کد خبر: 419650
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۰
در حالي که همواره گلايه هنرمندان و مسئولان، کمبود سالن براي نمايش فيلم هاي ارزشمند است، فيلم هايي چون «بعد از ظهر سگي سگي» با ساختاري بسيار سخيف و محتوايي آشفته، روي پرده سينماهاست که پيش از ورود به روندي که منجر به نمايش فيلمي مثل «بعدازظهر سگي سگي» مي شود، بايد درباره ويژگي هاي اين نوع آثار نوشت.

به گزارش «تابناک»، هر چند «بعدازظهر سگي سگي» در قالب داستاني، به برخوردهاي نامناسب با جوانان خلاق و ايده پرداز، از سوي مسئولان و در نتيجه سرخوردگي ها و رفتارهاي عصبي و عصيانگرايانه اين نوع نخبگان بپردازد، با بهره گرفتن از شوخي هاي بسيار پيش پا افتاده و طراحي شخصيت هايي بدون کوچکترين عمق و هويت و بسيار سطحي و بسيار نازل، تنها توانسته در برخي لحظات، مخاطب را به خنده وادارد و همين و بس.

در واقع، نخستين عنصري که اين اثر را تبديل به کمدي بسيار ضعيف و ناموفق کرده است، فيلمنامه آن است که به جرأت، مي توان گفت فاقد شخصيت و يا شخصيت هايي است که بتوانند آنچه منظور و محتوا بوده به ثمر برسانند.



به تعبير ديگر، نويسنده براي بيان آنچه به دنبالش بوده، افرادي را وارد ماجرا کرده است که نه تنها کمکي به پيشبرد قصه نمي کنند، بلکه باعث از بين رفتن ارزش هاي محتوايي داستان هم مي شوند؛ افرادي همچون آن دو جوان که مي خواستند خودشان را بسيجي جا بزنند؛ آن زن و مرد فرنگي مآب در عکاسي و... حتي جواني که رضا عطاران نقشش را بازي مي کرد، نه تنها وجودشان الزامي ندارد، بلکه چون کارگردان نمي تواند و يا نمي خواهد وارد دنيايشان بشود، اگر نبودند، نويسنده ناگزير مي شد براي اشخاص اصلي تحرک و کنش هاي بيشتري را تخيل کند تا قصه به جاي رقت، دچار غلظت مناسب مي شد و شخصيت هاي اصلي، بيشتر کشف مي شدند و قصه براي پيش رفتن، ناچار نمي شد به مزه پراني هاي امثال علي صادقي و رضا عطاران و... متوسل شود.

در واقع، بر خلاف بسياري از فيلم ها که بازيگران شاخص با توانايي هايشان آن را نجات مي دهند، در «بعدازظهر سگي سگي» اين بازيگران، از اثرگذاري قصه بسيار کاسته اند و حتي در مورادي، مانع پيشرفت آن مي شوند.

همچنين برخلاف بسياري از مواقع که کارگردان به بازيگران مطرحش مجال بيشتري مي دهد تا اثر، مبتني بر پختگي بازيگران، غني تر و شاداب تر شود، در اين مورد، زياده گويي ها و مزه پراني هاي بازيگران، به شدت طراوت معنوي و محتواي قابل توجه اثر را پايين آورده است.

از سوي ديگر، چون فيلمنامه نويس، نتوانسته «شخصيت» هايي محکم و لازم بيافريند و به دنبال آن، شخصيت ها با ابعاد متعددي که دارند، منجر به حرکت و کنش در داستان بشوند و به اثر عمقي هنرمندانه بدهند، به نوشتن سخناني روي آورده که مبتني بر برخي مسايل اجتماعي است که با واکنش مخاطبان روبه رو و حتي باعث خنديدن مردم مي شود؛ از جمله تأکيد بر برخي ضعف هاي کارآگاه سلامت و يا ضعف عکاس در مقابل دختر فراري و ... .

افزون بر اين، کارگردان نه تنها جاي خالي ها را پر نکرده، بلکه به نوعي به آنها دامن زده است؛ براي نمونه، اگر فيلمنامه نويس، کم سو بودن چشم هاي بازيگر اصلي را در اثر تنيده باشد، بايد از کارگردان پرسيد، چرا به اين ضعف، مجال طرح در چندين مرحله داده شده و مواردي از اين دست ... که بسيارند.



ديگر آن که چرا در اين قصه، نگرشي ژرف و هنرمندانه، چيدمان يا آدم ها و يا تمهيداتي عاقلانه و فخيم ـ که بتوانند گره از اين نوع مشکلات باز کنند ـ گنجانده نشده و همه چيز در آشفتگي و نابخردي باقي مانده است؟
اگر تأکيد اين فيلم، نشان دادن صرف اين نوع معضلات اجتماعي است، چرا تا به اين اندازه، سخيف و بدون بهره گيري هر چه زيباتر از عناصر سينما چنين کرده اند؟

البته اينجا بايد از بازيگراني همچون عطاران پرسيد: نقش هايي با اين اوضاع درهم ريخته و بي هويت را مبتني بر کدام ويژگي ها و قابليت ها براي بازي پذيرفته اند؟ آيا افرادي همچون آقاخاني و صالحي، به خاطر غم نان مجبور به پذيرش بوده اند؛ که البته با پرکاري اين گروه از بازيگران در سينما و تلويزيون، بسيار بعيد است که چنين باشد؟!

البته اگر منظور نويسنده و کارگردان و ديگر عوامل، اين باشد که فرشيد فراشها هم آنچنان که بايد و شايد نخبه نيستند و شايستگي توجه را ندارند، مي توان به آنان حق داد که او را هم داراي معايبي تصوير کرده باشند، ولي در اين صورت، پرسش بزرگتري را پديد مي آورند و آن اين که اگر همه قصه و آدم ها در آشفتگي هاي منجر به عصيان نقش دارند و نبايد خيلي دل به حالشان سوزاند و تنها بايد به ايشان خنديد، پس چرا به بعدازظهر سگي با بازي آل پاچينو رفرنس مي دهند و باعث جرقه در ذهن شخصيت اصلي مي شوند؟
و خلاصه اين که اساسا چرا قصه شکل گرفته و اين فيلم ساخته شده است؟



سينما به عنوان مدرن ترين و تاثيرگذارترين رسانه براي بيان مفاهيم ارزش مند و ارتقادهنده به کار گرفته مي شود و سازندگان، چون وقت تماشاگران بسياري را به خود جلب مي کنند، نمي توانند فقط به قصد وقت گذارني از اين ابزار بسيار گران استفاده کنند. و اين در حالي است که همه چيز در «بعدازظهر سگي سگي»، اين گونه به نظر مي رسد.

در واقع، همه چيز در اين فيلم حاکي از آن است که متأسفانه رويکردي بسيار سخيف، با ابزاري بسيار موثر رخ داده است و در نتيجه، کمدي بسيار نازل و سخيف به مردم عرضه شده است.

اما نمايش چنين آثاري، پرسش بزرگتري را پديد مي آورد و آن اين که چنين محصولاتي، حاصل چه فرايندي هستند و در سينمايي که متوليان دولتي، مدعي نظارت بر همه اجزايش هستند، چگونه فيلمي با اين مختصات تهيه، توليد و اکران مي شود؟

در واقع، به نظر مي رسد چنين آثاري بدون هر گونه نظارت و ارزشيابي به روي پرده رفته و اصلا اهميتي هم ندارد که وقت مردم را هدر داده و نوع نگاهشان را نيز به شدت تنزل دهند ....

و پرسش پاياني اين که در سينمايي که در اغلب عناصر دچار کمبود است، به گونه اي که بسياري از فيلم هاي مناسب ماه ها در نوبت اکران مي مانند، چه فرايندي به آثاري از اين دست اجازه نمايش مي دهد؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار