
همیشه هنگامی که بحث پیوند رسانههای تصویری و جامعهشناسی مطرح میشود، اولین چیزی که به ذهن میرسد نقش تلویزیون و جایگاه آن در این پیوند است، چراکه این حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت که تلویزیون نقش لحظهای و همیشگی در تحولات و پدیدههای اجتماعی دارد به گونهای که برنامههای تلویزیونی میتواند هم بحرانها را حل کند و هم بحرانزا باشد!
اما تمام نکات یک موضوع را به صراحت روشن میکند و آن هم اینکه در جوامع مختلف دستاندرکاران تلویزیون تلاش مضاعفی در راستای هماهنگی و به روز بودن برنامهها و به خصوص سریالهای تلویزیونی با پدیدههای اجتماعی دارند و به طور قطع این موضوع باید در مورد سریالهای رسانه ملی ما هم صدق کند، اما آیا حقیقتاً در زمان حال چنین وضعیتی در حد مناسب و متناسب با نیازهای جامعه وجود دارد؟
پاسخ این سؤال را باید در سریالهای در حال پخش تلویزیون و آن چیزی که در حال حاضر سوژههای این سریالهاست، جستوجو کرد. باید به این موضوع اشاره کرد که در حال حاضر دو سریال مختارنامه به صورت هفتگی و سریال تبریز در مه که هر دو از سریالهای خوشساخت هستند بیشتر از سریالهای دیگر مورد توجه قرار گرفته و به نوعی سیمای ملی هم بیشتر به آنها بها داده است، اما گویا یک چیز فراموش شده است و آن هم اینکه رسانه ملی همیشه باید تنوع داشته باشد و علاوه بر تنوع در پخش سریال به نیازهای اجتماعی و سوژههای روز جامعه هم توجه کند؛ چراکه هر دو این سریالها تاریخی هستند و به واقع تنها نیاز بخشی از مخاطبان را برآورده میکنند، پس تکلیف خانوادهها و مخاطبانی که سریالهای هر شبی از جنس دلنوازان یا فاصلهها را دوست دارند، چه میشود.
درست است که در حال حاضر « آسمان همیشه ابری نیست» به صورت هفتگی پخش میشود، اما این سریال نمیتواند مانند یک ملودرام هر شبی تأثیرگذار باشد؛ چراکه روتین بودن رمز موفقیت درامهای اجتماعی است. همچنین به عنوان مثال سریال فاصلهها که هر شب پخش میشد علاوه بر اینکه از جذابیتهای کارهای روتین برخوردار بود و به رغم انتقاداتی که به آن وارد میشد، به حوزه و سوژهای جدید از اجتماع وارد شده بود که مشکل بسیاری از خانوادههاست و علاوه بر آن ورود کارگردان به چنین سوژهای قابل تحسین بود، چراکه در حال حاضر بسیاری از دستاندرکاران سریالهای تلویزیونی منتظرند تا دیگران کاری انجام دهند.
اما به واقع آیا یک سریال در مورد چنین سوژههای به روزی کافی بود و دیگر نباید مانند آن ساخته و به این همه پدیدههای جدید اجتماعی توجه شود. این در حالی است که به تعبیر بسیاری از کارشناسان رسانه و جامعهشناسی این سریالها در صورت پرداخت صحیح میتوانند نقش مهمی در آموزشهای اجتماعی داشته باشند، چراکه زبان سریالها بسیار تأثیرگذار و قابل توجه همه اقشار است.
علاوه بر این باید بر این موضوع باور داشته باشیم که در صورت غفلت در ساخت چنین سریالهایی با این محتوا و تنها اکتفا به چند سریال با سوژههای تاریخی، رسانه ملی بخشی از مخاطبان علاقهمند به ملودرامهای اجتماعی خود را از دست خواهد داد و این بخش به سمت ماهوارهها خواهند رفت، چراکه نتوانستهاند نیازهای خود را در رسانه ملی بیابند.