کد خبر: 440386
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۴
/‌٢٣ ربیع سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم
می‌گویند امام رضا(ع) نامه‌ای به حضرت معصومه(س) نوشتند. از محتوای آن نامه اطلاعی در دست نیست، اما هرچه بود، شوق دیدار امام را در دل نزدیکان ایشان بیشتر کرد‌. فاطمه‌ معصومه(س) و گروهی از برادران و برادرزادگان تصمیم گرفتند به مرو بروند و به محضر امام(ع) شرف یاب شوند.

به گزارش سرویس دین و معارف اسلامی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) یک سال پس از سفر تبعید گونه‏ی امام رضا(علیه السلام) به شهر مرو، حضرت معصومه، خواهر آن امام، به همراه عده‏ای از برادران خود برای دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد. در مسیر راه به شهر ساوه رسیدند، اما در آنجا عده‏ای از مخالفین اهل بیت با همراهی مأموران حکومتی به نبرد و جنگ با همراهان آن حضرت پرداختند که عده‏ای از همراهان حضرت در این حادثه غم‏انگیز به شهادت رسیدند.

حضرت معصومه(س) در حالی که از غم و حُزن این واقعه، بسیار مریض بود با احساس ناامنی در شهر ساوه فرمودند: "مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود، شهر قم، مرکز شیعیان ما می‏باشد". سپس به طرف قم حرکت نمودند، بزرگان قم وقتی از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و حضرت معصومه(س) در حالی وارد شهر شدند که شور و احساسات مردم قم، پذیرای وجود شریف آن کریمه اهل بیت(ع) بود که پس از هفده روز حضور در این شهر به دیدار حق شتافتند و مردم قم با تجلیل بسیار پیکر پاک آن حضرت را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام باغ بابلان معروف بود تشیع کردند.

نگاهی به زندگانی کریمه اهل بیت(ع)

حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می‌رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

دلیل سفر حضرت معصومه(س) به مرو

پس از امین، مأمون به خلافت رسید. او با حیله‌گری به تقویت پایه‌های حکومت خود پرداخت. با توجه به گستردگی کشور اسلامی و وجود مخالفان سرسخت، مأمون برای حفظ تاج و تختش، شیعیان را با خود همراه کرد؛ مأمون دست بردار نبود. میان مأمون و امام رضا(ع) نامه‌های فراوانی رد و بدل شد، حضرت ولایتعهدی را قبول نمی‌کرد و خلیفه همچنان اصرار می‌ورزید. او برای رسیدن به هدف خود در سال 200 هجری قمری، شخصی به نام رجا بن ابی ضحاک را راهی مدینه کرد تا امام رضا(ع) را از آنجا به «مرو» بیاورد که مرکز حکومتش بود. امام به ناچار مدینه را به قصد مرو ترک کرد.

با رفتن امام رضا(ع) لحظه‌های شیرین زندگی فاطمه معصومه(س) هم پایان پذیرفت. او پس از شهادت پدر، به سایه پرمهر برادرش، دلخوش بود و سفر تحمیلی امام و دوری از آن عزیز، برایش بسیار دشوار بود. یک سال از سفر امام رضا(ع) به مرو گذشت. خاندان پیامبر در مدینه از دیدار آن عزیز محروم بودند و چیزی جز زیارت سیمای نورانی حضرت، دل غم دیده آنان را آرام نمی‌کرد. فاطمه معصومه(س) نیز کاسه صبرش لبریز شده بود و مانند خواهران و برادران خود از دوری برادر بزرگوارش، امام رضا(ع) بی‌تابی می‌کرد.

می‌گویند در همان روزها، امام رضا(ع) نامه‌ای به معصومه(س) نوشت. ازمحتوای آن نامه اطلاعی در دست نیست، ولی هرچه بود، شوق دیدار امام رضا(ع) را در دل نزدیکان ایشان بیشتر کرد. فاطمه معصومه(س) و گروهی از برادران و برادرزادگان امام تصمیم گرفتند به مرو بروند و به محضر امام(ع) شرف یاب شوند.

کاروان عشاقان امام رضا(ع) پیش می‌رفت و جز برای نماز و غذا و استراحت، لحظه‌ای از حرکت باز نمی‌ایستاد. این کاروان، تپه‌ها، کویرها و ریگ زارهای حجاز را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشت و از مدینه دور و دورتر می‌شد.

رنج سفر، فاطمه معصومه(س) را بسیار آزار می‌داد. برای بانوی جوانی مانند او، پیمودن این مسیر طولانی، دشوار و طاقت‌فرسا بود. با این همه، دیدار برادر آنقدر برایش ارزش داشت که حاضر بود حتی صدها برابر این سختی را هم تحمل کند.

کاروان حضرت به ساوه می‌رسد

مرحله دشوار سفر پایان یافت و کاروان عشق به سرزمین ایران رسیدند. آنان روزهایی را نیز در خاک ایران به سفر خود ادامه دادند و شهرها و روستاهای آن را پشت سر گذاشتند. سرانجام کاروان به شهر ساوه رسید. در آنجا بود که فاطمه معصومه(س) بیمار شد و دیگر نتوانست به سفر ادامه دهد.

آیا خواهر امام رضا(ع) می‌توانست با چنین حالی، به دیدار برادر عزیزش در«مرو» برود؟ آیا می‌توانست باز بر مرکب بنشیند و سفر خود را با دیدار امام رضا(ع) تمام کند؟ این پرسش‌ها، دختر امام کاظم(ع) را سخت نگران کرده بود به هر حال، وقتی آن بانو، حال و روز خود را چنین دید، تصمیم گرفت به قم برود.

ورود آن حضرت به شهر قم

قم آن روزگار، پناهگاه ارادتمندان خاندان پیامبر بود و گروهی از عاشقان و دوستان اهل بیت(ع) در آن زندگی می‌کردند. خبر آمدن حضرت فاطمه معصومه(س) به ساوه و بیماری آن بانوی بزرگوار به قم رسید. اهالی شهر تصمیم گرفتند نزد آن بزرگوار بروند و از ایشان تقاضا کنند مدتی در قم بمانند. موسی بن خزرج، به نمایندگی مردم «قم»، نزد دختر گرامی امام کاظم رفت و درخواست اهالی شهر را با آن حضرت در میان گذاشت. حضرت معصومه(س) درخواست آنان را پذیرفت و کاروان به سمت قم حرکت کرد.

حضرت معصومه(س) و همراهان آن بزرگوار، در 23ربیع الاول سال 201 هجری قمری، وارد قم شد و مورد استقبال گرم اهالی شهر قرار گرفت. مردم از ورود دختر امام کاظم(ع) به شهر خود، بسیار خوش حال شدند. موسی بن خزرج، مأمور پذیرایی از حضرت فاطمه معصومه و همراهانش شد. او مرد ثروتمندی بود و خانه بزرگی در اختیار داشت. از این رو، با کمال میل، مسئولیت پذیرایی از میهمانان را به عهده گرفت.

حضرت معصومه(س) در خانه موسی بن خزرج، عبادتگاهی برای خود آماده کرد تا در آنجا با خدای بزرگ راز و نیاز کند. این عبادتگاه هنوز هم هست و «بیت النور» نام گرفته است.

مردم قم با تجلیل بسیار پیکر پاک آن حضرت را تشییع کردند

بیماری دختر گرامی امام کاظم(ع)، همراهان ایشان و اهالی قم را سخت ناراحت کرده بود. آنان از هیچ کوششی برای مداوای میهمان عزیزخویش کوتاهی نمی‌کردند، ولی حال او روز به روز بدتر می‌شد. سرانجام زائرخسته امام رضا(ع)، در دهم ربیع‌الثانی 201 هجری قمری، چشم از جهان فروبست. مردم قم با تجلیل بسیار پیکر پاک آن حضرت را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام باغ بابلان معروف بود تشیع کردند.

پی نوشت:

محمدی، اشتهاردی، محمد؛ حضرت معصومه فاطمه دوم،

قمی، حسن بن محمد بن حسن، تاریخ قم،

فقیهی، علی‌اصغر؛ تاریخ مذهبی قم،

مسعودی، علی بن حسین؛ مروج الذهب

یوسفی، یوسف علی؛ شهیده غربت،
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار