علیرضا مظفری -درست یک هفته پیش صبح سهشنبه بود که علی معلم در آیین پایانی جشنواره شعر فجر همه را غافلگیر کرد و کاری کرد که مثل برخی اشعارش «نظیر» نداشت:«بنده [. . . ] با دنیای شعر خداحافظی میکنم». شاعر بزرگ معاصر که به گفته خود «سالیان درازی است در سلسله شعر خدمت» میکند، آخرین شعر زندگیش را هم روی صحنه خواند که البته چندان به قوت دیگر اشعار معلم نبود:«رفتیم و عشق را به رقیبان گذاشتیم/ رفتیم و داغ بر دل هجران گذاشتیم/ در ما نبود طاقت سوز و گداز عشق/ این سوز و این گداز به ایشان گذاشتیم». اما همین دو بیت گلایهآمیز روشن میکند که تصمیم معلم «در لحظه» گرفته نشده بود. حالا پس از یک هفته علی معلم بار دیگر توضیحاتی به خبرگزاری فارس ارائه کرده تا پاسخی بدهد به پرسشهای فراوانی که در ذهن علاقهمندان شعر او نقش بسته است.
علی معلم دامغانی دیروز در بیان علت «خداحافظی از دنیای شعر» دلایلی آورده است که تاکنون از زبان هیچ «معلم» شعری نشنیده بودیم:« شاعری به روزگار جوانی آدم مربوط میشود، مگر اینکه آدم سر به رسوایی بگذارد. مثلاً خوب است من در این سن و سال غزل بگویم؟ بهم نمیآید. مردم به من میخندند.» سراینده «رجعت سرخ ستاره» که رفته رفته دهه پنجم عمر خود را به پایان میبرد دلیل دیگری نیز ذکر کرده است که «باورپذیرتر» به نظر میرسد: «واقعاً روزگار و گرفتاری و مشغلهها و بیماریام فرصت شعر گفتن را گرفته است»، بهخصوص که او دی ماه سال گذشته سکان هدایت فرهنگستان هنر را به دست گرفت.
ورزش و شعر
دیروز ناصر فیض طنزپرداز نامی نیز در گفتوگویی به اظهارات معلم در اختتامیه شعر فجر واکنش نشان داده بود:«شاعران زیادی مثل بعضی از دوستان خودم را میشناسم که بعد از مدتی تصمیم گرفتند شعر نگفتند اما اینکه کسی رسماً بیاید بگوید از این دنیا خداحافظی میکنم بیسابقه و خیلی غیرمنتظره بود. باز خداحافظی در دنیای ورزش سابقهای دارد اما در شعر نه.» فیض ادامه داده است:«همیشه شاعر سراغ شعر نمیرود بلکه گاهی این شعر است که شاعر را ول نمیکند. به همین راحتی شاعر نمیتواند بگوید شعر را ول کردم چون حساب کار هنری از غیر هنری جداست. خود هنر نصف قضیه است. مگر میشود یک شاعر از شرایط اطراف خود متأثر نشود و خلق اثر نکند؟» معلم در پاسخ گفته است:«خب حالا اگر چنین اتفاقی افتاد و وقت هم بود اشکال ندارد. شعر میگویم و میگذارم برای آیندهها، بالاخره آدم باید برای بعد از خودش میراثی بگذارد.» بدین ترتیب علاقهمندان این شاعر برجسته که به سالها انتظار برای خوانش آثار چاپ شده او عادت کرده بودند باید بین دعا برای عمر دراز استاد و رؤیت اشعار او یکی را انتخاب کنند!
جوانمرد باش و شعر بگو!
با این همه خود استاد معلم دامغانی نیز میداند که خداحافظی شاعری مردمی که مورد علاقه مردم است درس خوبی برای شاگردان جوان فراوانش نیست، بهخصوص که آنها از یاد نبردهاند که او چند ماه پیش چنین جملهای را گفته است:«گر مردم را علاقهمند به هنر خود کردی جوانمرد باش و برای ارائه هنرت بهانه نیاور!» گرچه او خود همین جوانان را بهانه کرده است و گفته است که میخواهد راه را برای آنان باز کند و در عین حال اعتراف میکند که آنها حرمت استاد خود را همواره حفظ کردهاند:«ولله اینقدر بزرگوار هستند که چیز بدی از آنها نشنیدم اما اگر بسیاری موضوعات به میل و نشاط آنها باشد به سرعت پیش میرود و تأملات و دودلی ما در این سن و سال مانع آنهاست.»
با این همه در سالهای سکوتی که در پیش است، علی معلم دامغانی «چهره ماندگار شعر» علاوه بر سرودن اشعاری که منتشر نخواهد شد، برنامههای دیگری نیز دارد:«من بیکار نمینشینم. الان بهتر است تجربیاتم را درباره شعر بنویسم یا به نوشتن شرح شعر بپردازم.» شاگردان و علاقهمندان او نیز چندان نگران نباشند چون به گفته معلم کلاسهای شعر حوزه هنری «کمافیالسابق ادامه دارد و بعد از عید کلاسهای شرح بیدل و خاقانی شروع میشود.»