
انتظار برای مصاحبه با بهمن دری اخوان، معاون فرهنگی وزارت ارشاد که این روزها به یک سالگی مدیریتش نزدیک میشود نزدیک به پنج ماه طول کشید تا سرانجام در صبح یک روز تعطیل اداری میسر شد. دری برخلاف آنچه از او در رسانهها گاه مطرح شده است با استدلال و تأکید فراوانش بر قانونی که وظیفه اجرای آن را دارد به تمامی سؤالات و حاشیههای نمایشگاه کتاب بیست و چهارم پاسخ داد. پاسخهایی که بسیاری از آنها پرده از تخلف و لابی های کسانی برمیدارد که هر از گاهی در رسانههای گروهی دم از کدشکنیهای ارشاد در انتشار آثار خود را دارند. پاسخهای دری به سؤالات جوان و نگاه مدیریتی او به حوزه کتاب میتواند برای فعالان و علاقهمندان حوزه کتاب ترسیمکننده نگاهی باشد که به نظر میرسد متفاوت از نگاه کمیگرایانه دور قبل درصدد اداره حوزه نشر در کشور است.
یکی از نکات قابل توجه در مدیریت شما به عنوان معاون فرهنگی وزیر ارشاد، رویکرد کیفی شما به فعالیت در حوزه کتاب است. شما تغییر رویه معاونت فرهنگی از کمیگرایی به کیفیگرایی را چگونه و با چه استدلالی انتخاب کردید؟ به ویژه اینکه گویا این موضوع هدف شما در برگزاری نمایشگاه کتاب امسال هم هست.البته من فکر میکنم به لحاظ تاریخی اگر نگاهی به نمایشگاههای کتاب در طول برگزاری آنها داشته باشیم متوجه میشویم که نمایشگاههای کتاب معمولاً بر اساس اهداف کیفی بنا شدهاند منتها اینکه تا چه اندازه به این اهداف رسیدهایم جای بحث دارد.در سالهای اخیر بعضاً به دلیل مباحث اجرایی، نمایشگاه هدف اصلی خودش که ارتقای کیفی سطح دانش مخاطبان و تولید علم و نیز نمایش دستاوردهای انقلاب در حوزه کتاب است را به فراموشی سپرده است. البته این مسئله هم به نظر من به حجم بالای مسائل اجرایی بازمیگردد به ویژه در دورههای اخیر به دلیل اینکه محل دائمی برگزاری نمایشگاه کتاب وجود نداشته است هر اقدام اجرایی که برای برگزاری آن صورت میگرفته بلافاصله پس از آن باید محو میشده است. در حالی که همه این تلاشها اگر در یک محل به صورت دائمی باقی میماند میتوانست توان بدنه مدیریتی را کمکم متوجه کیفیت کند. الان من نمیتوانم بگویم دارم درباره مسائلی کیفیکار میکنم و از مسائل اجرایی گذر میکنم و به آن فکر نمیکنم. به صورت مشخصتر در عرصه کتاب و کتابخوانی اگر رویکرد کیفی نداشته باشیم، هر چقدر کتاب منتشر کنیم، حتی شاخص انتشار کتاب در جهان هم که بشویم چه تأثیری خواهد داشت؟ میشویم مثل سینمای هند که میدانیم با تولید بیش از هزار فیلم در سال هنوز شناخته شده نیست.من معتقدم در کنار بحث کمیت مهم این است که ما چه خوراکی را در حوزه کتاب در اختیار مخاطب میگذاریم و این به معنی توجه به کیفیت است. ترجیح من این است که در سال 60 تا 70 هزار کتابی که چاپ میشود قابل عرضه در همه بخشها باشد در حالی که الان میبینیم این تعداد کتاب در بخشهای زیادی مناسب گروههای مخاطب عام نیست ولی خب ما بر حسب قانون اجازه انتشار عمومی آن را میدهیم. قانون الان هم کیفیت را مد نظر دارد و هم کمیت را ولی خب، جنبههای کمی آن میچربد. الان اگر ما کمیتگرای محض باشیم میبینیم که غلبه آثار منتشر شده با موضوعات دانشگاهی است پس در جایی مثل نمایشگاه این وظیفه ما است که کشورمان را با نگاهی کیفی به عنوان آوردگاه بیداری اسلامی معرفی کنیم.همین الان اگر موضوعی مثل جنگ نرم بخواهد فضای غالب نمایشگاه کتاب را دربربگیرد به جرأت میگویم که رقبایی مثل مسائل اجرایی چون تأمین برق و مخابرات نمایشگاه را پیش روی خود دارد و این به نظرم صحیح نیست. به نظر من این مسئله مناسب و صحیح نیست و در شأن کشور ما هم نیست.
اما در همین بعد کیفیت مسائل دیگری هم مطرح است مثل اینکه گفته میشود نمایشگاه بینالمللی کتاب یک فروشگاه بزرگ است و از بعد کیفی از نمایشگاه بودن جدا شده است.برخلاف این نظر شما من معتقدم بخشی از نمایشگاه باید فروشگاه باشد، ما در بخش فروش، کار فروش کتاب را داریم و در بخش جنبی فعالیتهای محوری که برای رویدادی مثل نمایشگاه کتاب اصل و پایه به شمار میرود. بخش جنبی با این تعریف بخش ویژه نمایشگاه است و به نظرم در این بخش است که نمایشگاه میتواند در حوزه بسیاری از مسائل مطرح شده در حوزه کتاب در طول سال به نتایج مناسبی برای مدیران منجر شود. اما قبول دارم که هنوز بحث اجرا مانع تحقق کامل این موضوع میشود.
شما اشاره مشخصی به حجم بالای فعالیت اجرایی برای برپایی نمایشگاه دارید که حتی به قول خودتان کیفیت نمایشگاه را هم تحت تأثیر قرار داده است اما چرا همین کار اجرایی به عنوان مثال هنوز ما را به سمت داشتن یک مکان استاندارد و دائمی برای نمایشگاه کتاب سوق نداده است؟حوزه معاونت فرهنگی همیشه حوزه کار نرمافزاری بوده است. کار سختافزاری کار ما نیست. احداث محل دائمی نمایشگاه کتاب در سطح وزارت ارشاد هم نیست و به نظر من در سطح ملی و دولت باید مطرح شود، که شده است. من مطلعم دولت در سالهای اخیر در ایجاد مجتمعهای بزرگ فرهنگی در استانهای مختلف اقدامات ویژهای انجام داده است که اگر یکی از آنها در تهران قرار داشت که من مطمئنم میتوانست محل دائمی نمایشگاه بینالمللی کتاب باشد. شاید دلیل آن هم این بوده که تمرکز خدمات در تهران بیش از حد بوده است.شما اگر سفری به استان چهار محال و بختیاری یا کهکیلویه و بویراحمد داشته باشید رویکرد فرهنگی قابل ستایشی را در ایجاد ساختارهای فرهنگی و مجتمعها و فرهنگسراهای چند منظوره میبینید اما ایده این کارها هم از اینجا شکل گرفت که در تهران تمرکز مراکز و خدمات هست و لذا باید تمرکززدایی کرد. تهران امروزه به یکی از آن مجتمعها نیازمند است، به تناسب جمعیت آن تنها ساخت فرهنگسرا کفایت نمیکند اما نگاه ما هم باید ویژه باشد.من به شخصه معتقدم نباید اینگونه نگاه کرد که محل دائمی نمایشگاه کتاب تهران باید سینما و تئاتر هم داشته باشد چراکه حجم پروژه را به قدری بالا میبرد که تحقق آن غیرممکن میشود. از سویی دیگر محل دائمی نمایشگاه در اذهان عمومی به جایی اطلاق میشود که هر نمایشگاهی را بتوانیم در آن برگزار کنیم در حالی که من معتقدم محل دائمی نمایشگاه کتاب تنها باید برای کتاب باشد و متناسب با آن در ورزش ساخت و ساز انجام شود و هر سال و در هر زمانی میتوان در آن نمایشگاه اجرا کرد، در کمتر از سه هفته؛ در این صورت است که میتوان موضوعات کیفی را در آن مدنظر قرار داد.
شما در این مسیر کار مشخصی انجام دادهاید؟بله! حدود چهار ماه پیش طی نامهای خدمت ریاست جمهوری گزینههایی را برای ایجاد این محل پیشنهاد کردیم و البته اذعان داشتیم که شاید به عمر معاونتهای ما هم نرسد.
این محلها کجاست؟یکی مجتمع امام خمینی (ره) که در کنار مصلای تهران قرار دارد، شهر آفتاب و تپههای عباسآباد هم قابل تأمل شدند و یکی دیگر که کمتر به آن پرداخت شده است شهرک پرند است که به دلیل نزدیکی به فرودگاه امام خمینی (ره) میتواند قابل توجه باشد. البته ما روی هیچ یک از این محلها تعصب نداریم و برای هر کدام از آنها در این نامه معایب و محاسنی عنوان شده است و ظاهراً ایشان هم دستور دادهاند که در گروه کتاب دولت در این رابطه تصمیمگیری شود.
شما این موضوع را تا چه اندازه پیگیری میکردید کار گروه در آستانه برگزاری نمایشگاه جلسه نداشته است؟هیئت دولت چرا ولی کارگروه به طور مشخص جلسه نداشت البته ما هم به دنبال این نبودیم که این نامه برای امسال یا حتی سال آینده بتواند منجر به نتیجه شود ولی در هیئت دولت این موضوع مطرح شده است.
جناب دری! حوزه نظارت معاونت فرهنگی در نمایشگاهی که هنوز مکان ثابت و استاندارد ندارد هم از مقولات قابل توجه است. سال گذشته در چند مورد حاشیههای نظارتی خاصی شامل جمعآوری کتاب توسعه چند نهاد و نیز بسته شدن غرفههای برخی ناشران داخلی و خارجی رخ داد، امسال شما چه سازوکاری برای نظارت خودتان بر نمایشگاه پیشبینی کردهاید؟در حوزه نظارت و ارزشیابی من معتقدم قانونمداری باید حرف اول را بزند، حتی اگر قانون اشکال داشته باشد. ما در نخستین جلسات شورای سیاستگذاری مقرراتی را وضع کردیم که بخش زیادی از آنها قبلاً هم بوده، ولی امسال شفافتر شده است. این موضوع در بخش ناشران داخلی، واگذاری و اختصاص غرفه و متراژ آنها به چهار تشکل نشر واگذار شده است. دلیل این موضوع هم این است که همیشه تصدی دولت در این حوزه مورد اعتراض بود. الان بخش کودک به انجمن فرهنگی ناشران کودک، بخش آموزشی به همین شکل به تشکل ناشران آموزشی و بخش دانشگاهی به انجمن فرهنگی ناشران دانشگاهی سپرده شده است و تعداد و متراژ غرفهها را آنها تعیین میکنند.
یعنی مثلاً مسئله تعیین متراژ غرفهها براساس تعداد صفحات آثار چاپ اول امسال وجود ندارد؟این موضوع آئیننامه دارد. آئیننامه میگوید ناشری که در سال گذشته 35 عنوان کتاب منتشر کرده باشد که 15 عنوان آن چاپ اول باشد میتواند در مرحله اول برای حضور در نمایشگاه ثبتنام کند و غرفه به خود اختصاص دهد. در آئیننامه مرحله دوم به سراغ ناشرانی رفتیم که تعداد کتاب سالانه آنها کمتر از این حد نصاب بود و شرایطی را برای آنها در نظر گرفت که این کار به خودی خود عدول از مقررات خودمان هم بود. حتی امسال ناشرانی را که تعداد عناوین چاپی سالانه آنها زیر 20 عنوان بود هم مدنظر قرار دادیم. شما توجه کنید که ما سالانه با افزایش تقاضای ناشران از سویی و کاهش فضای مصلی به دلیل ساخت و ساز از سوی دیگر مواجهیم و این مسئلهزاست، اما با این وجود جزئیترین مسائل در آئیننامه در نظر گرفته شده است.
این آئیننامه به هر حال در چند سال گذشته محل اعتراض بوده است. شما نخواستید در آن تغییری ایجاد کنید؟از نقطهنظر کیفی میشود در سالهای آینده در آن تغییراتی داد، اما یادتان باشد این معیارها ساخته دست پنج نفر مدیر در ارشاد نیست. این معیارها حدود پنج ماه قبل به صورت مدون در اختیار حدود بیش از 10 تشکل نشر قرار گرفته و خواسته شده که نکات و نظرشان را راجع به آن ارائه دهند. سرجمع پیشنهاد تشکلها و انجمنها تا درصد بالایی در این آئیننامه لحاظ شد و در سال آینده هم باز این آئیننامه روزآمد میشود. غیر از این هم راه دیگری نیست.
به نظر شما تشکلهای نشر با توجه به ماهیت فعالیت و کیفیت فعالیتشان در حال حاضر چنین ظرفیتی را دارند که جامع نظری در این رابطه بدهند؟ یادم هست که سالهای قبل حتی صحبت از واگذاری برگزاری نمایشگاه به آنها بود که مسکوت ماند.صریحاً بگویم اگر تشکلهای نشر ظرفیت اجرایی از خود نشان دهند حتی برگزاری نمایشگاه کتاب را هم به آنها واگذار میکنیم. بسیاری از آنها ادعای ظرفیت داشتن دارند اما در عمل و اجرا ظرفیت برگزاری یک نمایشگاه کتاب کودک را هم ندارند. حال چگونه همه بضاعت یک نمایشگاه بینالمللی را به تشکلی بدهیم که مثلاً در حد شهر تهران هم بضاعت برگزاری یک نمایشگاه را ندارد. ما اگر فرض را بر این بگذاریم که کارآمدی تشکلها به جایی برسد که به تعامل و تفاهم درونی و میان هم در آنها شکل بگیرد و در جایی غیر از نمایشگاه بینالمللی کتاب هم این موضوع به ما ثابت شود قطعاً ما در اجرای نمایشگاه هم از آن بهره میبریم.
یعنی شما این امکان را فراهم میکنید که آنها برگزارکننده نمایشگاه باشند؟بله، نه تنها امکان که کمک هم میکنیم. ما بنا داریم نمایشگاه سال آینده اینگونه باشد یعنی ما براساس کارمان که سیاستگذاری و نظارت است، برگردیم. تا به حال روال این بوده که برای اعمال این نظارت خودمان مجری هم میشدیم، در حالی که اجرائیات به سیاستگذاری و نظارت ما کمک نمیکند. حمایت بدون نظارت و نظارت بدون حمایت بیمعنی است و بنابراین معتقدم نظارت حمایتی و هدایتی در این رابطه باید همراستا باشد. من میخواهم گله کنم از برخی تشکلها که ناشران زیادی را هم در مجموعه خود قرار دادهاند. پنج ماه قبل آئیننامه را برای این دوستان فرستادیم و بسیاری از آنها اعلام کردند قبولش دارند و حتی پیشنهادی هم برای اصلاح آن ندادند و حالا اعتراض میکنند.