
از سال ۱۳۴۴ که فیلم گنج قارون سیامک یاسمی، به قول آن روزها ۶۰۰ هزار تومان فروخت و قصه جوانمردی و قناعت علی بی غم در دهان مردم چرخید کارگردانهای تازهوارد و بازاری فیلمهای آبگوشتی و فارسی، فیلمهای بسیاری با تقلید از ایده و حتي با بهرهبرداری از کلمات کلیدی «گنج قارون» تولید کردند و بر این اساس گنج قارون تبدیل شد به یک نهضت «آبگوشتی» در هنر و اجتماع ایرانی. دیگر گنج قارون نه به عنوان یک فیلم پرفروش، بلکه تبدیل به فلسفهای شده بود که روشنفکران منتقد آن، پیامهایش را حتي به شاملو نسبت میدادند. گنج قارون بر همین مبنا سالها، در جایگاه یک پارادایم زیباشناسی، جامعهشناسی و حتي اقتصادی مورد توجه قرار میگرفت.
حکایت «برزخنگاری و روایتهای ماورایی» که باز برمیگردد به همان حکایت علاقه مفرط ما بخشی از جامعه ایرانی به سرک کشیدن به پشت پردهها و بر دوش همان صفت بر جای قضاوت خدا نهادن ما نشسته از سوی هر کارگردانی ارائه شد، اینک تبدیل به یک نگرش فرهنگی بر موضوعات ماورایی شده و رسانه ملی که در اغما و او یک فرشته بود کار ارشاد مردم را تجسم «شیطان» شروع کرد و با تجسم ملائکه و موکلین و حضرت عزرائیل در برخی فیلمها ادامه پیدا کرد، در ماه رمضان امسال به معرفی ارواح در کما رفته عنکبوتی رسیده که این سو و آن سوی شهر سرک میکشند و به دنبال رتق و فتق امور خود هستند.
و «گنج قارون» عامیگری سینمای دهه ۴۰ اینک جای خود را به پارادایم به ابتذال کشیدهای به نام برزخنگاری و روحنگری داده است.
بیش از آنکه چنین حرکتی را بخواهیم به مثابه یک گونه هنری و روایی از تلویزیون و یا حتي سینما (به روایت علی عطشانی در فیلم دموکراسی تو روز روشن) بررسی کنیم خاستگاه و مقصد این حرکت در فرهنگ عمومی حائز اهمیت بیشتری است.
یعنی همانطور که روایت گنج قارون، باعث موجی ضد روشنفکری در جامعه زمانه خود شد و تمایلات آبگوشتی منبعث از این فیلم و کپیهای ناشیانه آن تا مدتها منشأ اثرات فرهنگی و پیامهای اجتماعی و حتي اقتصادی بود، میتوان از هماکنون برخی اثرات چنین برداشتهایی را از این نوع روایت صوفیانه از حقایق یک زندگی پیچیده مدرن را در تقابل با وحدت و انسجام و حتي معنویت فرهنگی جامعه به وضوح دید. تأثیری که نتیجه آن شکلگیری تمایلاتی قانونشکنانه و هرج و مرجطلبانه با تکیه بر تخیل اتکاء به عالم ماورا است.
خاستگاه مبهم یک جهانبینی
من درآوردی
شاید مهمترین ابهامی که در زمینه ساخت چنین آثاری متوجه مدیریت رسانه ملی میشود آن است که استفاده از چنین روایتهایی در ماه رمضان برخاسته از کدام یک از متون مذهبی و مبانی دینی معرفتشناسی ماست؟ گرچه در این سالها اکثر کارهای دینی، حتي حسب ظاهر هم شده دارای کارشناس مشاور مذهبی هستند اما به اصطلاح کارشناسان دینی تاکنون مستدرکی برای تصویرسازیهای انجام شده ارائه نگردیده و عمدتاً بیش از آنکه اصل چنین قالبی مورد توجه منتقدین و مدافعین باشد، بحث بر محتوای پیامهای این آثار موضوعیت داشته است.
حجتالاسلام دکتر بهزاد حمیدیه مدرس ادیان و عرفان دانشگاه تهران، در این زمینه معتقد است: با مطالعه معارف اسلام و ادیان شناخته شده جهان و حتي عرفانهای جدیدی که توسط بشریت در سالهای متأخر ارائه شده در زمینه توصیف موضوع کیفیت حیات روح در برزخ و فاصله بین مرگ و ورود به خانه قبر، به این مطلب میرسیم که تصاویری که در سریالهای چند ساله اخیر ارائه شده نه تنها با آموزههای مکتب اسلام منطبق نیست بلکه هیچ دین و مکتبی چنین فضایی را ارائه نکرده و چنین جهانبینی دراماتیزه شده به جرأت حاصل فکر و ذهنیت خود کارگردانهاست.
مدرس حوزه علمیه خاتمالاوصیا در این زمینه میافزاید: از نگاه اسلام و بر اساس احادیث نهجالبلاغه دوره مرتبط با مرگ دوره بسیار سختی است و یکی از دردهای لحظه مرگ بریدن از تعلقات مادی است و باز داریم که تا زمان ورود به قبر روح انسان در کنار جسد است و حتي تا زمان زیادی ممکن است از مرگ خودش هم خبر نداشته باشد و مشابه همان نسبتی را با بدن برقرار کند که در زمان خواب با بدن برقرار کرده است. چه رسد که آزادانه بخواهد فاصله مرگ تا برزخ را از شمال و شرق و جنوب بگردد و با دیگران (روحهای دیگر) ارتباط برقرار کند که به نظر من برخی از صحنههایی که بالاخص در این سریال آخری (۵ کیلومتر تا بهشت) نشان داده میشود به ابتذال کشیدن موضوع روح است.
روح نگاری با کدام بنیه علمی
در آیات سوره مبارکه اسرا خداوند صریحاً به پیامبر اکرم(ص) فرموده که درباره روح اطلاعات زیادی در اختیار بشر قرار داده نشده است اما روح چیزی است که واقعیت دارد.
حضرت حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین بحرینی زارج در این زمینه توضیح میدهد: روح از حقایق مرموز عالم است که درباره آن اختلافات عمدهای در بین متفکران اسلامی وجود دارد.
آیات و روایات وارده در معارف اسلامی درباره روح نشاندهنده این است که روح بعد از مرگ از قالب جسم مستقل میشود. اما اینکه در عالم پس از مرگ، این روح مستقل شده از قالب عنصری به صورت مستقل از جسمیت باشد و یا این که مانند خوابهایی که ما میبینیم و در آن افراد را در جسم خاصی مشاهده میکنیم، روح در یک قالب مثالی و یا يك قالب لطیف حلول میکند و اساساً چقدر آزادی عمل دارد که بخواهد و ارتباط بگیرد با سایرین از مطالبی است بسیار مورد اختلاف است.
وی در پاسخ به این سؤال که تکلیف ارواح در مسائلی مانند مرگ مغزی تا ورود به برزخ به واسطه دفن شدن میگوید: ظاهر آیات قران نشان میدهد که هیچ فاصله خاصی بین مرگ و برزخ نیست و به محض حدوث مرگ (حالا ممکن است فردی مرگ را مرگ جسمی ببیند و فردی دیگر مرگ مغزی)روح وارد دنیای برزخ شده است و با توجه به رنجی که در این فاصله یعنی مرگ و دفن روح آن با آن روبهروست بعید به نظر میرسد بتوان تصور کرد که این روح مستقل شده از قالب خاکی بتواند بگردد و با چیزهای دیگر ارتباط بگیرد.
معارف اسلامی با طعم تجارب بیمارستانی
با این حال نمیتوان منکر بود که تجارب هرچند اثبات نشده بیماران از کما برگشته منبع الهام این روایتها برای توصیف جهان ماورا به بیان دینی است.
حجتالاسلام شیخ مسعود تاج لنگرودی مدیر سابق حوزه علیه باقریه تهران در این زمینه معتقد است: هنرمندها برای تبدیل یک مفهوم دینی و حتي یک داستان مذهبی مانند امام علی(ع) و مختارنامه و یوسف صدیق(ع) مجبور به قصهپردازیهایی هستندکه برخی از آنها نیز با اصل موضوع و هدفشان بیربط است اما برای عبور از متن به تصویر به نوعی ناچار به این کار هستند. با این حال نمیتوان مفهومی را بدون در نظر گرفتن جوانب آن عرضه کرد که اتفاقاً وظیفه مشاور مذهبی چنین طرحهایی فهم خاستگاه و در نظر گرفتن بازخوردهای دینی یک درام است.
این خطیب مذهبی در زمینه خاستگاه برزخنگاری در کشور ما میگوید: تا جایی که من مطالعه کردم چنین صحنههایی که در زمینه وضعیت روح افراد در حال مرگ ارائه شده، ریشه در معارف دینی ما ندارد، و به نظر میرسد به مطالب کتابهای قطوری که در غرب از خاطرات مریضهای سخت بهبود یافته و آنها که ادعا میکنند با مدیوم از تن خود مجرد میشوند و مشاهداتی مرتاضگونه دارند مطابقتر باشد.
در هر صورت در مغرب زمین گروههایی در زمینه تجرد از بدن تجربیاتی دارند و نشانههایی هم ارائه کردند که باید بررسی و ارزیابی شود اما اگر نحوه نگاه ما به موضوع برخاسته از چنین تجاربی است، باید صریحاً به مردم بگوییم که مثلاً نگاه ما از روح منبعث از فلان حلقه احضار روح و تجرد روح فلان گروه امريكایی است نه معارف دینی.
ارزیابی از پروژه فیلمهای ماورایی
با این حال برخی از صاحبنظران، گرایش رسانه ملی به فیلمهای ماورایی را خلاقیتی قابل استفاده دانستهاند و از آن حمایت میکنند ولی باید دید که آیا رسانه ملی از تغییر تصور مردم از مرگ و موضوعات پیرامونی آن چه اهدافی داشته و آیا این اهداف برآورده شده یا خیر؟
دکتر حمیدیه در این زمینه پیشنهاد جالبی دارد، وی میگوید: به هر صورت نشان دادن این تصاویر و داستانها چه ساخته و پرداخته ذهنیت نویسنده خود باشد و یا منبعث از حقایق عالم ماورا باید نتیجه خاصی داشته باشد. کمترین چیزی که از یک سریال مناسبتی انتظار میرود آن است که بتواند معنویت جامعه را افزایش دهد و به عبارتی بتواند گرایش فرهنگ عمومی به عبادات را افزایش بخشیده و باعث کاهش گناه در جامعه گردد.
ارزیابی این نکته عملی و بسیار قابل دسترس است که مرکز پژوهشهای رسانه یک نظرسنجی آزاد انجام دهد که مردم به سریالهای ماورایی بیشتر خندیدهاند و یا آن را به عنوان چراغ راه تلقی کردهاند؟
این نویسنده با اشاره به پخش سریال ترکیهای «حلالم کن» در رسانه ملی میافزاید: شما ببینید که در این سریال به خوبی آثار دنیایی گناه را چگونه بازکاویده و در کنار ارائه یک درام تقریبا مهیج به مخاطب نشان میدهد که مثلاً کندن یک برگ از درخت هم دارای گناه خاص خود است و چگونه عمل به احکام را ترویج میکند و به ترک رفتارهای نامناسب و اصطلاحاً حرام تشویق ميكند و یا حتي در سریالهای وطنی مانند «در مسیر زایندهرود» بدون این که بخواهد پای ملک و جن و پری را وسط بکشاند، نتیجه عملی بی توجهی به فرزندان، تکبر و غرور و سایر مناهی و در یک فرصت مشخص نمایش داده شده است.
به نظر میرسد، اگر چنین پندارهای در حوزه اثرسنجی آثار ارائه شده توسط رسانه در نظر گرفته نشود چنین رویکردهایی نه تنها به رشد معنویت و تقوای عمومی منجر نمیگردد بلکه زمینه را برای سوءاستفادهگرانی که با عناوینی مانند تعبیر خواب و ارتباط با اجنه راه حل بسیاری از معضلات و مشکلات اجتماع را به جای اراده و اختیار انسانها به سایر عوامل فرافکنی میکنند، باز میکند و با رقم زدن یک تصوف جدید و انحرافی، به جای رشد تقوای الهی به تضعیف اخلاق و حسن ظن عمومی منجر شود.
این همان پارادایمی است که اثر آن دیگر مانند مکتب قارون، منحصر به توسعه قیافه و مرام آبگوشتی برای اجتماع نیست، بلکه اثر فرهنگی فراتر از رفتارهای عمومی در پیچیدهترین تصورات و لایههای اعتقادی دارد.