چند سال پیش در خیابان بسیار بودند افرادی که گوشهای میایستادند و به عابرانی که از مقابلشان میگذشتند با صدایی آرام کالاهای غیرفرهنگیشان را تبلیغ میکردند اما اکنون نیازی به زمزمه نیست. بساط فروش فیلم رونق بسیاری در حاشیه خیابان دارد و حتی برخی 50 فیلم را که در بی تناسبیشان با فرهنگ و عقاید ایرانی و اسلامی ما شکی نیست تنها به قیمت هزار تومان به جوانان عرضه میکنند. کافی نتها مملو از نوجوانان نابالغ و بام خانهها پر از دیشهای ماهواره است. تلویزیون برای جذب مخاطب در برابر این گلوله باران فرهنگی و جنگ نرم چند ساله چه کرده است؟لزوم شناخت واقعیتها درباره مخاطبانسهیلا کوشان روانشناس با تأکید بر این مطلب که این امور طبیعی است و در شرایط کنونی توقع دیگری نمیرود، اظهار میکند: این اصل به جذاب نبودن برنامههای تلویزیونی برمیگردد. باید واقعیتها را درباره جوانها شناخت. صرف این که برنامهای سرگرم کننده باشد پاسخگوی نیاز مخاطب و حلال مشکلات نیست. در این زمینه انجام کار کارشناسانه ضروری است. باید دانست در سن و سال جوانی چه اموری برای افراد مورد پسند است و علاقه آنها چیست. وی میافزاید: باید درباره جذابیت یک اثر بر مخاطب جوان تحقیق و کار عملی جانانه توسط صدا وسیما انجام شود. تحقیق میدانی و صحبت بیواسطه با جوانان نیز امری دیگر است که میتواند در قالب تحقیقی جامع و جانانه انجام شود. ارتباط با مخاطب برای سنجش عقاید و دریافت نظرات او امر ارزشمندی است که میتواند تأثیرگذار باشد. اما اکنون به شکل طبیعی این اتفاق روی نمیدهد و آثاری بر اساس روال خاصی ساخته میشود که ممکن است هیچ کششی در اکثریت مخاطبان به وجود نیاورد. این روانشناس با تأکید بر این که صدا وسیما به عنوان یکی از نهادهای مهم باید بر روی این مسأله سرمایه گذاری بسیاری کند، اظهار میکند: روانشناسان، متخصصان و جامعه شناسان بسیاری هستند که در این عرصه میتوان جویای نظرات آنان شد. باید برنامهریزیهای درستی صورت بگیرد که به تولید برنامههای اساسی منجر شود؛ آثاری که در عین مفید و سلامت بودن و پایبندی به ارزشها و اعتقادات دارای جذابیت و کشش برای مخاطبان جوان نیز باشند. اما اگر جذابیت از فهرست ویژگیها حذف شود افراد به سراغ چیزهایی میروند که نباید!تلاش تلویزیون غیرقابل انکار استفرجالله سلحشور تهیه کننده و کارگردان سینما و تلویزیون نیز در این باره با بیان این مطلب که بی انصافی است اگر بگوییم تلویزیون در این عرصه تلاش نکرده است، اظهار میکند: تلویزیون، ارباب رسانه و مسئولان فرهنگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن تلاش بسیاری کردهاند اما این مسأله مطرح است که چرا تلاش انکار ناپذیر آنها موفقیت آمیز نبوده است؟ وی میافزاید: اولین دلیل این است که مبانی فیلمسازی موجود ایران و جهان مبانی الحادی است و کمپانیهای صهیونیستی و هالیوود هستند که آن را تعریف کرده اند. فیلمسازان دنیا از جمله ایران با تبعیت در زمین دشمن بازی میکنند برای همین هرچه بازی کنیم به نفع آنها تمام میشود چرا که مبانی غربی جایگزین مبانی مکتبی برای هنر فیلمسازی شدهاند. دومین دلیل این است که بخش اعظم هنرمندان ما تربیت شده این مکتب مادی گرایانه و اومانیستی هستند و علاقهای ندارند در این تقابل فرهنگی نقشی داشته باشند. این افراد در حقیقت خودشان گوشهای از تهاجم دشمن هستند که این تهاجم از طریق آنها اجرایی و عملیاتی میشود. سازنده یوسف پیامبر تصریح میکند: دشمن با تهاجم فرهنگی خود به بسیاری از ارکان جامعه ما همچون خانواده، فرهنگ بومی، تمدن و آیین کهن ایرانی و ارزشهای مکتبی لطمه زده و ما در برابر آن موفق به مقاومت نشدهایم. وی در پاسخ به اینکه چه راهکاری برای این معضل در نظردارید، بیان میکند: باید جبهه جدید فرهنگی- مذهبی ولایی با مبانی جدید و اصول و فلسفه اسلامی برای هنر فیلمسازی تشکیل شود. از این طریق ما به تدریج از اسارت و از قید فرهنگ وارداتی و مبانی تعریف شده غرب نجات پیدا میکنیم اما تا زمانی که ما در زمین بازی دشمن و با قواعد او بازی میکنیم دشمن پیروز است و ما تنها آب در آسیاب دشمن میریزیم. تلویزیون در پخش آثار سینمایی پرکار استمجید حسینیزاد استاد ارتباطات اما فعالیت تلویزیون در این عرصه را بدون کم کاری میداند و تصریح میکند: یکی از ایراداتی که اساتید ارتباطات امروز بر تلویزیون وارد میکنند پخش بسیار زیاد فیلم از شبکههای گوناگون آن است که به کم شدن مخاطبان خاص تلویزیونی انجامیده است. در این میان برخی سراغ تلویزیون نمیآیند و ترجیح میدهند دی وی دی این آثار را تهیه کنند اما این به معنای فعالیت نامطلوب رسانه ملی در این عرصه نیست و از نظر سینمایی تلویزیون اقدامات بسیاری برای پخش فیلمهای روز داشته است. وی ادامه میدهد: با این حال آثار خارجی بسیاری با زیرنویس از سوی شرکتهای سینمایی به میان جامعه میروند. برخی از اینها که در قالب یک سیدی با تعداد زیادی فیلم عرضه میشوند عموما آثار خوبی نیستند و مجموع آنها روی هم چیزی ندارد. تلویزیون سلایق را بالا ببرداین کارشناس در پاسخ به این سؤال که با این وجود چرا باز هم در جنگ نرم شبکههای بیگانه پیروز میشوند، اظهار میکند: یک دلیل ایجاد تبی است که همه گیر شده است. از طرفی تلویزیون بر اساس قوانین و مقررات خودمان حرکت میکند و قادر به پخش آن چه در شبکههای بیگانه به روی آنتن میرود نیست. کار از جای دیگری خراب است و باید برای این موضوع بحث فرهنگی شود. فرهنگسازی در این عرصه نیز تنها بر عهده تلویزیون نیست و آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و. . . همگی به نوعی در این امر دخیل هستند. تلویزیون باید در ارضای سلایق مختلف بکوشد و سلیقهها را آنقدر بالا ببرد که افراد از سریالهای کلمبیایی خوششان نیاید! اما واقعیت امر این است که رسانههای بیگانه چیزهایی نشان میدهند که تلویزیون ما نمیتواند اقدام به نمایش آنها کند. حسینیزاد در پاسخ به این که اما تجربه ثابت کرده میتوان آثاری با همین ضوابط همچون مختارنامه ساخت که بینندگان بسیاری داشته باشد، تصریح میکند: البته تلویزیون در این زمینه به فکر افتاده و برای شبکهها شورای راهبردی گذاشته است. مسأله این است که در حیطه فرهنگ باید افرادی که درد فرهنگ و با آن آشنایی دارند برنامه ریزی کنند. افرادی که مردم و برنامه سازی را میشناسند، مخاطب سنجی دارند و با برنامه ریزی فرهنگی آشنا هستند. یکی از کارهای تلویزیون نوعی سمت و سو دادن افکار عمومی است که این رسانه با استفاده از این قدرت باید کاری کند که ذائقهها را تغییر دهد و با نشان دادن آثار فاخر و دنبالهرویی از خواست مخاطب به این مهم دست یابد. وی در پایان میگوید: راههای مختلفی در این زمینه وجود دارد. در غیر این صورت تلویزیون اتفاقا آخرین فیلمهای سینمایی را با ضوابط خود پخش میکند که عمدتاً در جامعه نیز در دسترس هستند و گاهی ایجاد انگیزه میشود تا افراد به دیدن نسخه اصلی این آثار ترغیب شوند. باید توجه داشت نمایش آخرین فیلمها لزوماً فرهنگ سازی نیست و گاهی صرفاً جنبه سرگرم کنندگی دارد یا به ذائقه مخاطب لطمه میزند که این امر ضرورت توجه بیشتر به مسأله انتخاب، اصلاح و ساعت پخش فیلمها را افزایش میدهد.