
علی خداییبیجاری- «یکتا ناصر» متولد 1357 تهران است. وی کارشناس رشته محیط زیست است اما با علاقهای که به بازیگری داشت در سال 1376 با بازی در سریال «گلهای کاغذی» به تلویزیون و در سال 1380 با فیلم «ساقی» به عالم سینما وارد شد. از مهمترین آثاری که ناصر در آن به ایفای نقش پرداخته میتوان به «قتل آنلاین، سرود تولد، روز برمیآید، اولین شب آرامش، لبه تاریکی، با من بمان و نسکافه داغ» اشاره کرد. وی به خاطر بازی در فیلم «خانهای در غبار» در اولین جشنواره فیلم کیش کاندیدا دریافت جایزه بهترین بازیگر زن در بخش سینمای ویدئویی شد و این اتفاق بهانهای شد که به احوالپرسی او برویم اما در کمال تعجب این بازیگر از کاندیدا شدنش بیخبر بود، به همین دلیل بحث در این مورد را درگفتوگویی مفصلتر در شمارههای آتی «جوان» بخوانید:
خانم ناصر در ابتدا در مورد کاندیدا شدنتان به عنوان بهترین بازیگر نقش زن در جشنواره فیلم کیش بفرمایید.
کاندیدا شدن من؟در کدام جشنواره؟
جشنواره فیلم کیش، مگر شما اطلاع ندارید؟
نه، من الان از شما میشنوم. جریان چیست؟
شما در بخش سینمای ویدئویی برای بازی در فیلم خانهای در غبار کاندیدی دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش زن در این جشنواره شدهاید، یعنی واقعاً خبر ندارید؟
نه.
معمولاً در جشنوارههای قبل از اختتامیه به نحوی کاندیداها و برگزیدگان را دعوت میکنند، یعنی دعوتی هم از شما به عمل نیامد؟
مطلقاً.
اجازه بدهید این مورد را پیگیری کنیم و در گفتوگویی مفصل به این مورد بپردازیم. فعلاً لطف کنید از کارهای اخیرتان بگویید.
من در حال حاضر مشغول کاری نیستم. آخرین کاری که در آن بازی کردم دی ماه پارسال بوده که یک تلهفیلم به کارگردانی آقای بهروز شعیبی بود که این تلهفیلم و دو تلهفیلم دیگر هم در جشنواره فیلم شهر شرکت کردهاند.
لطفاً این سه تلهفیلم را معرفی کنید.
یکی به نام «زندگی خصوصی امیر» کار آقای سیروس مقدم، یکی دیگر هم همین «خانهای در غبار» است به کارگردانی آقای احمد امینی که این دو تله فیلم در تلویزیون پخش شدهاند اما کار آقای شعیبی هنوز پخش نشده است.
کدام کار آقای شعیبی منظور نظر است؟
اسمش «پیش خواهد آمد» است. البته یک تلهفیلم دیگر هم دارم که هنوز پخش نشده و کار آقای سعید اسدی است.
علت کمکاری و بیکاریتان چیست؟
خب طبیعی است که من هم مثل هر بازیگر دیگری دوست دارم کار کنم و کارهای خوب و موفقی انجام دهم ولی متأسفانه شرایط، آنقدر شرایط بدی است که این مسئله غیرممکن میشود.
مگر چه شرایطی حاکم است که مانع از بازی بازیگرانی مثل شما میشود؟
خب، خیلی از دوستان و بازیگران خانم به خیلی از مسائل حاشیهای که در پشت پرده فیلمسازی حاکم است تن میدهند و به هر قیمتی حاضر به بازی در یک کار هستند، اما من نمیتوانم مثل این دوستان عمل کنم و بیکاری را به ستاره شدن از این طریق ترجیح میدهم، چون نمیتوانم هر کاری را به هر قیمتی قبول کنم و برایم مهم نباشد که چهکار دارم میکنم.
لطف کنید بیشتر و شفافتر توضیح دهید.
الان شرایط به گونهای است که یکسری از این بازیگران خانم کار میکنند، نه توانایی و استعداد و تخصصی ندارند و در کمال تعجب در نقشهای اول هم حضور دارند و همینها یکی از بزرگترین ضربهها را به سینما و تلویزیون ما زدهاند و از طرفی بعضی از کارگردانها و تهیهکنندهها از آنها در همه کارها استفاده میکنند. من نمیدانم که چطور این دوستان به درد همه کارها میخورند.
به نظر شما چرا چنین استفادهها یا سوءاستفادههایی از این بازیگران میشود؟
ببینید، چند مورد را میشود در نظر گرفت. یا اینکه سینما و تلویزیون ما سینما و تلویزیون جدی نیست یا اینکه واقعاً آدمهایی که در عرصه فیلمسازی یک جوری مدیریت میکنند و در رأس کارها هستند که بیشتر منظورم عوامل انتخابگر یک پروژه فیلمسازی است. انتخابهایشان براساس معیارهایی غیر از توانایی، استحقاق و انتخاب درست بازیگر است و اصلاً به این موضوع فکر نمیکنند که این شخص چقدر میتواند یک کاراکتر را پرداخت و خلق کند. رابطهها شرمآور است که من نمیتوانم بیشتر از این، این رابطهها را تشریح کنم و همین موارد باعث میشود که یکی مثل من در منزل منتظر شانس بنشیند.
به نظر شما مسئولان و تصمیمگیرندگان حوزه سینما و تلویزیون از این موارد بیخبرند؟
امکان ندارد که بیخبر باشند، اما مهم این است که سامان دادن به این اوضاع را چه تا حد میتوان به عمل نزدیک کرد. متأسفانه مسئولان ما خیلی خوب حرف میزنند اما پای عمل که وسط میآید، میبینیم هیچ بهبودی در اوضاع واقع نمیشود و حرف و عملکردشان دو چیز متضاد و متفاوت است.