شايد اگر چند سال پيش بانكهاي كشور فتيله زرق و برق جوايز قرعهكشي حسابهاي قرضالحسنه يا همان كليشه معروف «در پاسخ به نيات خيرخواهانه شما» را آنقدر بالا نميكشيدند كه به الگانس چندصد ميليوني برسند - آن هم وقتي پاي اين سوغات گران آلماني هنوز به نمايشگاههاي مجلل پايتخت باز نشده بود- و اگر بانكها ارتفاع قله دماوند را بهانه به رخ كشيدن اسكناسهاي 50 هزار ريالي قرار نميدادند، احتمالاً مديران اقتصادي و برخي مسئولان دولتي هم به همان تذكراتي كه كمتر رسانهاي ميشد اكتفا ميكردند اما رقابت بانكها بر سر تصاحب سهم بيشتر از سپردههاي قرضالحسنه آنقدر بالا گرفته بود كه حتي مسئولان هم نتوانستند به همان شيوه مألوف كجدار و مريز رفتار كنند.كالبد قرض الحسنهاي كه در تبليغات نشان داده ميشد از روح حقيقي آن تهي شده بود، اين اعترافي بود كه وقتي سكوت شكست بر زبانها جاري شد:« اكنون شيوه قرعه كشي بانكها بيشتر به لاتاري و قمار شبيه است و با اصول بانكداري اسلامي منافات دارد.» البته سپردهگذاران هم بينصيب نماندند و به مرور انگشت اتهام به سمت سپردهگذاران حسابهاي قرضالحسنه هم چرخيد، وقتي گفته شد سپردهگذاران از مفهوم حقيقي و رسالت اصلي قرضالحسنه جدا افتادهاند و به خاطر كسب جايزه شانس خود را به چرخش گويهاي رنگي و نرمافزارهايي كه اعداد تصادفي ميسازند، ميسپارند.اما پرسشي كه آن روزها به موازات شدت گرفتن حجم تبليغات قرعهكشي حسابهاي قرضالحسنه بانكها مطرح شد اين بود كه وضعيت فعلي بانكها در به كارگيري عنوان و محتواي «قرضالحسنه» چقدر با «قرضالحسنه» اي كه برگرفته از آموزههاي قرآني است، تناسب دارد؟ شهريور ماه سال 84 بود كه مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي با انتشار گزارشي نسبت به پيامدهاي منفي رواج تبليغات جوايز بانكها در اقتصاد كشور هشدار داد.نكته بسيار مهمي كه در گزارش اين مركز آمده بود، وجود ارتباط مشابه ميان ساختار شركتهاي هرمي و قرعهكشي بانكها بود. آنجا كه به صراحت آمده بود« فعاليت شركتهاي گلدكوئيستي بيانگر اين نكته مهم است كه در اقتصاد ايران هنوز منفذهاي زيادي براي چنين فعاليتهايي وجود دارد. به جرأت ميتوان ادعا كرد كه اقدامات لاتاريگونه برخي مؤسسات و دستگاههاي داخل كشور نظير جوايز بانكها و امثال آن زمينه مناسب براي فعاليت بيشتر شركتهاي مذكور را فراهم كرده است.»سال 87 بود كه مظاهري، رئيس وقت بانك مركزي اعلام كرد در شأن نظام اسلامي نيست كه بانكها اعلام كنند اسكناس به ارتفاع برج ميلاد ميدهند.اما از سوي ديگر عبارات معاون حقوقي وزير اقتصاد در سال 84 نيز موضعگيري قابل اعتنايي براي رخدادي بود كه به تدريج در بطن رابطه ميان سپردهگذاران و حسابهاي قرضالحسنه بانكها پيش آمده بود، رابطهاي كه اگرچه هنوز نيت خيرخواهانه و اجر معنوي را بر پيشاني داشت اما به نظر ميرسيد ماهيت آن عميقاً دچار دگرديسي شده است. «بانكهاي دولتي براي جذب سپردههاي قرضالحسنه، خودروهاي تبليغاتي را به عنوان جايزه مقابل شعبههاي بانك قرار ميدهند، آن وقت پس از قرعهكشي به يكباره حسابها خالي ميشود.»اين همان اتفاقي بود كه در ماهيت حسابهاي قرضالحسنه افتاده بود، بانكها با زرق و برق جايزه ميتوانستند چند صباحي منابع قرضالحسنه را به دام بيندازند اما وقتي نتايج قرعهكشي اعلام ميشد، به چشم بر هم زدني كبوتر از بام برميخاست تا دانه پاشي دوره بعدي حسابهاي قرض الحسنه فرا برسد.واكاوي انگيزههاي شركت در قرعهكشيشايد تحليل نشانهشناسي و واكاوي لايه فرهنگي آگهي تبليغي يك بانك كه پيشتر از تلويزيون پخش ميشد تا حدودي بتواند وضعيت پديد آمده در رابطه ميان سپردهگذاران و حسابهاي قرضالحسنه را روشنتر كند.در اين آگهي تبليغاتي مردي را با هيجاني مفرط در حالي كه بسيار مشعوف به نظر ميرسد ميبينيم كه در جمع اعضاي خانواده و دوستانش محتويات سبد جوايز متنوع بانك در پاسخ به نيات خيرخواهانه سپردهگذاران حسابهاي قرضالحسنه را اعلام ميكند اما بر خلاف تصور او، دوستان و خانوادهاش اعتناي چنداني به وعدههاي او نميكنند به عبارت ديگر زرق و برق خودرو، كمك هزينه مسكن، سكه و امثال آن آنچنان كه مرد گمان ميكرد، براي خانواده و دوستانش اغواكننده نيست و آنها اگر هم بخواهند حساب قرضالحسنه باز كنند، صرفاً به خاطر نيات خيرخواهانه خواهد بود اما اين گمان مرد و ما كه ناظر اين رفتارهستيم ديري نميپايد.فرداي روزي كه مرد براي افتتاح حساب قرضالحسنه به بانك ميرود، ميبيند دوستان و اعضاي خانوادهاش در حالي كه همگيشان سعي ميكنند شناخته نشوند پيش از او در صف افتتاح حساب ايستادهاند!؟اين آگهي به خوبي وضعيت دوگانهاي را كه امروز در رفتن به سمت قرعه و جايزه از يك سو و الصاق نيات خيرخواهانه به آن دچارش شدهايم پيش روي ما ميگذارد.گفته ميشود، 108 هزار ميليارد ريال در حسابهاي قرضالحسنه، سپردهگذاري ميشود اما بخش قابل توجهي از اين ميزان سپرده پس از قرعهكشي حسابهاي قرضالحسنه از كف ميرود.لابد برخي صبورترند و اقبال خود را براي دور بعدي قرعهكشيها ميآزمايند، به عبارت ديگر چه آن زمان كه حسابهاي قرضالحسنه پس از اعلام نتايج قرعهكشي خالي ميشود و چه كساني كه ترجيح ميدهند با اعتماد به عبارت «هر 50 هزار ريال در هر روز يك امتياز» دست نگه دارند، در هر دو اين وضعيت، قرعه و اقبال است كه برجسته شده است. همانطور كه گفته شد جذب سرمايههاي سرگردان و نقدينگيها از سطح جامعه فينفسه امر نامطلوبي نيست اما مشكل از اينجا آغاز ميشود كه اين جذب عملاً شانسگرايي را به يك فرهنگ مسلط فراگير به ويژه در ميان طبقه متوسط تبديل كند و از سوي ديگر بخواهد به شكل غيرمستقيم حتي به عنوان يكي از نتايج اين شانسگرايي راههايي را براي پول درآوردن پيشنهاد كند كه اين راهها مبتني بر بنيان شركتهاي هرمي و لاتاري است. دقيق شدن در بخشي از عبارتهايي كه سپردهگذاران حسابهاي قرضالحسنه يكي از بانكها در فاصله زماني انجام قرعهكشي تا اعلام نتايج نگاشتهاند ميتواند بيانگر شاخههايي از اين اتفاق باشد.- همين اواخر سه بانك اعلام كردن كه جايزههاي توپ ميدن، بانك... مزدا 3، بانك... پروتون و بانك... جايزه25 ميليون توماني، من كه هميشه رؤياي پولدار شدن را داشتم اما راه پولدار شدن را نميدانستم رفتم عكسهاي مزدا 3 و پروتون را سرچ كرم و پرينت با كيفيتي از اين دو ماشين گرفتم و عكسها را لاي دفترچه پس اندازم گذاشتم، براي جايزه نقدي 25 ميليون توماني هم يك كارت تبريك براي خودم فرستادم با اين مضمون كه شما برنده 25 ميليون تومان جايزه نقدي از بانك شدهايد. حسابي به خودم مطمئن بودم و فكر ميكردم حتماً برنده ميشوم! فكر ميكنيد چي شد؟ هيچ! رفتم حسابم را بستم، عكسها را پاره كردم و ريختم دور، پيش خودم گفتم مرده شور هر چي نقشه ذهني و ذهن مثبت را ببرن! - دوست دارم به كساني كه اينقدر حرص جايزه را ميخورند بگويم اي بابا! جايزه رو كي داده، كي گرفته؟- من جايزه ميخواااااااااااااااااااااااااااااام.- روزي كه بانك... جوايزش را تبليغ ميكرد من خواب ديدم برنده شدم، به همين خاطر 20 هزار تومان حساب باز كردم، حالا هم جايزهام را ميخواهم چون وقت گذاشتهام.- از روزي كه مادر بزرگ من در قرعهكشي بانك... 206 برنده شده عموهايم به جان هم افتادهاند.- مرگ داداش جومونگ نااميدم نكنيد.- من و نامزدم روي اين جوايز خيلي حساب باز كرديم، اين جايزهها ميتواند بسياري از مشكلات ما را حل كند، از خدا ميخواهم به من شانس برنده شدن در اين دوره را بدهد.- حكمت اين قرعهكشي چيست كه من هيچ وقت از 2 ميليون تومان كمتر در حسابم نيست اما تا حالا هزار تومان هم برنده نشدهام.- چرا با احساسات مردم بازي ميكنيد.- از طلا بودن پشيمان گشتهايم، مرحمت فرموده پولمان را پس دهيد.- انگار براي گرفتن نتايج قرعهكشي بايد از گروه دامون استفاده كرد.- بشنو اين نكته كه خود را زغم آزاده كني/ خون خوري گرطلب روزي ننهاده كني.- خدايا از خلقت پروتون ممنون.- الانتظار اشد الموت! پس كي نتايج قرعهكشي را اعلام ميكنيد؟يك ماه از قرعهكشي گذشته چرا نتايج را اعلام نميكنيد؛- ما بوق هم برنده نميشويم.«من كه هميشه رؤياي پولدار شدن داشتم اما راه پولدار شدن را نميدانستم » اين عبارت شايد لُب همان جاذبهاي باشد كه بسياري از سپردهگذاران را به سمت خود ميكشاند. البته سپردهگذاري كه تصور ميكند با قرار دادن عكس رنگي مزدا 3 و پروتون لاي دفترچه پسانداز و فرستادن كارت تبريك برنده شدن جايزه 25 ميليون توماني به خود ميتواند شانس برنده شدن در قرعهكشي را تا مرز واقعيت نزديك كند احتمالاً از كتابهاي به اصطلاح روانشناسي مثبتانديشي تأثير پذيرفته كه متأسفانه سالهاست در بازار نشر كشور وجود دارد و دلالان به اصطلاح فرهنگي اين تفكر هم آزادانه با عناوين به ظاهر علمي از «رؤياي پولدار شدن اما راه پولدار شدن را ندانستن» سوءاستفاده ميكنند.اگر تعارفات معمول را كنار بگذاريم و اظهارات چند سپردهگذاري كه پيش از اعلام نتايج قرعهكشي بانك احساس و تفكر خود را به شكلي رها شده و بدون ملاحظات معمول فرهنگ رسمي بيان كردهاند تحليل كنيم به اين نكته بديهي ميرسيم كه آنها آمده بودند برنده شوند. جالب اينجاست پيش از اعلام نتايج قرعهكشي حدس ميزنند برنده نخواهند شد، بنابراين پيشاپيش اظهار سرخوردگي، غبن و پشيماني ميكنند.احتمالاً آنها به روزهايي فكر ميكنند كه صداي گرم و قاطع متن تيزر تبليغاتي آنها را به برنده شدن جايزه بزرگ بانك اميدوار ميكرد اما امروز نه تنها آن صدا ديگر وجود ندارد بلكه سكوت زماني سنگيني ميان قرعهكشي حسابها و اعلام نتايج برقرار شده كه چندان رضايتبخش نيست، حتي اگر اين فاصله زماني ميان قرعهكشي و اعلام نتايج به خاطر گذراندن تشريفات قانوني باشد.اگرچه پيامهايي كه اين چند سپردهگذار در يكي از سايتهاي اينترنتي درج كردهاند بسته به شخصيت و ويژگيهايشان رنگ و بوي عصبيت، يأس، اميدواري، جديت، التماس و شوخي به خود ميگيرد اما ماهيت آن يكسان است؛ همه سپردهگذاران منتظر قرعهاي هستند كه قرار است به نام آنها بيفتد اما انتظار هر كس با روشي كه به آن خو گرفته صورتهاي مختلفي مييابد.بررسيهاي آماري و قياس تعداد سپردهگذاران به جوايزي كه اعطا ميشود به ويژه وقتي جوايز 100 هزار ريالي را از مجموع جوايز حذف كنيم نشان ميدهد ميانگين تعداد جوايز به كل شركتكنندگان به عبارت ديگر اميد برنده شدن در قرعهكشي بسيار بسيار كم است. براساس مقررات بانك مركزي بانكها مجاز هستند حداكثر دو درصد از مجموع سپردههاي قرضالحسنه را به جوايز اختصاص دهند. به عنوان مثال بيشترين ميزان جوايز امسال در ميان بانكها 40 ميليارد تومان بود كه اگر تعداد ميليوني سپردهگذاران را از يك سو در نظر بگيريم، متوجه ميشويم كه بخش قابل توجهي از اين 40 ميليارد تومان صرف تأمين جوايز نفيس اما بسيار محدود بانك ميشود عملاً ميبينيم شانس برنده شدن هم بسيار ناچيز است. دكتر مظاهري، رئيس وقت بانك مركزي در سال 87 به نكته جالبي اشاره ميكند و ميگويد: «يكي از پايههاي نظام بانكي كارآمد اين است كه در مقابل مشتريان خود پيشبينيپذير باشد، اين امر در عقد قرض ميتواند تجلي يابد ولي در شكل فعلي، شانس و اقبال جانشين اين خصيصه شده است.»از طرف ديگر بايد متوجه باشيم كه با وجود تبليغات بسيار سنگيني كه بانكهاي كشور براي جذب سپردههاي قرضالحسنه انجام ميدهند سهم تسهيلات قرضالحسنه ارائه شده از سوي بانكها به نسبت تسهيلات ديگر بسيار ناچيز است. مطابق با آماري كه بانك مركزي اعلام كرده اين رقم از سال 70 تا 83 حدود 5/4 درصد بوده است، با اين همه اين سپردهها آنقدر براي بانكها مهم است كه در سبد جوايز خود از خصوصيات روانشناختي، خواستهها، چالههاي معيشتي و نيازهاي سپردهگذاران در گروههاي مختلف سني و طبقاتي غافل نيستند و تلاش ميكنند سبد جوايز را به گونهاي بچينند و در تيزرهاي تبليغاتي به ميليونها بيننده تعارف كنند كه به نوعي همه سلايق و خواستهها و نيازها را پوشش دهد.بانكها ميدانند براي يك زن يا مرد مسن زرق و برق يك خودرو احتمالاً جذابيت چنداني ندارد پس سفر به عتبات عاليات در سبد جوايز قرار ميگيرد، يا خانوادهاي كه درگير تهيه جهيزيه است ميتواند نيازمندياش را در كالاي ديگري از اين سبد جوايز جستوجو كند، همينطور «مقرري 5 ميليون ريالي براي پنج سال» ميتواند براي جويندگان كار يا بيكاران جذابيت داشته باشد.آيا همين دامن زدنهاي كاذب باعث نشده، 25 ميليون سپردهگذار در كشور وجود داشته باشد، در حالي كه سه تا چهار درصد سپردهها بالاي 10 ميليون تومان است؟بانكها سپردههاي قرضالحسنه را صرف تسهيلات قرضالحسنه نميكننديكي از مهمترين گلايههايي كه اكنون به يك شكوائيه مشترك ميان مردم، مسئولان و كارشناسان تبديل شده تخصيص نيافتن منابع حاصل از سپردههاي قرضالحسنه به تسهيلات قرضالحسنه است.مطابق با قانون اين منابع بايد صرف ارائه تسهيلات ضروري قرضالحسنه به متقاضيان شود اما متأسفانه اين اتفاق نميافتد.بنا به گفته بهمني، رئيس كل بانك مركزي منابعي كه به صورت قرضالحسنه در بانكها سپردهگذاري ميشود قرض يا دين محسوب ميشود و پرداخت تسهيلات همراه با سود از طريق اين منابع در حكم رباست. به گفته رئيس كل بانك مركزي منابع قرضالحسنه نبايد خلق پول كند، خلق پول زماني صورت ميگيرد كه قرض در كار نباشد. اما براساس آمارهاي رسمي بانك مركزي مانده منابع قرضالحسنه بانكها در پايان بهمن ماه سال گذشته بيش از 16 هزار و 844 ميليارد تومان بوده كه از اين رقم 9 هزار و 169 ميليارد تومان به صورت تسهيلات قرض الحسنه پرداخت شده است.به عبارت ديگر فقط 54 درصد منابع قرض الحسنه صرف ارائه تسهيلات قرض الحسنه شده و 46 درصد منابع قرض الحسنه عملاً در قالب تسهيلات سوددار به متقاضيان پرداخت شده است،اتفاقي كه برخي از كارشناسان از آن به عنوان رباخواري در بانكها ياد ميكنند.اين در حالي است كه الزام بانكها به اختصاص تمام منابع پسانداز قرضالحسنه به تسهيلات قرضالحسنه از جمله مقرراتي است كه در بسته سياستي- نظارتي بانك مركزي مورد تأكيد قرار گرفته و از سال 87 الزامآور است.البته متناقض بودن آمارهايي كه از سوي مسئولان بانكها و بانك مركزي ارائه ميشود وضعيت را پيچيدهتر ميكند. در حالي كه رئيس كل بانك مركزي ميگويد در دو سال گذشته به طور ميانگين 39 درصد منابع قرض الحسنه صرف تسهيلات قرض الحسنه شده است اما برخي از مسئولان بانكها از تخصيص 95 درصدي سخن ميگويند. شايد به همين خاطر باشد كه رئيسجمهور در پنجاهمين مجمع عمومي بانك مركزي به ضرورت اعمال شفافيت در سياستگذاريهاي بانكي اشاره ميكند و ميگويد:هر روز بايد بر عملكرد نظام بانكي كشور افزوده شود.تصور تسهيلات صندوق قرضالحسنه با 30 درصد سودزماني كه برخي از تجار و بازاريان سنتي با هدف گرهگشايي از كار مردم در ايران اولين صندوقهاي قرضالحسنه را ايجاد كردند كسي در ذهن خود تصور روزي را نميكرد كه در آن صندوقهاي قرضالحسنه خود به گرهي ناگشوده تبديل شوند.پيش از انقلاب بود كه اندك اندك بر حجم فعاليتهاي اين صندوقها افزوده شد، صندوقهايي كه توانستند كارنامهاي درخشان و تصويري مثبت در ذهن مردم بر جاي بگذارند. جامعه هدف اين صندوقها مطابق با آنچه بانيان و مديران آن طراحي كرده بودند طبقه متوسط و آسيبپذير بود كه نميتوانست بار مالي يك حادثه يا اتفاق را به راحتي هضم كند، اينجا بود كه صندوقهاي قرضالحسنه با هدف حفظ يك خانواده آبرومند مداخله ميكردند،بدون آنكه اين مداخله به حوزه فعاليتهاي بانكي تسري پيدا كند.مديران و دستاندركاران اين صندوقها افراد خيري بودند كه گرهگشايي از كار نيازمندان و نشاندن لبخند بر لب آنان را در حكم باقيات الصالحات براي خود ميدانستند. آنها مباني قرض الحسنه را در آموزههاي قرآني و اجر عظيم آن جستوجو ميكردند. در واقع آنها آمده بودند فارغ از منطق انتفاعي رايج در بازار بخشي از اموال خود را صرف امور خيريه كنند. صندوقهاي قرضالحسنهاي كه به اين شكل تأسيس شدند حلقه واسطهاي ميان نيازمندان حقيقي و خيرين حقيقي بودند اما نسل ديگري از صندوقهاي قرض الحسنه كه بعدها روي كار آمدند اگرچه عنوان صندوق قرضالحسنه را بر سر در خود داشتند اما به نظر ميرسيد اتفاق ديگري در حال شكلگيري بود.متأسفانه اين صندوقها به ويژه در دو دهه گذشته دچار اعوجاجات بسياري شدند و تبعات و حاشيههاي اجتماعي، فرهنگي فعاليتها آنها- حاشيههايي كه گاه حتي تبعات سياسي به خود گرفت و اعتراضات سپردهگذاران و مال باختگان آنقدر سر و صدا ايجاد كرد كه قواي سهگانه كشور را در مقاطعي مجبور به مداخله و جبران خسارات كرد- و آسيبي كه هرازگاهي متوجه سپردهگذاران شد به فضاي بياعتمادي نسبت به فعاليت صندوقهاي قرضالحسنه در جامعه دامن زد.به تعبير بهمني، رئيس كل بانك مركزي گاهي اين صندوقها در حالي نام ائمه اطهار را به دوش ميكشيدند كه سودهاي 30 درصدي از تسهيلات اعطايي به سپردهگذاران دريافت ميكردند.به گفته برخي از صاحبنظران و كارشناسان امروز حجم فعاليت اين صندوقها گاه از فعاليتهاي يك بانك هم فزوني گرفته و عملاً اتفاقي كه نبايد ميافتاده، افتاده است. صندوقهاي قرض الحسنه وارد فضاي اقتصادي و بانكي شدهاند و در بازار خريد و فروش و دادوستد و سرمايهگذاري نظير يك بانك رفتار ميكنند. اين صندوقها براي سرمايهگذاري و ايجاد حاشيه سود از سپردههاي قرضالحسنه استفاده ميكنند، در حالي كه اين سپردهها بايد صرف ارائه تسهيلات قرض الحسنه شود.اين همان هشداري است كه دكتر احمدينژاد در زمان افتتاح بانك قرض الحسنه مهر ايران به مديران اين بانك ميدهد و ميگويد: نگذاريد بانك به دايره كارهاي سرمايهگذاري وارد شود، سرمايهگذاري به قدري قوي و پر جاذبه است كه اگر اين اتصال برقرار شود ميتواند بانك را از مسير و هدف اصلي خود منحرف كند.رئيسجمهور ميافزايد: شرايط كسي كه براي تحصيل يا ازدواج وام ميگيرد بايد با فردي كه به دنبال تأسيس مجموعهاي براي سودآوري است متفاوت باشد اما متأسفانه نظام بانكي ما بين اين دو تفاوتي قائل نميشود. اتفاقي كه منشأ اختلالات اقتصادي است. از سوي ديگر اگر از سيستم بانكي صرفاً سودآوري را مطالبه كنيم در اين صورت اين فرهنگ تمام اجزاي جامعه را تحت تأثير خود قرار ميدهد و تمام اقداماتي كه روزي ضد ارزش ميپنداشتيم گام به گام تعبير و توجيه ميشود.كارمزد زير 4 درصد يا شرط محالاما تهديد به تعطيلي صندوقهاي قرض الحسنهاي كه در عمل دست به فعاليتهاي بانكي ميزنند از سوي بانك مركزي نتوانسته اين صندوقها را به سمت فعاليتهايي كه يك صندوق قرضالحسنه در تعريف فقهي و قانوني آن بايد انجام دهد ترغيب كند.اين چالش بزرگي است كه مدتهاست بانك مركزي و دولت با آن دست به گريبان هستند و ايدههايي چون تشكيل بانك قرض الحسنه يكپارچه و واگذاري فعاليتهاي قرض الحسنه بانكهاي كشور به اين بانك در راستاي اين دغدغه است. روزهاي پاياني خردادماه امسال بود كه سازمان اقتصاد اسلامي تفاهمنامهاي با بانك مركزي به امضا رساند كه مطابق با آن اين سازمان بر فعاليت صندوقهاي قرض الحسنه نظارت كند. محمود بهمني پس از امضاي اين تفاهمنامه بود كه گفت سازمان اقتصاد اسلامي با داشتن 1200 شعبه در سراسر كشور ميتواند آرزوهاي ما براي داشتن يك بانك قرض الحسنه با چتر پوششي در سراسر كشور را برآورده كند.اما آيا صندوقهاي قرضالحسنه از تشكيل يك بانك قرضالحسنه واحد زير نظر سازمان تجارت اسلامي استقبال ميكنند؟صندوقهاي قرضالحسنهاي كه به گفته مسئولان به سودهاي دو رقمي با عنوان كارمزد خو گرفتهاند.سيدمجتبي قائم مقامي، عضو هيئت بررسي مسائل صندوقهاي قرضالحسنه معتقد است :اگر صندوقها بخواهند عضو سازمان اقتصاد اسلامي باشند بايد كارمزد زير 4 درصد از سپردهگذاران و مشتريان دريافت كنند؛ يعني يك شرط محال براي صندوقهاي قرض الحسنه. قائم مقامي علاوه بر اين حتي معتقد است ميزان كارمزد صندوقها نبايد به نسبت هزينههاي آنها حساب شود، چرا كه در اين صورت صندوقها از حالت قرضالحسنه بيرون ميآيند و ربا صورت ميگيرد.تورم گرهي در برابر قرض الحسنه به نظر ميرسد علاوه بر نقاط مبهم و تضادهايي كه بين سه قانون ناظر بر عمليات بانكي(قانون اداره بانكها، قانون عمليات بدون ربا و قانون پول و بانكي كشور) وجود دارد، تورم همان گرهي است كه اجازه نميدهد مفهوم حقيقي قرضالحسنه در جامعه پياده شود.تورمي كه بانكها را وادار ميكند وام قرضالحسنه با سود 27 درصد به مردم بدهند، تورمي كه به تعبير شيباني رئيس پيشين بانك مركزي شهد قرضالحسنه را در كامها شرنگ ميكند. شيباني حتي ابايي ندارد از اينكه در هجدهمين همايش بانكداري اسلامي بگويد، طرح رئيسجمهور در تشكيل بانك قرضالحسنه در صورتي موفقيتآميز خواهد بود كه تورم به صفر برسد.شيباني پس از استعفا از بانك مركزي بود كه با علني كردن اين استيصال دست استمداد به سمت فقها هم دراز كرد و گفت: سر و سامان دادن به جنبه فقهي بر عهده علماي ديني است. فقهاي عزيز بايد در اين بخش بحث و بررسي بيشتري داشته باشند تا نقطه پاياني به چالشهاي مستمر مصداق ربا گذاشته شود. فقها بايد روشن كنند اگر ما تورم داريم وضعيت نرخ سود چگونه است، ما بايد از اين بحثهاي 20 ساله نجات پيدا كنيم.ابهامي در پس دادن اصل پولاما نگاهي به تعاريف فقهي قرضالحسنه مبين شكاف معناداري است كه ميان واقعيتهاي موجود و اين تعاريف پديد آمده است. استاد مطهري در تعريف قرض مينويسد:«تمليك به ضمان است و مقترض ضامن مثل يا قيمت آن است.» در واقع نبايد براي پرداخت و دريافت تسهيلات قرضالحسنه سودي حتي با عناويني نظير كارمزد رد و بدل شود اما ماده 27 و 28 دستورالعمل شوراي پول و اعتبار عملاً كارمزد و سود را پيشبيني ميكند، به عبارت ديگر اگر تورم در اقتصاد كشور صفر بود، در آن صورت ارزش پول كشور ثابت ميماند، بنابراين قرضالحسنه هم ميتوانست به تعريف حقيقي آن نزديك شود. اما وقتي يك تورم دو رقمي يا حتي تك رقمي وجود دارد و در چنين فضايي يك فرد از تسهيلات قرضالحسنه استفاده ميكند، ارزش پولي كه او دريافت كرده به مرور زمان كاهش مييابد، بنابراين وقتي فرد قرض گيرنده ميخواهد قرض خود را يكجا يا تدريجي ادا كند با اينكه به ظاهر اصل مبلغ به قرض دهنده برميگردد اما در واقع با افت ارزش پول، قرض دهنده متضرر ميشود. اين مسئله در رابطه بانكها و سپردهگذاراني كه اقدام به افتتاح حسابهاي قرضالحسنه ميكنند نيز وجود دارد. فردي را در نظر بگيريد كه به خاطر برنده شدن در قرعهكشي حسابهاي قرضالحسنه يا حتي يك اقدام خيرخواهانه يك ميليون تومان به بانك قرض ميدهد و به فرض اين يك ميليون تومان پنج سال در حساب او ميماند، مسلماً با در نظر گرفتن يك تورم دو رقمي يا حتي تك رقمي ارزش پول اين فرد وقتي بعد از پنج سال پول را از بانك دريافت ميكند، كاهش مييابد. در واقع قرض دهنده در اينجا متضرر شده است، در حالي كه طبق اصول فقهي اصل يا مثل پول او بايد برگردانده شود.