
دوری و دلزدگی مخاطب از تلویزیون ملی در کنار تمایل روز افزون او نسبت به محصولات فرهنگی بیگانه، آن هم فیلمها، برنامهها و آثار بیگانهای که سعی در انتقال مخفیانه فرهنگی نامناسب به مخاطبان ایرانی و سرقت فرهنگ ناب خودی را دارند، موضوعی است که این روزها کارشناسان را نگران کرده است. آیا تلویزیون در این عرصه رقابتی تنگاتنگ قادر است با تولید فیلمها و سریالهای فاخر باعث آشتی مردم با خود شود؟ اصلاً دلیل این دلزدگیها چیست؟
سیدضیاءالدین دری، کارگردان سریال «کیف انگلیسی» که با اتمام مدت پخش «مختارنامه»، «کلاه پهلوی» از او به روی آنتن خواهد رفت، درباره این موضوع میگوید: دلیل این رویکرد را باید در نوع عملکرد شبکههای بیگانه پیدا کرد. طیفی از مردم که به خاطر خط قرمزهای تلویزیون ایران به این برنامهها روی میآورند، آن هم در حالی که حتی شبکهای چون فارسی وان نیز به برخی سانسورها نسبت به برنامههای خود میپردازد و خط قرمزهایی را به خاطر جامعه ایرانی در آنها رعایت میکند. البته معتقدم مردم ولع اولیه نسبت به این آثار را ندارند. آثاری که به نظر میرسد از یک منبع تغذیه کرده و اکثراً از محصولات ارزانقیمت امریکای لاتین هستند.
وی میافزاید: ضعف برنامههای تلویزیون در حساسیت مدیومی مانند تلویزیون رخ نشان میدهد. برای ساخت برنامهای که انتظار میرود اوقات فراغت مردم را پر کند، دشوار میتوان سلیقه میلیونها انسان را با خود همراه کرد. با این حال متأسفانه سیاستگذاران تلویزیون با در نظر گرفتن نسبتهایی تصمیمات مناسبی نمیگیرند. آنها به نظرات مردم نقاط دور افتاده و شهرستانهایی بسنده میکنند که حداکثر از 12 سال پیش قادر به دریافت مناسب شبکههای تلویزیونی هستند. با وجود نبود پیشینه گسترده از سینما در کشور ما استقبال مردم مناطق دور افتاده از برنامههای درحال پخش تلویزیون امری طبیعی است اما نباید سیاستگذاران با اتکا بر 65درصدی که از برنامهها راضی هستند، 45 درصد ناراضی دیگر را فراموش کنند. البته آنها به این نیز فکر نمیکنند که آن افراد راضی نیز ممکن است پنج سال دیگر چنین احساسی نداشته باشند؛ آن زمان است که مشکل ما حادتر میشود.
رسالت تلویزیون تنها سریالسازی نیست
وی با بیان این مطلب که اکنون جعبه جادویی تلویزیون، سحر خود را در مقابل مخاطب شهرنشین از دست داده است، اظهار میکند: اکنون مجریان معمولی تلویزیون که در میان آنان افراد کم سواد زیادی دیده میشوند برای اجرای نامناسب یا نداشتن مطالعه و بیاطلاعی مؤاخذه نمیشوند. چرا؟ باید در نظر داشت رسالت تلویزیون تنها سریال سازی نیست. این رسانه زمانی موفق است که بتواند در ساعات مختلف برای مخاطبان مختلف برنامه پخش کند و تمامی این برنامهها را جدی گرفته و در مقابل ضعفشان بازخواستی ترتیب دهد.
دری ادامه میدهد: ما مردم باهوش، زیرک و دانایی داریم. من افراد عادی شهرستانی بسیاری دیدهام که از نوع مدل فیلمسازی یک فرد فهمیدهاند وی کارگردان همان سریالی است که شش ماه پیش پخش میشده است. روح فاخر بودن از برنامههای دال تا برنامه الف ویژه باید موجود باشد. برنامه فاخر مخاطب خود را مجذوب میکند. نه اینکه بین یک برنامه برای کاری برویم و برگردیم در حالی که چیزی را از دست ندادهایم. آن هم در رقابتی که برنامههای شبکه بیگانه امان نمیدهند که بیننده در میان پخش یک اثر حتی وقتی برای نوشیدن چای صرف کند.
نگرشی فاخرانه به تمام آثار
این کارگردان با طرح این پرسش که یک شبکه در طول سال چند ساعت برنامه پخش میکند؟ تصریح میکند: نباید انتظار داشت برای مثال تنها 52 ساعت سریال مختارنامه در کنار 20 هزار ساعت برنامه ضعیف جبرانکننده توقع مخاطب بوده و مخاطب متفرق شده را جذب کند. تلویزیون باید به تمام برنامه هایش به شکل برنامههای فاخر بنگرد؛ کسی که حتی در برنامهای آشپزی درس میدهد باید عاشق آشپزی باشد، آن تهیهکننده برنامه باید شیفته آشپزی باشد نه اینکه بگوید ما دلمان میخواست یک سریال فاخر بسازیم اما از آنجایی که با این کار موافقت نکردند، ناچار شدیم به برنامه آشپزی اکتفا کنیم! اگر چنین تفکری غلبه کند همانی که اکنون شاهد هستیم را در آینده نیز خواهیم دید. اما اگر تمام برنامهها در نوع خودشان فاخر باشند مردم به سمت تلویزیون جذب خواهند شد و هیچ کسی قدرت رقابت با ما را نخواهد داشت. باید تمام برنامههای رسانه ملی یکدست فاخر باشند.