کد خبر: 442114
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰
گفت‌وگوی «جوان» با «فقیهه سلطانی» بازیگر نقش «کتوان» در سریال تبریز در مه
یکی از نقش‌های جذاب سریال «تبریز در مه» نقش «کتوان» است که «فقیهه سلطانی» نقش او را بازی می‌کند. کتوان شاهزاده‌ای گرجستانی است که به دلیل جنگ و کشته شدن خانواده‌اش در پی اتفاقاتی به ایران دوره قاجار می‌آید و حضورش در دربار فتحعلی‌شاه و عباس میرزا آغاز کنش‌ها و واکنش‌های دراماتیک قصه است. سلطانی متولد 1353 تهران است. سلطانی که کارشناس ادبیات نمایشی است با حضور در یک دوره کلاس‌های گلاب آدینه به سمت هنر بازیگری میل پیدا کرد و با بازی در فیلم «معجزه خنده» یدالله صمدی استعداد خود را نشان داد و با بازی در نقش یک دختر روستایی در «عینک دودی» بخش دیگری از توانمندی‌هایش را به اثبات رساند. در فیلم «صورتی» اوج قابلیت بازیگری خود را در معرض نگاه و قضاوت مخاطب قرار داد. این بازیگر در آثاری چون «دوشیزه»، «میهمانی از بهشت»، «نغمه»، «روسری آبی»، «ای حریر عشق»، «آهوی ماه نهم» و «بی بی‌یون» حضور داشته است. سلطانی در جشنواره فیلم فجر در سال 75 کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «معجزه خنده» شد. با این بازیگر گفت‌وگویی درخصوص نقش کتوان ترتیب داده‌ایم که پیشکش می‌شود.
لطفاً در ابتدا بفرمایید که شما تنها نامزد بازی در نقش کتوان بودید یا بازیگران دیگری هم کاندیدا بودند؟نه، در واقع همه چیز تمام‌شده بود که مرا انتخاب کردند و ظاهراً برای نقش کتوان کاندیداهای زیادی بوده‌اند. منظورم این است که برای نقش کتوان خیلی سختگیر بوده‌اند و از آنجایی که کتوان یکی از نقش‌های اصلی کار بود، سعی داشتند یک چهره مناسب را برای او پیدا کنند. برای همین سایر شخصیت‌ها انتخاب شده بودند که من وارد پروژه شدم، اما از آنجایی که نقش کتوان متفاوت‌تر بود، خوشحال شدم که این نقش را به من پیشنهاد دادند.برای نقش کتوان چه کسانی کاندیدا بودند؟درست نمی‌دانم. فقط آنطور که شنیده‌ام، کاندیداهای این نقش از بازیگران درجه یک بوده‌اند.به جز نقش کتوان کدام نقش را بیشتر از همه قدرتمند دیدید و دوست داشتید در آن نقش بازی کنید؟واقعیت این است که من وقتی فیلمنامه را خواندم، دیدم اکثر نقش‌های «زن» قدرتمند و استادانه نوشته شده بود. طوری که دوست داشتم در همه این نقش‌ها بازی کنم، اما بیشتر از همه طاووس (الهام حمیدی) را دوست داشتم. ریحان (رزیتا غفاری) خیلی نقش زیبایی بود و باور کنید انتخاب یکی از آنها کار مشکلی است.پیشنهاد نقش کتوان به شما به خاطر فیزیک خاص و رنگین چشم بودن شما بود یا خیر چون احساس می‌کنم کارگردان خواسته خارجی بودن شما را به این وسیله نشان دهد؟نه، به فیزیک خیلی ربط نداشت. آنطوری که آقای ورزی خودشان گفتند، (اگرچه امیدوارم حمل بر خودستایی نشود) اما آقای ورزی گفتند توانایی‌هایی در تو می‌شناسم که می‌تواند جوابگوی نقش کتوان باشد امیدوارم که حداقل با بازی‌ام هم آقای ورزی و هم مردم عزیز را ناامید نکرده باشم. به هر حال من با عشقی که به نقشم داشتم نهایت تلاشم را کردم.کاراکتر «کتوان» از نگاه بازیگری که نقش او را بازی می‌کند، چگونه آدمی است؟کتوان یک شاهزاده گرجستانی است که در حمله روس‌ها به گرجستان، از آنجا فرار می‌کند و به دربار فتحعلی‌شاه پناهنده می‌شود و از آنجایی که حکومت از خانواده‌اش ساقط شده و او دختر محکم، پیگیر و شجاعی است، از حکومت ایران کمک می‌خواهد و ادامه ماجرا. این دختر کسی است که به خودش و به خانواده و تبارش ایمان دارد و نهایت توانش را برای نجات و پیدا کردن خانواده‌اش به کار می‌گیرد و در برخورد با حرمسرای شاه و نحوه ازدواج و تعداد زن‌های او دچار حیرت می‌شود، اما آنقدر به اصول اخلاقی پایبند است که در مقابل پیشنهاد ازدواج فتحعلی‌شاه از دربار می‌گریزد. در قسمتی از سریال وقتی کتوان در مقابل شاه قرار می‌گیرد،‌ می‌گوید شاه ایران شما هستید و واژه شاه را با تأکید و طعنه بیان می‌کند و این از شجاعت او سرچشمه می‌گیرد.نقش کتوان و رخدادهایی که درباره او رخ می‌دهد بزرگ‌ترین عامل جذابیت داستان است. به گونه‌ای که اگر این شخصیت و ماجراهایش نبود، تبریز در مه به روایتی منطبق بر تاریخ صرف یا شاید به یک مستند بازساخته تبدیل می‌شد. برای همین ناگفته پیداست که این نقش نمی‌تواند خیلی مصداق تاریخی داشته باشد،‌ در این مورد بفرمایید که خلق این شخصیت چقدر به تاریخ و واقعیت وجودی این شخص برمی‌گردد؟درست است. خلق این شخصیت خیلی به واقعیت برنمی‌گردد و همانطور که شما اشاره کردید برای جذابیت داستان آورده شده. به خصوص با ماجراهای عاشقانه‌ای که در خود دارد خیلی به کار رونق داد.به نظر می‌رسد بازی در نقش کتوان یکی از بهترین نقش‌هایی باشد که تاکنون بازی کرده‌اید و قطعاً زمان زیادی صرف آن کرده‌اید، نظر خودتان چیست؟[می‌خندد] واقعاً همینطور است، البته من نمی‌دانم که چقدر با کارهای من آشنایید، اما من در مورد پذیرفتن یک نقش خیلی حساسم و روی نقش ناخودآگاه وسواس زیادی به خرج می‌دهم. به طوری که گاهی دوست و آشنا می‌گویند چرا در سریال‌ها نیستی و کار نمی‌کنی. من کار می‌کنم، اما کم. طوری انتخاب می‌کنم که مجال زیادی برای کار روی نقش داشته باشم. گرچه اعتراف می‌کنم اشتباهاتی هم داشته‌ام و می‌دانم که نباید در بعضی از کارهایی که بازی کرده‌ام، بازی می‌کردم. این مورد شاید به مسائل مالی و یک سری دلایل مربوط شود که گفتنش دردی را دوا نمی‌کند و بعضی‌ها دلایل شخصی دارند مثلاً گاهی بازیگر در پس زدن نقش‌های ضعیفی که به او پیشنهاد می‌کنند، مجبور می‌شود بعضی‌ها را بازی کند که فراموش نشود.می‌خواهیم از زبان بازیگر نقش کتوان بشنویم که جایگاه شخصیت کتوان در خود قصه کجاست و چقدر در پیشبرد وقایع داستان فعال است؟اتفاقاً سؤال خوبی است. کتوان در واقع یک محک و وسیله امتحان است برای عباس میرزا (کوروش تهامی) که مخاطب به پاکی عباس میرزا پی ببرد. گرچه این محک در مورد فتحعلی‌شاه هم عمل می‌کند و شخصیت و تفاوت هر دو در مقایسه با هم به مخاطب نشان داده می‌شود که با جذابیت و قصه‌های فرعی در خدمت روایت اصلی داستان قرار می‌گیرد و باعث می‌شود که داستان به اینگونه پیش برود که در لابه‌لای صحبت از اتفاقات تاریخی زمانی که احتمال می‌رود که مخاطب از قصه خسته و دلزده شود،‌ بخشی از ماجراهای عاشقانه‌ کتوان پیش می‌آید و در مجموع من فکر می‌کنم کتوان و حکایت‌های پیرامونش یک سریال تاریخی را شاید به یک کار ملودرام تبدیل می‌کند.بسیاری درباره نحوه ورود کتوان از گرجستان به ایران ابهام دارند. لطفاً از عامل و سبب انتقال او به ایران توضیح بدهید.من و چندین نفر که گرجستانی هستیم توسط دشمن اسیر و در جایی محبوس می‌شویم که با حمله عباس میرزا به آنجا از حبس و زندان آزاد می‌شویم. ضمن اینکه قبول دارم به خاطر محدودیت‌ها خانواده کتوان در داستان پرداخت نشده است. در بخشی از داستان که به آندره مربوط می‌شود، اینگونه می‌آید که «آندره» با مسلمان شدن و تغییر نام به «لاچین خان» در دربار عباس‌میرزا می‌ماند و یکی از سرداران او می‌شود.از آنجایی که لاچین‌خان یکی از عاشقان سینه چاک کتوان است، پذیرش رویارویی و برخورد با او در یک کشور بیگانه و در یک شهر (تبریز) و یک عمارت و تبدیل شدن آن دو به نزدیکان ولیعهد در ذهن مخاطب مشکل و غیرقابل باور می‌شود؟بله، اینطور است. شاید این برخورد جزء استثناها باشد و بی‌گمان همین مسئله به روند داستان و به پیشبرد نکات دراماتیک داستان کمک می‌کند.در مقابل اینکه کمی ثقیل و غیرقابل باور است، اما همین بخش باعث جذابیت و همراهی مخاطب با داستان می‌شود.زمانی که کتوان وارد ایران می‌شود ایران در اوج تهدیدها و تهاجمات روس و انگلیس قرار داشته و کتوان از شاه کمک می‌خواهد که خانواده‌اش را نجات دهد و به ایران منتقل کند و در مقابل شاه ازدواج با کتوان را مشروط به ازدواج با خودش می‌داند. خانم سلطانی در بازی این سکانس و بازسازی یک مقطع تاریخی کشور، چه حال و احساسی داشت؟مسلماً آدم ناراحت می‌شود وقتی می‌بیند چنین اشخاص بی‌کفایتی به جای خدمت به کشور در پی هوس بازی‌های خودشان بوده‌اند. امر مهم حکومت را در افزودن به زنان بیچاره به حرمسرای خود می‌بینند. من در آن سکانس هم به حال کشور دلم سوخت و هم به حال زنان آن وقت که واقعاً چقدر با حقارت زندگی می‌کردند و به آنها به چشم کالا نگاه می‌‌شد و در مقابل وضعیت امروز کشور و دیدن تحولات در زندگی خانم‌ها موجب دلگرمی می‌شود.کمی واضح‌تر توضیح بدهید. برای مثال بفرمایید این تحول از کی و از چه سالی اتفاق افتاده است؟جدای از مسائل سیاسی و تملق‌گویی باید اعتراف کنیم که بعد از انقلاب زندگی و موقعیت اجتماعی خانم‌ها واقعاً تغییر کرده و رشد چشمگیری داشته است. مثلاً‌ وقتی می‌بینیم که تعداد خانم‌های دانشجو نسبت به آقایان بیشتر است یا تعداد خانم‌های شاغل در حد آقایان است یا امکان فعالیت راحت و بدون محدودیت آنها در حوزه‌های مختلف از جمله مواردی است که باید از سر صداقت و وجدان به آن شهادت داد و آنها را تصدیق کرد.در زمان عقد کتوان با لاچین خان، کتوان سرسفره عقد شهادتین را می‌گوید و مسلمان می‌شود. این بخش از سریال موجب برداشتی می‌شود که مخاطب فکر کند کتوان به خاطر عقد با لاچین خان و گردن نهادن به دستور عباس میرزا مسلمان می‌شود، نه به میل قلبی خودش. چرا این برداشت می‌شود؟البته این سؤالی بود که ذهن خودم را هم مشغول کرده بود. اما سعی کردم یکجوری برای خودم توجیه کنم و بتوانم با آن کنار بیایم. ازطرفی در این قسمت هم سکانسی حذف شده بود و حذف این سکانس برای خودم هم جالب بود و جای سؤال داشت. در آن سکانس کتوان با دیدن مراسم تاسوعا و عاشورا و دادن غذای نذری به او می‌گوید ای کاش برای حضرت مسیح (ع) هم چنین مراسمی را اجرا می‌کردند. یعنی تحت تأثیر شکوه و جلال تشیع قرار می‌گیرد اما متأسفانه حذف شده بود و باید پرداخت می‌شد.توجیه شما برای این ضعف چه بود؟خب خودم را توجیه کردم که کتوان تحت تأثیر شخصیت شجاع و وطن دوست و بزرگ منشی عباس میرزا قرار می‌گیرد و طبعاً شرط ازدواج، مسلمان شدن است و او از پیش این امر را شنیده و می‌داندکه با وجود شهادتین عقد جاری می‌شود و به این وسیله خواسته عباس میرزا که ازدواج لاچین خان است عملی می‌شود. گرچه من فکر می‌کنم باید چند سکانس در مورد تحقیق و آشنایی کتوان با مسائل اسلامی کار می‌شد. به خاطر همین من به شما حق می‌دهم. اگر این موارد به کار اضافه می‌شد قطعاً باعث جذابیت بیشتر داستان و ارتباط قوی‌تر مخاطب با قصه می‌شد.یکی از بهترین سکانس‌های سریال، سکانسی است که در آن کتوان دم در با وسایل لاچین خان برخورد می‌کند و لا چین خان در جنگ شهید می‌شود برای همین کتوان به همدستی با عباس میرزا و اعزام عمدی لاچین خان به جبهه و کشته شدن او برای ازدواج با هم متهم می‌شود. بازی شما در این سکانس خیلی عمیق و باورپذیر بود و در واقع بی‌گناهی خودتان را با احساس و حالت‌های صورت نشان می‌دادید. از تمرین و حس‌گیری‌های قبل از ضبط در این سکانس بگویید.اتفاقاً من خودم این سکانس را خیلی دوست داشتم و در حقیقت من بازیگری هستم که در بازی طور دیگری عمل می‌کنم و به جای تمرین در حس‌گیری، فیلمنامه را چندین بار می‌خوانم و سعی می‌کنم در شخصیت غرق شوم. وقتی اینطور شود طبیعتاً همه حس‌ها درست و باورپذیر درمی‌آید. مثلاً در همین سکانس شاید تا 10 دقیقه قبل از ضبط به جای تمرین با همه حرف می‌زدم و خیلی ریلکس برخورد می‌کردم و بازیگری نیستم که بگویم از یکی دو ساعت قبل از ضبط کسی با من حرف نزند تا حسم درست درآید.
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
سیاوش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۰۶
0
7
برید بابا با این دروغ هاتون اولا کتوان واقعی وجود داشته در دوره شاه عباس دوما اتفاقا کتوان به زور و باجنگ تجمیلی ایران به گرجستان به ایران تبعید میشه و چون از طرف شاه عباس پیشنهاد مسلمان شدن و ازدواج میشنوه و قبول نمیکنه انقدر شکنجه میشه تا کشته بشه برید کشور های اروپایی و مسیحی را ببینید که کتوان رو چطوری میزارن رو سرشون انقدر دروغ نگید
آرش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۸
0
4
واقعا داستان زندگی ملکه کتوان بسیار ناراحت کنندست.
این خانم بخاطر عقیده اش بخاطر عشق به سرزمینش تا آخرین نفس پایداری میکنه و تاسف آور اینکه به طرز فجیعی توسط صفویان کشته میشود. داستان خیلی تلخی داره. نکته مثبت اینکه مردم گرجستان مردم ایران امروز رو بخاطر این جنایت گذشتگان سرزنش نمیکنند.
بهرحال هر قلب هر انسان آزاد بخاطر این حجم از جنایت به درد خواهد آمد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار