کد خبر: 449654
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
نگاهي به سريال‌هاي ماورايي و تأثير آن روي مخاطبان در گفت‌وگوي «جوان» با داريوش فرهنگ
نگار حسيني
حضور داريوش فرهنگ در يك سريال مناسبتي براي بسياري از مخاطبان جالب بوده است چرا كه او معمولاً در آثاري از اين دست حضور پيدا نمي‌كند اما ظاهراً دوستي او با عليرضا افخمي باعث شد براي حضور در سريال «پنج‌كيلومتر تا بهشت» و ايفاي نقش «همايون» متقاعد شود. او در اين باره مي‌گويد با وجود سختي‌هايي كه كار در آثاري از اين دست دارد اما چالشي كه نقش همايون داشت و آن را از ديگر پدرهايي كه در آثاري از اين دست نشان مي‌دهد متمايز مي‌كرد و از طرفي همدلي تيمي كه با آن كار مي‌كرد باعث مي‌شود كه او شايد باز هم وسوسه شود در آثاري از اين دست بازي كند.

امسال حضور شما در يكي از سريال‌هاي ماه رمضان تعجب بسياري از مخاطبان را به همراه داشت چرا كه بسياري از آنها انتظار نداشتند شما را در يك سريال مناسبتي ببينند.
من حق را به آن عده مي‌دهم كه از بابت حضور من در يك اثر مناسبتي تعجب كنند اما واقعيت آن است كه حكايت حضور من در «پنج كيلومتر تا بهشت» كمي متفاوت است چرا كه من حضورم در اين سريال را به خاطر دوستي ديرينه‌ام با عليرضا افخمي پذيرفتم. از طرفي وقتي فيلمنامه اين كار را خواندم احساس كردم با يك اثر چالش‌برانگيز مواجه هستم. نقشي هم كه به من واگذار كرده بودند در نوع خودش بسيار خوب و قابل تأمل بود به همين خاطر تصميم گرفتم بازي در اين سريال را بپذيرم و مطمئن بودم كه براي من تجربه قابل تأملي است اينكه بخواهم در يك اثر با اين ويژگي‌ها حضور داشته باشم.
يكي از ويژگي‌هاي سريال‌هايي از اين دست آن است كه معمولاً از فيلمنامه‌هاي كاملي برخوردار نيستند و رفته رفته فيلمنامه كار شكل مي‌گيرد. اين مسئله براي بازيگري نظير شما كه عادت به يك فيلمنامه كامل در حين بازي دارد دشوار نيست؟
البته اين مسئله براي من در ابتدا كمي استرس‌آور بود كه مبادا فيلمنامه كار آنقدر دير و يا شتاب‌زده به دست ما برسد كه نتوانيم كار را آنطور كه انتظار داريم جلو ببريم اما خوشبختانه ما با يك گروه پويا و زنده سر وكار داشتيم كه عوامل دائم مشغول فعاليت بودند و همين پويايي باعث توليد يك كار سرزنده و خوب شد طوري كه من تأثير مثبت آن را در كار به چشم مي‌ديدم. در هر حال در كارهايي از اين دست اگر متن پخته و كامل باشد و شما بتوانيد خودتان را با آن هماهنگ كنيد به نتايج مطلوبي دست پيدا خواهيد كرد.
سوژه اين كار ماورايي بود و آقاي افخمي جزو افرادي بودند كه سردمدار ساخت سريال‌هايي از اين دست بوده‌اند. به نظر شما به لحاظ موضوعي اين سريال توانسته نظر مخاطبان به آثار افخمي را تأمين كند يا به نسبت به آنها در سطح پايين‌تري قرار دارد؟
من سريال جديد افخمي را نسبت به ديگر آثار او كه تم ماورايي داشته بسيار پخته‌تر و كامل‌تر مي‌بينم چرا كه به طور محسوس مي‌توان اين بلوغ را در اثر جديد افخمي شاهد بود. هر چند كه ممكن است مخاطب آثار افخمي يك اثر او را به ديگري ترجيح دهد اما در واقع آن چيزي كه به لحاظ سريال‌سازي در ژانر ماورايي در اينجا مطرح است يك بلوغ را در نوع خودش تجربه كرده است كه من آن را مي‌پسندم. افخمي در اين مدت آزمون‌هاي زيادي را در اين باره انجام داده است و تجربيات ارزشمندي در اين باره دارد.
يكي از ضعف‌هاي كارهاي مناسبتي شتاب‌زدگي در آن است كه همين شتاب‌زدگي‌ها گاهي اوقات باعث مي‌شود كه سازنده اثر به نوعي از كيفيت جا بماند.
همانطور كه در سؤالي كه پيرامون فيلمنامه مطرح شد به نوعي به اين سؤال پاسخ گفتم بايد بگويم در اين شرايط آن چيزي كه اهميت دارد كار كردن با يك تيم قوي و حرفه‌اي است؛ تيمي كه بداند دقيقاً شما چه مي‌خواهيد و در اين مسير به بهترين شكل شما را ياري كند. خوشبختانه اين اتفاق در مورد اين سريال به بهترين شكل افتاد و تك تك اعضاي تيم سعي داشتند كه در جهت ارتقاي كار بكوشند و خب همين همدلي هم باعث شد كه نتيجه كار مطلوب از آب درآيد و با استقبال خوب مخاطبان مواجه شود.
شما سال‌ها در مقام كارگردان فعاليت كرديد و اين بار بايد به عنوان بازيگر جلوي دوربين دوستتان قرار مي‌گرفتيد. چقدر نظرهاي خودتان را در حين كار به دوستتان منتقل مي‌كرديد؟
خب من اين مشورت‌ها و نظردهي‌ها را قبل از كار و طي جلساتي كه با هم داشتيم در ميان گذاشتم ولي زماني كه كار كليد خورد و من جلوي دوربين به عنوان بازيگر قرار گرفتم هرگز به خودم اجازه ندادم كه در كار كارگردان دخالت كنم و اگر هم نظري بود مطرح كردنش مانند سايرين بود.
كار با ديگر بازيگران اين سريال چطور بود؟
همكاري با اين دوستان بازيگر تجربه بسيار خوبي بود و از كار كردن با آنها حسابي لذت بردم. در هر حال ما در طول كار از هم چيزهاي زيادي ياد گرفتيم.
جنس كارهاي شما به لحاظ بازي و كارگرداني به گونه‌اي بوده كه از كارهايتان كاملاً برمي‌آيد علاقه چنداني به آثار سور رئال نداريد. ترجيح‌تان آن است كه بيشتر در كارهاي رئال بازي داشته باشيد؟
حق با شماست. كارهاي درام بيشتر من را به سمت خودش فرامي‌خواند. از طرفي دوستي من با عليرضا افخمي به گونه‌اي بود كه مي‌دانستم بالاخره ما مي‌توانيم به يك تفاهمي در حين كار برسيم.
در سال‌هاي اخير موج تازه‌اي از آثار ملودرام به راه افتاده است كه اتفاقاً پايه‌گذار آن هم عليرضا افخمي بوده است. اصلاً نظرتان راجع به شدت پيدا كردن اين ژانر چيست؟
بالاخره بعد از كار كردن در يك فضا آن هم در طول سال‌هاي متمادي مخاطب يك جايي نياز به يك فضاي جديد پيدا مي‌كند و عليرضا هم به خوبي اين نياز را شناخت و با كمك علاقه، استعداد و پرداخت متفاوتش توانست نگاه‌ها را به اين سمت جلب كند و بعد از گذشت مدتي و آزمون و خطاهايي كه در اين زمينه انجام داد حالا براي خودش به يك متخصص در اين زمينه تبديل شده است. حالا شايد اين ژانر چندان مورد پسند من نباشد اما من به آن احترام مي‌گذارم چرا كه معتقدم فضاهاي گوناگون بايد وجود داشته باشد تا يك مخاطب بداند علاقه‌اش چيست، اصلاً همين رقابت‌ها و اختلاف نظرهاست كه باعث جذابيت بخشيدن به كليت هنر مي‌شود. در هر حال اگر نقدي هم در اين زمينه وجود داشته باشد بايد آن را شنيد تا در پيشبرد كار استفاده شود.
شايد اگر يك نگاه سطحي و ظاهري به كاراكتر «همايون» نقشي كه در «۵كيلومتر تا بهشت» بازي كرديد داشته باشيم نقش ساده‌اي به نظر برسد اما اگر نگاه‌ چند لايه‌اي كه در اين نقش در بقاي خانواده در مقابل حوادثي كه وجود داشت مي‌انداختيم پي مي‌برديم كه چقدر ايفا كردن اين نقش و نمايش دغدغه‌هايش دشوار است.
خوشحالم كه چنين نگاه موشكافانه‌اي پيرامون اين نقش داشتيد. واقعيت‌ اين است كه همايون نقش يك پدر معمولي را در يك خانواده عادي بازي نمي‌كرد، او فردي است كه در مقطعي كه ما شاهد زندگي او هستيم زندگي شخصي و كاري‌اش دچار بحران مي‌شود و در شرايطي قرار مي‌گيرد كه بايد تن به سخت‌ترين انتخاب‌ها بدهد. او علاقه زيادي به پسرخوانده‌اش دارد اما ما شاهد هستيم كه پسرخوانده‌اش بنا بر اتفاقاتي كه رخ مي‌دهد متهم به دزدي مي‌شود و بعد ماجراي علاقه اميرحسين به دخترش مطرح مي‌شود سپس قضيه دست داشتن پسرش در دزدي از كارخانه‌اش برملا مي‌شود. او با اينكه رابطه چندان نزديكي با پسرش ندارد اما برايش خيلي دشوار است كه پسرش را به قانون تحويل بدهد يعني قرار گرفتن در اين شرايط براي هر پدري سخت است. من خودم پسر دارم، دائم با خودم مي‌گفتم اگر فرزند من بود چي، آن وقت چه عكس‌العملي نشان مي‌دادم، مي‌خواستيم نوع عكس‌العمل‌ها به گونه‌اي كاملاً باورپذير باشد. از اين جهت ساعت‌ها با عليرضا افخمي پيرامون اين كاراكتر صحبت مي‌كرديم تا رفتارهاي همايون حساب شده از كار دربيايد.
يعني شما فكر مي‌كنيد اتفاقاتي كه براي همايون در طول قصه كار افتاد او را از كاراكتر پدرهاي مرسوم و معمولي كه معمولاً در كارها شاهد آن هستيم جدا كرد و به يك شخصيت اثرگذار بدل كرد؟
دقيقاً همين‌طور است. من نمي‌خواستم نقش يكي از هزاران پدري را بازي كنم كه مردم دائم در فيلم و سريال‌ها مي‌بينند. دلم مي‌خواست اين كاراكتر «آني» داشته باشد كه من را با خودش همراه كند. خوب مي‌دانستم كه اگر من بتوانم با اين نقش همراه شوم مي‌توانم مخاطب را هم با خودم همسو كنم به همين خاطر در اولين نشستي كه با سازندگان كار داشتم اين مسئله را مطرح كردم و خوشبختانه ديدم كه آنها هم مانند من فكر مي‌كنند و براين باورند، به همين دليل در طول كار دائم سعي مي‌كردم با نويسنده و كارگردان در تعامل باشم.
البته يكي از حسن‌هاي كارهايي از اين دست آن است كه چون ري اكشن مخاطب را دريافت مي‌كنيد مي‌توانيد يك نقش را به تناسب پررنگ‌تر يا كم‌رنگ‌ كنيد و به آن سمت و سو بدهيد. به نظرتان اين نگارش همزمان فيلمنامه به كليت نقش‌تان كمك كرد؟
من هنوز به اين مسئله معتقدم كه شما اگر از ابتدا با يك فيلمنامه حاضر و آماده طرف باشيد راحت‌تر مي‌توانيد كارتان را جلو ببريد چرا كه همه چيز برنامه‌ريزي شده است و زمان و برنامه‌ريزي به شما فرصت فكر كردن و در نتيجه خلاقيت را مي‌دهد اما خب شرايط در اين كار اينچنين اقتضا مي‌كرد البته يكي از حسن‌هاي ما داشتن دو نويسنده‌اي بود كه جنس كار را خوب مي‌شناختند. بين قصه، مخاطب و بازيگر مي‌توانستند پل بزنند و ايجاد تعامل كنند و همين تعامل‌ها باعث مي‌شد كه ما به اتفاق هم «همايون» را بهتر و بيشتر پيدا كنيم و روي نقاط ضعف و قوتش كار كنم. هر چند كه من هيچ وقت در اين تعامل‌ها دنبال اين نبودم كه نقش همايون را بيشتر يا كمتر كنم. بيشتر برايم مهم بود كه حضور همايون حضور اثرگذاري باشد و هر وقت كه نوبت سكانس او شد مخاطب منتظر يك اتفاق جديد باشد.
در طول كار پيش مي‌آمد كه بخواهيد به دليل تجربه كارگرداني كه داشتيد تغييري در دكوپاژ يا ميزانسن ايجاد كنيد؟
نه، شايد يك جاهايي حتي نظرم با عليرضا متفاوت بود، اما به خودم هيچ وقت اين اجازه را نمي‌دادم كه در كارش دخالت كنم، چرا كه اين كار او بود و حق طبيعي‌اش بود كه نظرش را در كليت كار اعمال كند. البته او فرد باهوشي است و معمولاً كارها را به خوبي انجام مي‌دهد.
ري اكشن مخاطبانتان نسبت به حضورتان در اين اثر چه بود و اگر انتقادي نسبت به اين كاراكتر و كليت كار داشته باشند چه پاسخي به آنها مي‌دهيد؟
واقعيتش را بخواهيد در اين مدت من آنقدر درگير كليت كار بودم و از صبح تا شب سر لوكيشن بودم كه اصلاً فرصت اين را پيدا نمي‌كردم كه بازتاب عكس‌العمل‌ها را دنبال كنم اما خوشبختانه آنطور كه از دوستان شنيدم كار با اقبال مواجه شد و توانست مخاطبان را راضي كند. در هرصورت اگر نقدي هم پيرامون كاراكتري كه ايفا كردم باشد با جان و دل مي‌شنوم و سعي در اصلاح آن دارم. اگر هم به قصه يا نحوه ساخت كار ايرادي هست كه طبيعتاً بايد با كارگران و نويسنده پيرامون آن صحبت كنند.
در مقام كارگردان در كارنامه هنري‌تان دو سبك كاملاً متفاوت ديده مي‌شود؛ آثار تجاري و آثار فاخر كه ظاهراً شما سعي كرديد بين آنها بالانس داشته باشيد.
اين تفاوتي كه شما از آن به درستي حرف مي‌زنيد ريشه در واقعيت دارد و دليل آن هم اين است كه جامعه و شرايطي كه در آن زيست مي‌كنيد گاهي شما را مجبور به انتخاب مي‌كند كه در چه مسيري گام برداريد و چطور كار كنيد، واقعيت اين است كه من همواره تشنه كارهاي ناب و فاخر بودم و آن چيزي كه در آثارم نشان مي‌دهم از آن چيزي كه در جامعه وجود دارد چند قدمي جلوتر است، اما براي دوام و بقا هميشه نمي‌توانيد آنطوري كه دوست داريد و مي‌انديشيد كار كنيد و مجبور مي‌شويد گاهي با موج همراه شويد تا بتوانيد مخاطب بيشتري را با خود همراه كنيد و در نهايت عده‌اي را راضي كنيد. البته مدتي است كه دوباره تصميم گرفتم تنها دغدغه و باورهايم را فيلم كنم و از روزمرگي كه امروز بدجوري سايه‌اش روي كارهاي هنري‌مان افتاده است فاصله بگيرم چرا كه فكر كردن به كمال و موفقيت است كه باعث مي‌شود شما رو به جهان روشن‌تري گام برداريد، جهاني كه كمالات را در آن راحت و شفاف‌تر مي‌توانيد ببينيد، مثلاً من در سال ۱۳۶۵ كه فيلم طلسم را ساختم در آن مقطع فيلم با اقبال منتقدان مواجه شد و تا مدت‌ها همه جا حرف اين فيلم در ميان بود كه چگونه سطحش از جامعه خودش بالاتر است و هنوز هم عده‌اي آن را بهترين فيلم كارنامه هنري من مي‌دانند هرچند واقعيت تلخ اين است كه با تمام عشق و علاقه‌اي كه به اين اثر دارم، زماني كه روي پرده بود نتوانست مخاطبان زيادي را با خود همراه كند البته اين سرنوشت متوجه چند اثر ديگر من هم شد تا اينكه....
تا اينكه تصميم گرفتيد توانايي‌هايتان را در عرصه ساخت آثار تجاري به همگان نشان دهيد و ثابت كنيد كه مي‌توانيد مخاطبان را به سالن‌هاي سينما بكشانيد.
چاره‌اي جز اين نداشتم، چرا كه اگر صرفاً مي‌خواستم در همان سبك و سياق كه صرفاً مورد قبولم بود فعاليت كنم مطمئناً تعداد كارهايم به دو هم نمي‌رسيد به همين دليل شما در زماني كه حس مي‌كنيد شايد ماه‌ها و حتي سال‌ها انتظار بكشيد كه كار مورد علاقه‌تان به سراغتان بيايد به سراغ فضاهاي جديدي مي‌رويد، در آنجا آزمون و خطا مي‌كنيد تا يك بلوغي را از آن طريق هم تجربه كنيد. من در چنين شرايطي بود كه تصميم گرفتم به كار در فضاي تجاري رو بياورم و از ابتدا هم انگيزه‌ام كاملاً مشخص بود. مي‌خواستم مخاطبان زيادي را به سالن‌هاي سينما بكشانم كه اتفاقاً موفق هم شدم و توانستم در زمان خودش ركورد فروش را جابه‌جا كنم. شايد در آن مقطع خيلي‌ها از اين كار من خوششان آمد و آن را تحسين كردند اما واقعيت اين است كه اين كارها روح من را آرام نمي‌كرد. من دوست نداشتم صرفاً به هنرمندي تبديل شوم كه هدفش از توليد آثارش تنها سرگرم كردن مخاطبان است.
جالب است، شما مي‌گوييد دوست نداريد به هنرمندي تبديل شويد كه هدفش تنها سرگرم كردن مخاطب است در حالي كه در سال‌هاي اخير بسياري سينما و تلويزيون را تنها وسيله‌اي براي سرگرم شدن مخاطب مي‌دانند. يواش يواش اين تفكر حتي به مخاطبان هم منتقل شد، آنها هم از اين رسانه‌ها تنها سرگرمي را مطالبه مي‌كنند.
من هم اين تعريف را زياد شنيدم. اصلاً قصد نقد آن را هم ندارم چرا كه هر كس آزاد است كه تعريف و نگاه خودش را نسبت به هنر داشته باشد. اما واقعيت آن است كه من آدمي نيستم كه يك دوربين دست بگيرم و چهار نفر را جلو و پشت دوربين قرار بدهم و تند تند به اسم كار سرگرم‌كننده فيلم و سريال بسازم چرا كه اين چيزي نيست كه روح من را آرام كند. من خيلي خوب بلدم كه فيلم مخاطب جذب‌كن بسازم و اين را هم به ديگران ثابت كردم اما الان دغدغه‌ام ساختن يك اثر چند بعدي است هر چند كه همانطوركه خودتان هم اشاره كرديد مي‌دانم كه در فضاي كنوني مخاطب دوست دارد زماني كه به خانه مي‌آيد و يا به سينما مي‌رود سرگرم شود اما ما نبايد فراموش كنيم هرچه جلوتر مي‌رويم شعور مردم هم افزايش پيدا مي‌كند و حاضر نيستند به تماشاي هر اثري بنشينند. ما نبايد با تكنيك‌ها و قصه‌هاي سطحي براي آنها كار بسازيم چرا كه اين كار نوعي توهين به تماشاگر محسوب مي‌شود و باعث افت سطح كيفي سليقه مخاطبان مي‌شود. اگر هم قصد داريم يك اثر سرگرم‌كننده براي مخاطبان بسازيم بايد حتماً پشت آن تفكري قرار داشته باشد.
در سال‌هاي اخير پخش سريال روتين شبانه حسابي باب شده است، كارگردانان به ساخت آثاري با چنين رويكردهايي حسابي اقبال نشان مي‌دهند و اتفاقاً اين آثار هم همواره مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد. فكر مي‌كنيد علت فراگير شدن آثاري از اين دست چيست؟
در گذشته نوع قصه و كشش تعليقي كه در آن وجود داشت به گونه‌اي بود كه مخاطب را تا هفته بعد با خودش همراه مي‌كرد اما خب الان به گونه‌اي شده كه سازندگان براي آنكه مخاطب را با خود همراه كنند شكل روايي آن را به نوعي تغيير مي‌دهند و هر شب آن را پخش مي‌كنند. اين جور سريال‌ها چون هر شب پخش مي‌شود به نوعي خودش را به مهمان ثابت خانه‌ها بدل مي‌كند و در نتيجه ناخودآگاه مخاطب آن را به عنوان يك پاي ثابت خانه‌اش مي‌بيند اما چيزي كه نبايد فراموش كنيم اين است كه ما از فضايي كه ايجاد مي‌شود به خوبي استفاده كنيم و در حال حاضر اين آثار بايد بتوانند دغدغه‌هاي مردم را در جامعه نشان بدهند و مانند يك آينه عمل كنند و صرفاً هدفشان ساخت اثري نباشد كه مردم به عنوان سرگرمي به آن نگاه كنند چرا كه از آن فرصتي كه در اختيار دارند بايد بهترين استفاده را ببرند.
پس شما به نوعي فكر مي‌كنيد يكي از ضعف‌هاي اساسي كه سريال‌هايي از اين دست با آن مواجه هستند نداشتن تفكر در پشت ساخت آن است؟
يك جورايي بله، متأسفانه چون ما روي سريال‌هاي اينچنيني معمولاً از قبل فكر نمي‌كنيم بسياري از اتفاقات شتاب‌زده و جلوي دوربين رخ مي‌دهد، عوامل هم تنها منتظرند كه ري اكشن را از مخاطب دريافت كنند و بعد به آن پر و پال بدهند و با پرداخت بيشتر دوباره به مخاطب تزريق كنند و اينطور نيست كه پشت آن فكر خاصي وجود داشته باشد به خاطر همين است كه مثلاً ما در كارهاي طنز شاهد هستيم يك اثر از قسمت چهلم يا پنجاهم آن تازه نبض تماشاگر دستش مي‌آيد و مي‌فهمد چه مي‌خواهد. همين كه در همان قالب هم جا مي‌افتد تازه مي‌رود خودش را پيدا كند كه تمام مي‌شود. البته ما در اين ميان شاهد آثار خوب هم بوديم اما تعداد آنها چندان زياد نبود. گاهي وقت‌ها هم پيش مي‌آيد كه سوژه كار بد نيست و شايد با يك پرداخت خوب و با حوصله به يك اثر قابل قبول تبديل شود اما متأسفانه آنقدر درگير شتاب‌زدگي مي‌شود يا صرفاً نگاه وقت پركني روي آن سوژه است كه با كش دادن زياد اثر به لحاظ كيفي افت فاحشي مي‌كند. به نظر من تلويزيون يكي از تأثيرگذارترين رسانه‌هاست و به هيچ وجه نبايد نقش آن را دست‌كم گرفت. اين رسانه مي‌تواند تأثيري باورنكردني روي فرهنگ مردم و نوع روابطشان داشته باشد به همين خاطر بايد روي انتخاب سوژه‌هاي سريال‌ها و فيلم‌هايي كه از آن پخش مي‌شود حسابي وقت گذاشت و با دقت و حوصله بيشتري كار ساخت نه اينكه صرفاً هدف ما پر كردن آنتن باشد...
هنرمندان در هر جاي دنيا همواره آرزويشان اين است كه بتوانند بخشي از خود واقعي و زندگي‌اي‌ كه پشت سر گذاشتند را در آثارشان نشان دهند. به نظر مي‌رسد شما هم با فيلم سينمايي «دو فيلم با يك بليت» كه خودتان هم كارگرداني آن را بر عهده داشتيد به اين وسوسه‌تان شكل حقيقي داديد؟
همين‌طور است، تحليل درستي داشتيد. يك جايي بالاخره مي‌رسد كه هنرمند دلش مي‌خواهد حضورش را در اثرش پررنگ كند. انگار مي‌خواهد با نمايش دادن بخشي از زندگي شخصي خود يا اتفاقاتي كه در محيط پيرامونش رخ مي‌دهد بخشي از نيازهاي روحي‌اش را برطرف كند و مردم را دعوت كند، تا به نوعي به خلوت او بيايند و نظاره‌گر زندگي خصوصي او باشند. گاهي هنرمند دوست دارد راوي زندگي مردم باشد و گاه هم مردم را به تماشاي زندگي‌اش دعوت مي‌كند. در هر حال من در آن فيلم بارقه‌هايي از زندگي خودم را به نمايش گذاشته بودم.
هر بازيگري روش خاص خودش را براي رسيدن به يك نقش دارد و بازيگر براي آنكه نقش را باورپذير از كار درآورد متوسل به شيوه‌هاي مختص خودش مي‌شود. شما براي رسيدن به يك كاراكتر چه كار مي‌كنيد؟
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد رسيدن به يك نقش شيوه‌هاي متفاوتي دارد، بعضي‌ها سعي مي‌كنند كه خودشان را به نقش برسانند و بعضي‌ها هم سعي مي‌كنند كه نقش را به خلوت خودشان ببرند و در آن خلوت روي آن كار كنند. من جزو آن دسته از آدم‌هايي هستم كه معمولاً نقش‌ها را با خودم همراه مي‌كنم و از اين طريق به آنها جان مي‌دهم. يعني گاهي وقت‌ها براي يك بازيگر لازم است كه تصور كند اگر جاي فلان فرد قرار داشت با توجه به كاراكتر خودش و آن نقش چه عكس‌العملي نشان مي‌داد. قطعاً در آن حال بهتر و باورپذيرتر نقشش را مي‌تواند ايفا كند.
در سال‌هاي اخير موجي از علاقه‌مندان جديد به بازيگري به راه افتاده است و معمولاً معيار آنها براي انتخاب اين حرفه رسيدن به پول و شهرت است و معيار پذيرفته شدن آنها هم معمولاً داشتن چشم و ابروي قشنگ با چاشني پارتي است.
بله، متأسفانه در سال‌هاي اخير اين مسئله به طرز بي‌سابقه‌اي گسترش پيدا كرده و نگاه‌ها به بازيگري تا حد زيادي نزول كرده و ديگر از آن حالت عشق و علاقه فاصله گرفته و بيشتر به آن، نگاه تك بعدي شهرت گونه مي‌شود در حالي كه شهرت و ديده شدن تنها يك بخش محدود از اين ماجراست و آن چيزي كه باعث دوام و ماندگاري در بازيگري مي‌شود عشق و استعداد است. درمورد چهره هم بايد بگويم واقعاً سطح اين هنر آنقدر پايين نيست كه تنها به كمك چشم و ابروي قشنگ نياز داشته باشد. شايد چهره متوسط و حتي خوب باعث بيشتر ديده شدن شما شود مثلاً شما به چهره آل‌پاچينو نگاه كنيد از يك قيافه كاملاً عادي برخوردار است. چشم و ابروي آنچناني ندارد اما در بازيگري به يك اسطوره تبديل شده است. مي‌دانيد علتش چيست براي آنكه براي اين حرفه زحمت كشيده و از جان مايه گذاشته است.
اگر كارنامه هنري‌تان را مرور كنيم شاهد خواهيم بود كه شما بيشتر در نقش‌هاي محوري ديده شديد و كمتر به نقش‌هاي كوتاه‌ اما تأثيرگذار تن داده‌ايد.
بالاخره هر كس در انتخاب نقش‌هايش نگاه و شيوه مختص خودش را دارد من هم اينچنين هستم. آن چيزي كه براي من همواره مهم بوده يك انتخاب تأثيرگذار است. دلم مي‌خواهد به سراغ نقش‌هايي بروم كه چند لايه باشند و بتوانم از اين طريق توانايي‌هايم را فراي خوب يا بد بودن محك بزنم. نمي‌گويم معيارم بلندي نقش است اما ناخودآگاه در پيشنهادها و انتخاب‌هايي كه انجام مي‌دادم به اين سمت رفتم و خوشبختانه حالا كه به كارنامه‌ام نگاه مي‌كنم حس خوبي به سراغم مي‌آيد كه صرفاً انگيزه‌هاي مالي باعث نشد كه هيچ‌گاه نقشي را بپذيرم.
گفتيد كه به خاطر پول بازي نمي‌كنيد اما شما فيلم تجاري ساختيد كه براي گيشه درآمدزا بود. شايد بعضي از بازيگران بگويند ما حرفه‌مان بازي است و بايد از اين طريق درآمدزايي كنيم.
من هيچ وقت قصدم از اين حرف نقد همكارانم نبوده است كه مثلاً بگويم همه بايد شبيه من فكر كنند و انتخاب‌هاي اينچنيني داشته باشند چرا كه هر كس به فراخور خودش شرايط خاص خودش را داشته باشد من به مسائل مالي فكر مي‌كنم اما آن را در هنر جست‌وجو نمي‌كنم. در ضمن در مورد آثار تجاري كه ساختم هم بايد بگويم كه من هدفم از ساخت آنها اين بود كه مي‌توان يك كار تجاري ارزشمند هم ساخت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار