
«30 سال از انقلاب گذشت و من به سهم خودم تلاش کردم تا حدودی بتوانم بخشی از آرمانها و عقاید انقلاب را بیان کنم تا جایی که وسعم میرسید و تا جایی که امکان طرحش وجود داشت، تلاش کردم.» این نه بخشی از صحبتهای یک رجل سیاسی است و نه بخشی از بیانیه یک حزب.
اینها چکیده صحبتهای یک فیلمساز است که مخلصانه و به دور از هر گونه ریا و تظاهر بیان کرده است. از این جهت اینقدر مطمئن میگویم بدون ریا، چون که تمام کسانی که این فیلمساز را چه از دور یا نزدیک میشناسند به صحت این گفتهها ایمان دارند.
این فیلمساز کسی نیست جز داود میرباقری کسی که فیلمسازیاش را با خود انقلاب شروع کرد و در این 30سال بیشترین وقتش را صرف ساخت و عرضه فرهنگ برآمده از تفکر انقلاب کرد.
اگر از کنار نامهایی چون شهید آوینی، ابراهیم حاتمیکیا و مرحوم رسول ملاقلیپور بگذریم در میان سینماگرانی که بعد از انقلاب کار فیلمسازی را شروع کردند به تعداد انگشتشماری از سینماگران میرسیم که واقعاً به حقیقت روح انقلاب پی برده باشند و دغدغهشان تصویر کردن و اشاعه دادن اهداف و رسالت انقلاب اسلامی بوده باشد.
اکثرسینماگران ما بعد از مدتی یا به ساخت فیلمهای هنری جشنواره پسند روی آوردند یا به ساخت فیلمهای سخیف کمدی که این روزها بازار داغی دارد. ناگفته نماند شاید ما فیلمسازان زیادی داشته باشیم که بخواهند در راستای اهداف انقلاب فیلم بسازند ولی متأسفانه یا از اندیشه و تفکر قوی برخوردار نیستند یا سینما را خوب نمیشناسند و به قول معرف از وزن بالایی برخوردار نیستند.
حال در این بین فیلمسازی پیدا میشود و بدون اینکه کوچکترین دغدغه سیاسی به جناح یا گروهی داشته باشد میگوید که به دنبال طرح آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی است. شاید اگر این حرف را هنرمند یا بهتر است بگویم فیلمساز دیگری میزد که خیلیها هم مدعی این حرف هستند، اهمیت چندانی نداشته باشد، ولی زمانی که این سخنان را از زبان کسی میشنویم که آثارش گواه یک جهانبینی خاص و اثرگذار در جامعه و حتی فراتر از مرزها است؛ بحثهای که زمانی سریال امام علی(ع) در جهان اسلام به راه انداخت و امروز مختارنامه دنبال رو آن است. ما سریال و فیلم تاریخی و مذهبی در این سالها کم نداشتیم حال چرا واکنشها بیشتر حول ساختهها یا بهتر است گفته شود تفکرات میرباقری است، دلیلش یک چیز بیشتر نمیتواند باشد، آن هم اینکه آنها هم به اثرگذاری حرفهای فلسفی و آرمانهای جهانی میرباقری رسیدند و از رویارویی با چنین اندیشهای که نشأت گرفته از انقلاب اسلامی است هراسانند.
میرباقری استاد خلق شخصیتهای ماندگار و دیالوگهای تأملبرانگیز است. نمونه آن هم خلق شخصیتهای ماندگاری چون مالک اشتر، عمرو عاص، معاویه و ولید در سریال امام علی(ع) و عبدالله بن زبیر، ابن زیاد و مختار در مختارنامه است.
شیوه دیالوگنویسی و روایت داستان در کارهای او منحصر به فرد است. صحنه بحث فلسفی حصین بن نمیر و عبدالله بن زبیر در مورد وجود خدا را چه کسی میتواند خلق کند، جز کسی که از یک بینش و آگاهی عمیقی برخوردار باشد.
میرباقری تنها یک نویسنده و فیلمساز نیست. یک هنرمند دغدغهدار است و چه کسی بهتر و شایستهتر از او برای طرح آرمانهای انقلاب؟