
امیر سحرخیز متولد 1355 فعالیت هنری خود را به صورت حرفهای از سال 1375 و به عنوان طراح و گرافیست در یکی از آتلیههای گرافیک آغاز کرد و از سال 1376 به طور جدی به تولید فیلمهای انیمیشن تبلیغاتی پرداخت.انیمیشن کوتاه معما، اولین فیلم کوتاه مستقل او بود که در سال 1380 ساخته شد و در جشنوارههای کودک و نوجوان اصفهان و جشنواره پویانمایی تهران به نمایش درآمد. او از اواسط سال 1381 تاکنون به عنوان مدیر هنری و انیماتور ارشد مشغول به کار است. دو فیلم کوتاه «سکوت لطفاً! و چت ایرونی» (برنده جایزه ویژه هیئت داوران از چهارمین جشنواره بینالمللی پویانمایی تهران و برنده تندیس نهمین جشن خانه سینما برای بهترین انیمیشن) از دیگر فعالیتهای او در زمینه انیمیشن به شمار میروند.امیر به همراه کامران برادرش چند سالی است مسئولیت طراحی و اجرای جلوههای بصری خیلی از فیلمهای سینمایی ایران را به عهده گرفتند و به نوعی از پیشگامان ساخت جلوههای بصری کامپیوتری در ایران هستند.از نمونه کارهای سحرخیز میتوان به فیلمهای «خواب لیلا»، «پستچی سه بار در نمیزند» و «آل» اشاره کرد. همچنین فیلمهای «ملک سلیمان» و «مختارنامه» از کارهای شاخص سحرخیز است.
در ابتدا تعریفی از جلوههای بصری میکنید؟ اساسا به چه بخشی در فیلم جلوههای بصری میگویند؟
به هر بخشی از تصویر که در حین فیلمبرداری سر صحنه کار نشده باشد و بعد به فیلم اضافه شود.در واقع جلوهای بصری تصاویری است که در مرحله پس تولید ایجاد میشوند که در حال حاضر این کار به وسیله کامپیوتر انجام میگیرد.
برای قابل لمس شدن مثالی میزنید؟
مثلاً در سر صحنه، یک ساختمان یا انفجاری بنا به دلایلی مثل پر هزینه بودن یا اینکه امکان ساخت فراهم نبوده گرفته نشده است. بعد این تصاویر به فیلم اضافه میشود.جلوههای بصری ترکیبی از هنرهای مختلف است.در این جا انیمیشن خیلی دخیل است.پایه و مبنای جلوههای بصری اساساً انیمیشن است.
جلوههای بصری که در پس تولید به فیلم اضافه میشود.آیا سر صحنه یا قبل از فیلمبرداری باید کارگردان برای آنها تدارکی دیده باشد؟
الان ، قطعاً در حین تولید یا حتی زمان نوشتن فیلمنامه با گروههای جلوههای بصری مشورت میشود.اما خیلی از فیلمها هم این اتفاق برایشان نیفتاده و بعد به این فکر رسیدند که از این تکنیک در فیلم استفاده کنند.در حالت دوم بی شک چون گروه سر صحنه نبوده تا تدارک لازم را ببیند کیفیت کار زیاد خوب نمیشود. ولی چون این تکنیک امروز جا افتاده معمولاً در حین فیلمبرداری و قبل ازآن با گروه مشورت میشود و کسی از گروه ما حتما سر صحنه وجود دارد و پلانها با نظارت ما گرفته میشود.
نقش و کارکرد انیمیشن در جلوههای بصری تا چه میزان است؟
تصور خودم این است که جلوههای بصری مرز بین سینما و انیمیشن است.یعنی جایی که این دو هنر با هم ترکیب میشوند.طبیعتا یک بخشی از جلوههای بصری محدود میشود به کارهای تصویری مثل انفجار، که شاید انیمیشن در آن خیلی نقش نداشته باشد. ولی بخشهایی که شما یک شخصیتی را مثلاً موجودات تخیلی و هر چیز دیگر را به فیلم اضافه میکنید به طور مستقیم به انیمیشن ارتباط دارد.در واقع این انیماتور است که این کار را انجام میدهد.من چون خودم از انیمیشن آمدم میتوانم نتیجه تجربه انیماتوریام را در این کار ببینم.در واقع پس زمینهای که من از انیمیشن داشتم اینجا خیلی به کمکم آمد.
شما در این کار تجربههای زیادی داشتید.یکی از ایرادتی که به جلوهای بصری فیلمهای ایرانی گرفته میشود این است که در ژانر اکشن و سینمای وحشت سینمای ما اثر شاخص و قابل اعتنایی ندارد و با استاندارهای روز دنیا بسیار فاصله دارد.نظر شما در این خصوص چیست؟
طبیعی است.چون اولاً این تکنیک در سینمای ما تازه وارد است. ثالثاً فیلمهایی که ما در ژانر وحشت یا اکشن میسازیم اصلاً قابل مقایسه با سینمای جهان نیست.در سینمای ما ملودرام حرف اول را میزند و سینمای اکشن یا ژانر وحشت جای در سینمای ما ندارد.
حالا اگر یک فیلمساز بخواهد یک فیلم اکشن بسازد آیا جلوههای بصری این امکان را به فیلمساز میدهد تا یک کار خوب تولید کند؟
الان را میگویم بله.ولی این را باید در نظر داشت که یک فیلم زمانی میتواند موفق باشد که همه اجزایش به صورت یک کل دیده شود.فیلم باید از پایه خوب طراحی شده باشد یعنی باید فیلمنامه خوب ، سرمایه و کارگردان مولف هم وجود داشته باشد.وقتی یک فیلم ژانر وحشت دکوپاژ و تکنیک خوبی دارد.جلوههای بصری میتواند این کار را تقویت کند. ولی چیزی که از پایه خودش هم به صورت خام حرفی برای گفتن ندارد. جلوههای بصری تنها کاری که میتواند برای این کارها انجام دهد این است که کمی فیلم را بزک کند.
در آمار فروش سینمای جهان میبینیم فیلم هایی از فروش بالا برخوردارند که جلوههای بصری زیادی دارند.درواقع ملودرام هم آنجا مخاطب زیادی ندارد.حالا اگر قرار است فیلمهای ما هم فروشهای خوبی داشته باشند به نظرتان نباید سینمای ما به سمت این تکنیک برود؟
در یک زمان فروش فیلمهای کمدی خیلی رشد کرد و به نسبت تولید این گونه سینمایی هم زیاد شد. ولی بعد از مدتی فروش این فیلمها خیلی پایین آمد.این اتفاق خوبی بود.چون مخاطب دید که نباید به دیدن هر کاری برود.درآن طرف ولی برای کاری مثل «ملک سلیمان» اتفاق خوبی افتاد. فیلمی که در بخش جلوههای بصری هزینه زیادی برده بود توانست به فروش بالایی دست پیدا کند و مورد استقبال خیلیها قرار بگیرد. بخش زیادی از مخاطبان به خاطر دیدن جلوههای بصری «ملک سلیمان» به سینما رفتند.مطمئنا در آینده این اتفاق برای خیلی از فیلمها خواهد افتاد. اگر دنبال حل معضل بحران مخاطب در سینما هستیم مجبوریم به سمت ساخت فیلم هایی برویم که در آن از جلوههای بصری استفاده شده باشد.آن وقت است نقش جلوههای بصری خیلی پر رنگ میشود.
از تجربهتان در سریال «مختارنامه» بگویید، چطور به این کار وارد شدید؟
در ابتدا اصلاً قرار نبود که در «مختارنامه» از جلوههای بصری استفاده بشود.چون تیم سازنده این سریال این باور را داشتند که این تکنیک در کشور ما هنوز تواناییهای لازم را ندارد.ولی بعد از چند سال و در حین فیلمبرداری به گروههایی که در این زمینه تجربههای داشتند اطلاع دادند که قرار است برای بخشهایی از «مختارنامه» از جلوههای بصری استفاده شود.وقتی که آقای میرباقری کارهای ما را دیدند تصمیم گرفتند مسئولیت این کار را به ما بسپارند.
نمونههایی از کارهایی را که در «مختارنامه» انجام داده اید میگویید؟
بخش اعظم کار ما ایجاد پس زمینههای مختلف از قبیل بناها و جغرافیای شهر و افزایش تعداد سپاهیان و همچنین تغییراتی در فضا و بافت فیلم است.بخش دیگر کار ما در مختارنامه برمیگردد به خلق شخصیتهای خیالی که در توهمات و رویاهای مختار است. مثلاً در قسمت چهارم این سریال که پخش شد موجوداتی که از زمین بیرون میآمدند و به سمت مختار میروند کار تیم ما بود.از این قبیل تکنیکها در قسمتهای بعدی زیاد خواهیم داشت.
ملک سلیمان چطور؟ به نظر میرسد این کار تجربه موفقی برای تیم شما بود ؟
بله،هم تجربه خوبی برای ما بود و هم خدا را شکر خیلیها دیدند که اگر سرمایه و فکر کافی باشد تولیدات خوبی میشود در این زمینه داشت. البته این را باید بگوییم که مسئولیت گروه ما در «ملک سلیمان» با دوستم هادی اسلامی بود.
با این تجربیات آیا الان تهیه کنندگان برای کارهایی از این قبیل سراغ شما میآیند؟
الان که همچنان درگیر سریال مختارنامه هستیم. ولی فیلمهای زیادی در دست گروه ماست که از آنها میتوان به فیلم «یک حبه قند» رضا میرکریمی ، «گلوگاه » حمید بهمنی و «پریا» فریدون جیرانی اشاره کرد.
انیمیشنی در دست تولید ندارید؟
یک کار کوتاه دارم که الان کارهای اولیهاش را دارم انجام میدهم.