سالن همايشهاي بانك ملي ايران عصر روز يكشنبه سيزدهم شهريور ماه شاهد برگزاري بزرگداشت سردار شهيدي از خيل رزمندگان دوران دفاع مقدس بود كه با وجود خدمات ارزشمندي كه در مناطق غربي كشور در ايام خون و جهاد و شهادت از خود به يادگار گذاشته است، مهجوريت نام او در يادوارهاش نيز به چشم ميخورد چراكه اين گردهمايي تنها با حضورجمعي از همرزمانش در غيبت مسئولان و فرماندهان جنگ برگزار شد. جهاد اقتصادي در تداوم جهاد نظامي
در ابتداي اين مراسم كه به همت پايگاه مقاومت بسيج شهيد مصطفي خميني بانك ملي و با حضور هيئت مديره بانك ملي، جمعي از مسئولان بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و نيز رزمندگان و آحاد مختلف مردم برگزار شد، دكتر خاوري، مدير عامل اين بانك با اشاره به زحمات رزمندگان و ايثارگران در اعتلاي انقلاب اسلامي گفت: بايد قدردان جانبازان، آزادگان و رزمندگان باشيم كه در دوران انقلاب و دفاع مقدس بدون هيچ چشمداشتي جان خود را وقف دفاع و تداوم اين نظام كردند.
وي افزود: ما امروز نشانههاي عزت مسلمين را در ديگر كشورها مشاهده كنيم چراكه كساني كه امروز پرچم بيداري اسلامي را برافراشتهاند از كشور ما الگو ميگيرند.
خاوري ادامه داد: اگر امروز از سردار كاظمي ياد ميكنيم؛ كسي كه بند طاغوت را به عنوان آزمايش الهي چشيد تا در نظام اسلامي به آرزوي ديرينه خود كه شهادت بود برسد، به اين خاطر است كه در اين نظام از طريق اين شهدا درهاي بهشت باز شد. نظامي كه اولين نشانههاي پيروزي از سال ۱۳۴۲ در آن هويدا شد و پس از ۱۵ سال شروع به درخشيدن كرد و امروز هم مقام معظم رهبري تداوم حيات آن را در دل نظام تضمين كرده است.
وي گفت: شهدا كساني بودند كه راه خدا را برگزيدند و با كساني كه قبل و بعد از انقلاب ميخواستند پيشروي نظام را سد كنند، به مقابله برخاستند. چنين انسانهايي بودند كه با كمال هوشياري و آگاهي قدم در اين راه گذاشتند و سعادتمند شدند. اين افراد در پي كسب مقام و قدرت نبودند بلكه براي رضاي خدا قدم در اين راه گذاشتند و امروز هم همرزمان آنها به نوعي ديگر در حال دفاع هستند كه اين نيز سعادت بزرگي است.
وي با اشاره به اين جمله امام خميني(ره) كه فرمودند «جنگ نعمت است»، اظهار داشت: زماني كه امام راحل اين جمله را بيان كردند خيلي از دنياطلبان و قدرتطلبان از بيان اين جمله از سوي امام تعجب كردند، اما امروز يكي از معاني اين جمله وجود فرزندان انقلاب است كه با پايمردي خود در حال دفاع از نظام اسلامي هستند.
خاوري با اشاره به حضور كاركنان بانك ملي ايران در طول دفاع مقدس در جبههها نيز گفت: بانك ملي در طول ايام جنگ تحميلي ۶۰ شهيد، سه هزار و ۵۰۰ جانباز و ۴۱۶ آزاده تقديم انقلاب كرده است و امروز نيز كل كاركنان بانك ملي با عنوان فرزندان امام(ره) در حال جهاد اقتصادي هستند.
نمونهاي بارز از مديريت انقلابي
در ادامه اين مراسم كه با دعوت از چهار نفر از اعضاي خانواده و همرزمان شهيد كاظمي براي بيان خاطراتي از اين شهيد گرانقدر همراه بود، فضايي به وجود آمد تا بسيجيان و جوانان حاضر در اين محفل از زبان پيشكسوتان عرصههاي جهاد و شهادت شنواي خاطراتي از دوران دفاع مقدس باشند و از زبان حاضران در اين حماسه ماندگار، هرچه بيشتر با اين افتخارات اين دوران باشكوه آشنا شوند.
پرويز كاظمي برادر شهيد كاظمي، ناصر كاظمي فرزند شهيد، امير سرتيپ جواديان و عباس درمان از همرزمان سردار كاظمي، چهار نفري بودند كه با معرفي مجري پشت تريبون قرار گرفتند و در اين ميان پرويز كاظمي به عنوان اولين سخنران ضمن تحليلي از شرايط سياسي و اجتماعي روز گفت: اگر امروز در فضاي سالمي قرار داريم مديون همه ايثارها و از خودگذشتگي شهدا و رزمندگان هستيم. اگر در سطح بينالمللي شاهد تحولات مثبت و بيداري مسلمانان هستيم، حاصل اشاعه پيام رهاييبخش انقلابي هستيم كه به بركت خون چنين شهدايي به پيروزي رسيد و حفظ شد.
وي در ادامه با اشاره به مبارزات قبل از انقلاب شهيد كاظمي بيان داشت: در سال ۱۳۵۶ يعني در اوج درگيري و تظاهرات مردمي عليه رژيم طاغوت يك گروه ورزشي از كشور امريكا در جام كشتي موسوم به آريا مهر شركت كرده بودند كه ناصر به همراه تعدادي از دوستانش تصميم گرفتند با آتش زدن پرچم امريكا در ورزشگاه آزادي نسبت به حمايت شيطان بزرگ از رژيم حاكم اعتراض كنند.
وي افزود: هرچند در پي انجام اين عمل، عوامل رژيم، شهيد كاظمي را بعد از ۱۲ روز دستگير كردند، اما ايشان و دوستانشان با انجام اين كار آن هم در سنين جواني و در شرايط خفقان آن دوران نشان دادند كه جوانان با غيرت ايراني براي دست يافتن به آرمانهاي مقدس خود چه جسارت و از خودگذشتياي را بروز داده و خواهند داد.
برادر شهيد كاظمي همچنين در خصوص خصوصيات اخلاقي برادر شهيدش گفت: با توجه به اينكه ناصر هم فرماندار شهر پاوه بود و هم فرمانده سپاه اين شهر، نشان داد كه از لحاظ مديريتي در سطح بالايي قرار دارد و يكي از جلوههاي مديريتي ايشان اعتقاد به آموزش نيروهاي با استعداد براي برعهده گرفتن امور مديريتي گوناگون بود.
وي ادامه داد: همان طور كه شهيد بروجردي در خصوص برادرم ميگويد كه كاظمي را من كشف كردم، چنين ديد و نگاهي در شهيد كاظمي وجود داشت كه منجر شد ايشان نيز استعدادهايي چون شهيد همت و شهيد كاوه را شناسايي كنند چراكه وقتي ناصر فرمانده سپاه پاوه بود كمي بعد امور را به شهيد همت سپرد و بعدها نيز فرماندهي تيپ شهدا را به شهيد محمود كاوهاي واگذار كرد كه ۲۱ سال بيشتر نداشت. به طور كلي انقلاب ما فرصتي براي رشد استعداد جوانان بود و چنانچه خود شهيد كاظمي در قبل از انقلاب حتي نحوه تيراندازي با تفنگهاي بادي را بلد نبود، به فاصله چند سال بعد خود فرماندهي عملياتهايي را در جبهههاي غرب با موفقيت بر عهده گرفت.
پرويز كاظمي كه خود از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس است، همچنين به تعريف خاطراتي از حضور برادرش در زمان جنگ پرداخت و گفت: در يكي از عملياتها كه مجروح شده بودم، با پاي پياده جاده را به سمت عقب برميگشتم كه در راه برادرم مرا ديد و گفت: تو هم مجروح شدهاي؟ و سپس از سايرين خواست مرا به بيمارستان برسانند و بعد از دو روز به ملاقاتم آمد و تازه آنجا بود كه از نوع مجروحيتم پرسيد. اين گونه بود كه ايشان در ميدان نبرد هيچ فرقي بين ساير رزمندگان و برادرش قائل نبود و همين اخلاص ايشان يكي از بارزترين خصوصيات مديريتي شهيد كاظمي به شمار ميرود.
فرماندهي كه نيروهايش عاشق او بودند
آزاده جانباز عباس درمان به عنوان يكي از همرزمان شهيد كاظمي كه به مدت ۱۰ سال نيز در اسارت رژيم بعث عراق قرار داشت، دومين فردي بود كه در جايگاه يكي از پيشكسوتان عرصه جهاد و شهادت به بيان خصوصيات فرماندهي شهيد كاظمي و همچنين بيان خاطرهاي از وي پرداخت و گفت: سردار كاظمي در مديريت بحران يكي از سرآمدان دوران بود و اخلاص، سادهزيستي و رفتار صميمياش با نيروها از نكات بارز فرماندهي ايشان به شمار ميرفت كه باعث ميشد نيروهاي تحت امرش او را دوست داشته باشند و از دل و جان پذيراي فرامينش باشند.
وي افزود: دورانديشي شهيد كاظمي در كنار اطاعتش از فرامين فرماندهان ردههاي بالاتر، از او شخصيتي خاص ساخته بود كه زبانزد رزمندگان در آن دوران بود. همه اين موارد خطمشي او را در مديريتي شامل ميشد كه در مقطعي از زمان او را قادر ساخت توامان با فرمانداري شهر پاوه در عملياتهاي نظامي نيز وارد شود.
اين آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس ادامه سخنانش را به خاطرهاي از شهيد كاظمي اختصاص داد و گفت: در اولين عملياتي كه شهيد كاظمي زخمي شد، من در كنارش حضور داشتم. در آن عمليات كه فصل پاييز انجام شد، حين عقبنشيني ما دو گلوله به پهلويش خورد كه با همين وضعيت ايشان نيروهاي باقي مانده را به عقب برگرداند و با توجه به وجود دشمنان در كنار پلي كه ما را به نيروهاي خودي متصل ميكرد، سردار كاظمي ما را از رودخانه عبور داد و در حالي كه در نبود هيچ باندي زخمش را با جورابهاي خودمان بسته بوديم، همه ما را به سلامت به جمع نيروهاي شهيد صياد شيرازي رساند.
شجاعت سردار كاظمي
محاصره پاوه را فرو شكست
امير سرتيپ بازنشسته ستاد، سياوش جواديان كه از رزمندگان باسابقه ارتش جمهوري اسلامي ايران در ادوار مختلف دفاع مقدس است، سخنران ديگري بود كه به عنوان يكي از همرزمان سردار ناصر كاظمي دقايقي به ايراد سخنراني پرداخت و در خصوص اولين ديدارش با شهيد كاظمي گفت: اولينبار آبان ماه سال ۶۰ بود كه ايشان را در پاوه ديدم. جواني پرانرژي، متفكر و شجاع كه هنگام عمليات محمد رسولالله(ص)، به عنوان اولين عمليات كلاسيك نيروهاي ايراني در داخل خاك عراق، ايشان به همراه شهيد همت از سپاه پاوه به جمع ما پيوستند تا در كنار حاج احمد متوسليان و ساير نيروها اين عمليات را به انجام برسانيم.
وي ادامه داد: شهيد كاظمي در اين عمليات به عنوان فرماندار پاوه قرار بود كه امور تداركاتي را به انجام برساند و با تهيه ۱۲ لودر امكان پاكسازي جادههاي پر از برف ارتفاعات اورامانات را فراهم آورد، اما به همين نيز بسنده نكرد و با تهور خاصي از ما خواست كه بخشي از امور عملياتي را هم به ايشان واگذار كنيم لذا قرار شد به همراه سروان صفايي مسئوليت نيروهاي پشتيبان و هليبرن نيروها را برعهده بگيرند.
اين يادگار دوران دفاع مقدس افزود: نتيجه اين عمليات كه با اتفاق و اتحاد جمعي نيروهاي ما به وقوع پيوست، انهدام دو تيپ و دو گردان از نيروهاي دشمن و اسارت ۱۳۲ نفر از افراد آنها بود كه اگر نبود همت و حميت افرادي چون شهيد كاظمي، در آن شرايط ابتدايي جنگ چنين پيروزي بزرگي به دست نميآمد. چنانچه بعد از اين عمليات شهيد كاظمي به فرماندهي سپاه كردستان منصوب شد.
جواديان در ادامه با تشريح شرايط خاص كردستان در آن دوران اظهار داشت: شهيد ناصر كاظمي در شرايطي فرماندهي سپاه كردستان را پذيرا شد كه اين خطه از همان اولين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي مورد تهديد ضدانقلاب قرار گرفته بود. چنانچه چند روز بعد از پيروزي انقلاب، پاسگاه مهاباد توسط ضدانقلاب سقوط كرد و بعدها نيز شهرهايي چون سنندج، بانه و... نيز مورد هجوم ضدانقلاب قرار گرفتند.
وي افزود: ضدانقلاب در آن دوران چنان جسارتي يافته بود كه در مقطعي در سنندج، به عنوان مركز استان كردستان، رژه ۱۵ هزار نفري برگزار كرد. در چنين وضعيتي كسي كه فرماندهي سپاه كردستان را برعهده ميگيرد، بايد شخصي توانا ميبود كه با اعتقادي راسخ به انجام وظيفه بپردازد و شهيد كاظمي داراي جميع اين خصوصيات بود.
امير جواديان همچنين به بيان بخش ديگري از خدمات سردار شهيد ناصر كاظمي پرداخت و گفت: همزمان با عمليات فتحالمبين ما عمليات پاكسازي محور
بانه- سردشت را انجام داديم كه در اين مسير بنده به همراه شهيد بروجردي مسئوليت اين عمليات را بر عهده داشتيم. در اثناي عمليات موقعيت سختي پيش آمد كه در درگيري با ضدانقلاب به بنبست خورديم. در همين حين شهيد كاظمي با ۴۰ نفر نيروي تحت امرش با چنان شجاعتي به دل دشمن زد كه منجر به فرار آنها شد و به اين ترتيب ميتوانم بگويم بر اثر اين ايثارگري او، شهر سردشت بعد از چهار سال از محاصره ضدانقلاب خارج شد.
وي در پايان به بيان نحوه شهادت سردار كاظمي پرداخت و بيان داشت: دشمنان اين شهيد بزرگوار را در ششم شهريور سال ۶۱ با گلولهاي كه از فاصله دور به سرش شليك كردند به شهادت رساندند و خون پاكش را در خطه كردستان به زمين ريختند. همان جا كه محل شهادت شهدايي چون شهيد بروجردي معروف به مسيح كردستان است و اگر نبود پايمردي بزرگمرداني چون اين شهداي گرانقدر شايد سرنوشت ديگري در جنگ براي ما رقم ميخورد.
همنام پدر
ناصر كاظمي، پسر سردار شهيد ناصر كاظمي، يادگار اين شهيد بزرگوار است كه چون بعد از شهادت سردار كاظمي به دنيا آمده او را به ياد پدر، «ناصر» نامگذاري كردهاند، وي كه آخرين سخنران از اين جمع بود با اشاره به تولدش بعد از شهادت پدر گفت: هرچند تمام دانستههاي من از پدر برگرفته از شنيدههايم از ديگران است اما نكاتي از زندگي ايشان برايم تجربهاي ارزشمند به شمار ميرود آنگاه كه ميبينيم هنوز هم افرادي كه با ايشان ارتباط داشتند ياد و نام او را گرامي ميدارند و با احترام از ايشان ياد ميكنند. وي ادامه داد: طي سفري كه به مناطق غرب كشور داشتم، به مردمي برخوردم كه با وجود گذشت سالهاي دراز از زمان شهادت پدرم هنوز از او به نيكي ياد ميكردند و حتي با پيرمردي برخورد كردم كه وقتي فهميد من فرزند شهيد هستم اشك در چشمانش حلقه بست و گفت، من براي شهادت فرزند خودم گريه نكردم، اما براي شهادت پدر تو اشك ريختم يا وقتي كه فرد ديگري ميگفت شيرينترين خاطره من خوردن ناهار همراه پدر توست، اين همه نشان از رفعت مديريتي شهيد كاظمي است كه تمامي تصويري زيبا از ايشان در ذهنم نقش ميدهند.
چهره يك معلم اخلاق
دامغانيان از همرزمان شهيد كاظمي طي سخنان كوتاهي به ترسيم چهره فرمانده و همرزم خود پرداخت و گفت: اين شهيد بزرگوار فرمانده گردان ما در دوران دفاع مقدس بود كه از ابعاد وجودياش دو چهره ماندگار در ذهنم نقش بسته است؛ اولي مربوط به اولين ديدارم با ايشان در سنندج است كه به عنوان فرمانده گردان چهره نوراني يك رزمنده مجاهد را در سيماي ايشان ديدم كه براي هميشه در ذهنم ماندگار شد.
وي ادامه داد: بعد از اينكه آموزشهاي مقدماتي را زير نظر اين سردار بزرگ دفاع مقدس به انجام رسانديم، براي شركت در عمليات به اطراف سردشت رفتيم و در روستاي باقي مستقر شديم؛ روستايي كه اهالي آن تحت تأثير تبليغات ضدانقلاب از ترس رزمندگان آنجا را ترك كرده بودند، اما شهيد كاظمي با اندك مردم باقي مانده صبحت كردند و موجبات بازگشت مردم مهاجر را فراهم آوردند كه در اين ماجرا سردار كاظمي چهره يك معلم اخلاق را در ذهن من و ساير رزمندگان از خود به يادگار گذاشتند.