاتي كه بدان اشاره كرديد،توضيح بيشتري دهيد.
فقه حنفي و فقه شافعي بسيار متاثر از تعليمات روشنگرانه و كاوشهاي علمي دقيق و پژوهشهاي عميق حضرت امام صادق(ع) هستند و هرچه بيشتر در اين موضوعات غور كردم بيشتر به اين نكته واقف شدم كه صراط مستقيم و راه حق و حقيقت كجاست.
*اما علاقه شما به اهل بيت(ع)چگونه به وجود آمد؟
نكتهاي كه بايستي به آن اشاره كنم، مرجع بودن شخصيتي بزرگ در تاريخ اسلام به نام عليبن ابيطالب(ع) است كه كاتب و حافظ وحي بوده و از راهنماييها و مشاورههاي ايشان بارها و بارها خلفا استفاده كرده و خيلي مواقع با درايت و علم لدني كه ايشان داشتند مسائل مسلمين حل و فصل شده است مطالعه در اين زمينه، مرا نسبت به ايشان مجذوب كرد و از طرفي مطالعه زندگاني حضرت زهرا(س) و اميرالمومنين علي(ع) پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) و مطالعاتي كه در زمينه امامان شيعه(ع) انجام دادم ،مرا نسبت به اين موضوع آگاه كرد كه ترويج سنت واقعي رسول اكرم(ص) توسط اين خاندان و نسل به نسل از اجداد بزرگوارشان تا امام صادق(ع) واز ايشان نيز به اولاد معصومشان بدون هيچ دخل و تصرف براي مسلمين نقل شده و نجات واقعي در پيروي از آنها خواهد بود.
*به عواقب اين تصميم و مشكلاتي كه ممكن است با توجه به موقعيتي كه داشته و داريد برايتان پيش بيايد هم فكر كرديد؟
بله،من از سال ۲۰۰۵مشاور وليعهد عربستان بودم و سالي چندينبار بار با دعوت خانواده سلطنتي به مكه و مدينه مشرف ميشدم،پس از اعلان اين موضوع جلسات متعددي به بحث و مجادله با علماي آل سعود گذشت و من آشكارا به آنها گفتم من حقوقدانم و از اين پس وكيل مظلوميت و معصوميت ائمه هدي(ع)در تاريخ خواهم بود و پس از آن به عربستان ممنوع الورود شده و مناصب من نيز سلب شده است،از آن به بعد از خيلي از مزايا و موقعيتهاي خاصي كه در اختيارم بود محروم شدهام ولي تصميمي را گرفته و كاري را كردم كه به آن اعتقاد قلبي و يقين پيدا كرده بودم.
*احساس قلبيتان در اين برهه از زندگي چيست؟
من رسيدن به اين نقطه را لطف و عنايت محض خداوند ميدانم و با تمام وجود از خداوند سپاسگزارم،من در برابر عظمت اهل بيت(ع)سر تسليم فرود آوردم و اين هديهي ويژه كه همان محبت اهل بيت(ع) است به من اعطا شد.
*و اما حرف آخر ...
مطمئنم هيچ يك از مناصب و مقامهايي كه داشتم در روز جزا باعث نجات من نخواهد شد و كشتي نجات و چراغ هدايت ائمه معصومين(ع)هستند و انشاالله شاهد ظهور آخرين امام معصوم و برپايي عدالت واقعي به دست باكفايت ايشان باشيم.
...............................................................................................